جنبش مهسا : زن ، زندگی ، آزادی
در سال۲۰۲۳/ ۱۴۰۱ درحالی به استقبال هشتم مارس؛ روز جهانی زن می رویم که جنبش مهسا با شعار زن، زندگی، آزادی گام های بلندی را برای زنان ایران، خاورمیانه و جهان به جلو برداشته است؛ گام ها و قدم هایی که رفت و برگشت های بسیاری را با خود همراه کرده و خواهد کرد و بسان هر حرکت جنبشی متکی به مردم؛ افت و خیز، بالا و پایین، دستاوردها و پاشنه آشیل بسیار دارد. چرا که اساسا موضوع های ایران و خاورمیانه و از جمله مسائل زنان پر از چالش ، تنش، دستاورد و… است.
جنبش مهسا؛ زن، زندگی، آزادی از شرایط مرد سالاری در ایران برخاسته است ودر جامعه ای که حتی زنان از حق مدیریت بر بدن و پوشش خود نیز محروم شده اند و نظام مرد سالار آنان را از تمامی عرصه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی عقب می راند و همین ساختار؛ در زنان عاملیت، توانمندی و حق شورش و فریاد را نهادینه کرده است و مردان جامعه نیز با آن همراهی کردند چرا که مردان جامعه نیز مورد ظلم و بی عدالتی اند و همبستگی آنان با جنبش مهسا به دفعات مشاهده شده است و در فراگیر تر شدن آن سهم بسزایی بازی کرده است.
در سال های اخیر، مقامات رسمی نظام در خصوص مسائل زنان و خانواده نقطه نظرهای واپس گرایانه ارائه داده و بدان عمل کرده اند. زنان برای حفظ کرامت به بازگشت به خانه دعوت و به فرزند آوری تشویق می شوند؛ کودک همسری تبلیغ شده و رواج پیدا کرده، از حجاب اجباری دفاع شده، پوشش زنان زیر ذره بین قرار گرفته و اندک تخطی از آن با خشونت گشت ارشاد به مرگ و قتل هموطنان انجامیده، احکام صادره برای مردان مرتکب قتل های ناموسی با اغماض مواجه شده، نه تنها برای اشتغال، مدیریت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زنان اقدامی صورت نگرفته بل نهادهای مربوط به قانونگزاری و زنان ، بدون اعتنا به حقوق بیشمار ضایع شده زنان، قوانین و لوایح توهین کننده و تحقیر آمیزی را رسانه ای کردند. و از سهمیه های جنسیتی دانشگاه ها و..و…می کاهند…
نفیسه آزاد؛جامعه شناس: “این سیاست ها تنها ابعاد کلان دولتی ندارند و موضوع فقط سیاست گذاری از بالا به پایین نیست بلکه وضعیت تبعیض آمیز زنان در جامعه ایران متحدان اجتماعی دارد.”)انجمن جامعه شناسی ایران- دیدگاه نفیسه آزاد)
در هر ماجرایی که به موضوع زنان و نسبت های جنسیتی مربوط می شود اگر سیاست گذاری به رفع تنش و چالش منجر نگردد؛ جامعه و بخصوص زنان خود به رفع تنش ها خواهد پرداخت و حتی با زد و خوردی سنگین به دنبال قوانینی عادلانه اند. سال های دراز جنبش های زنان ایرانی از مشروطه تا جنبش زن، زندگی، آزادی این را به اثبات رسانده است.
مورگان شوستردر اختناق در ایران: (درگزارش مشروحی از انجمن های نیمه سری زنان در مشروطه) “زنان محجبه ی ایرانی با همه بی تجربگی ویا تجربه بسیار اندک، در شب به معلمان زنده دار، نویسنده روزنامه ها و شب نامه ها، موسسان باشگاه ها، کلوپ های زنانه و سخنوران موضوعهای سیاسی تبدیل شدند”.
“اولین قدم زنان برای دستیابی به اهداف خود در مشروطه، تأسیس مدارس و انجمن های زنانه بود. قانون انتخابات ۱۲۸۴ با صراحت کامل، زنان را از تلاش های سیاسی بازداشت و همچنین مجلس به تقاضاهای ایشان مبنی بر اینکه رسما مورد حمایت قرار گیرد، توجه چندانی نکرد….زنان ایرانی بدون آن که منتظر حمایت دولت و کمک های قانونی بمانند به سازماندهی خود پرداختند و به شیوه های خلاق به تأسیس و اداره مدارس زنانه و مراکز بهداشتی و درمانی و کانون هایی برای نگهداری و تربیت کودکان بی سرپرست دست زدند.
زنان با وجود همه موانع بیرونی و درونی، همواره تلاش کرده اند به حقوق و جایگاه خویش در جامعه ایران دست پیدا کنند این راه هرگز هموار نبوده است چه در فرهنگ مشروطه که آنان را آغا بیگم دختر نجم آبادی، یا زوجه ملک المتکلمین ،یا همسر یپرم خان و میرزا سلیمان میکده نامیدند، چه زمانی که با تلاش امثال طالقانی به شورای جبهه ملی راه یافتند، چه وقتی شکنجه شدند، چه زمانی که سیانور بلعیدند ، چه آن گاه که مدرسه ها ی دختران را بنیان نهادند، چه در سازمان های حمایتی و ان جی او ها تلاش زیست محیطی می کنند ، چه برای حق پوشش، حق تحصیل، حق خروج و ده ها حق خرد و کلان تلاش می کنند. …
این زنان نشان داده و می دهند که تنها خواست های نخبه گرا یانه ندارند، بلکه زنان ایرانی برای حقوق خود تلاش می کند و راه خویش را نیز در جامعه باز می نماید .
هشت مارس را با وجود تمامی رنج و شکن هایی که بر زنان و مردان بخصوص در سال گذشته روا داشته شد گرامی می داریم !
https://t.me/iranfardamag