امروز صدای زنان ایرانی به گوش جهانیان میرسد
شاید برخی، با توجه به برخوردهای هنوز سرکوبگرانه با مطالبات زنان در جامعه ایران و رویدادهای ناگواری که در ماههای اخیر شاهد آنها بودهایم، بر این باور باشند که روز جهانی زن را نباید خجسته داشت و تبریک گفت. اما ما معتقدیم که امروز بیش از هر زمان دیگری باید این روز را به زنان ایرانی تبریک گفت، چرا که سالها کنشگری آنان و اینکه در تمام عرصههای زندگی اجتماعی و اقتصادی و حقوقی و سیاسی دست از مطالبهگری برنداشتند به بار نشسته است. زنان، چه در سطوح نخبگان علمی و فرهنگی و اجتماعی و چه در سطوح لایههای زیرین جامعه سالهای بسیار سیاهی را پشت سر گذاشتهاند.
زمانی بود که مطالبات آنها، حتی در میان جامعه مردان باصطلاح روشنفکر یا نخبگان سیاسی و فرهنگی بسیار حاشیهای فرض میشد و رایجتر آنکه با انگ “فمینیستی بودن” پرونده مختومه اعلام میشد. گویی فمینیسم کفر و الحاد و دشنام بود و ورود به آن عبور از مرزهای ممنوع به شمار میآمد. غافل از آنکه این مرزهای ممنوع، چیزی نبود جز مرزهایی که حوزه منافع برخورداران از مزیتهای جامعه مردسالار را به چون و چرا میطلبید. پس طبیعی بود که برخوردهای خشن و سرکوبگرانه با زنان و مطرح شدن مطالبات آنان نیز دیده نشود.
تاریخ چندین و چندساله تجربه زنان با گشتهای ارشاد و مأموران مبارزه با منکرات روایتی باورنکردنی را در خود ثبت کرده است.
همچنین تجربه حذف سامانمند زنان از مشارکتهای سیاسی و اجتماعی و هنری و فرهنگی یا ایجاد تضییقات و محدودیتهای بسیار برای آنان. در تمام این سالها این حذفها و برخوردهای خشن در سکوت یا تقریبا در سکوت صورت میگرفت. گویی زن بودن برابر بود با بدیهی بودن از لحاظ در حاشیه قرار گرفتن. گزینشهای اداری و علمی و نظارتهای استصوابی زن واقعا موجود جامعه ایران را انکار میکردند. زن بودن دلیل اول رد صلاحیت علمی یا سیاسی یا گزینشهای اداری میشد، چون اصولا نیازی به ذکر دلیل احساس نمیشد. پیش میآمد که زن نوازنده را، بی هیچ دلیل موجهی از روی صحنه پایین بکشند.
فعالیت سازمانهای غیردولتی، بهويژه نهادهایی که ارکان آن زنان بودند با محدودیتها یا تعطیلی مواجه میشد. تقریبا در تمام این سالها برگزاری بزرگداشتی برای هشت مارس برای انجمنهای دانشگاهی و دانشجویی و کنشگران دیگر با ترس و لرز و لغو و تعطیلی جلسات همراه بود.
مهمتر از همه آنکه سیاستگذاران و تصمیمگیرندگان سطوح کلان مملکتی همچنان حضور زنان را در هنر و رمان و ورزش و ورزشگاهها مایه فساد و آبروریزی میدانستند. گزارشهای تصویری ورزشی به فعالیتهای مردان اختصاص داشت. حقوق مدنی زنان در عرصه خانواده نیز تعریفی نداشت و پر از خلأ و کمبود بود.
در این مقاله، از «بود» و از افعال گذشته بهره گرفتم، اما این به معنای آن نیست که «بود» و امروز «نیست». بلکه به معنای آن است که امروز صدای زنان ایرانی به گوش همۀ جامعه ایران و به گوش جهانیان میرسد و دیگر از سکوت خبری نیست.
گروه مطالعات زنان انجمن جامعهشناسی ایران، در طول بیست سال تلاش خود برای آنکه موضوعات و مسائل مختلف مربوط به زنان را بررسی و تحلیل و بازگو کند، سهم شایانی در شکستن این سکوت داشته است.
روز جهانی زن بر اعضای کنونی گروه و نیز بر همۀ کسانی که در طول این بیست سال با ما همکاری کردهاند فرخنده باد.
هشت مارس امسال و روز جهانی زنان را بیش از همه جهانیان باید به زنان ایرانی تبریک گفت.
نیره توکلی، جامعه شناس و عضو گروه مطالعات زنان