مطابقت محتوای اصلی منشور «مهسا» با روح جنبش
انتشار منشور مهسا یک گام مثبت و یک دستاورد خوب برای جنبش و اپوزسیون دموکراتیک خارج از کشور است. این منشور ظرفیت و کیفیت لازم و حداقلی برای اجماع و شکل دادن به یک نیروی سیاسی مدافع و موثر جنبش زن ، زندگی و آزادی در خارج کشور را داراست. برآمد گسترده و نیرومند جنبش ایرانیان مهاجر و تبعیدی در شاخصترین جلوه های خود نشان داد که همراه خواستها و شعارهای انقلاب مردم ایران و خود بخشی از است.
محتوای اصلی منشور مهسا نیز با خواستها و روح این جنبش مطابق است. ارکان اصلی این منشور بر ارزشهایی چون آزادی ، دموکراسی ، سکولاریسم ، پلورالیسم و عدم تمرکز قدرت استوار است. این ارزشها برای حمایت و همراه شدن با یک حرکت دموکراتیک کفایت میکند. اکتفا به این حداقل به معنای اجتناب از تکامل منشور و انتقاد به ضعفها و کمبود های ان نیست. اما آنچه به اهمیت این حرکت می افزاید، نه فقط خود منشور بلکه شرایط تاریخی و سیاسی موجود ، نیروهای اجتماعی فعلیت یافته ،نسل تازه کنشگران سیاسی مدنی و رهبران نمادین است، بطور خلاصه جنبش حمایتگر خارج کشور در شرایط تاریخی بی نظیری قرار گرفته که برای برداشتن هر گام نو و امتحان هر ابتکار تازه در حوزه عمل و عرصه نظر باید به کلیت این شرایط جدید توجه کند.
تمامی تلاشهای تاکنونی جنبش اپوزسیون خارج کشور در دهه های گذشته جز دوره کوتاه جنبش هشتاد و هشت برای ایجاد یک کانون یا اتحادیه موثر سیاسی در محدوده نیروهای باقی مانده و شکست خورده از دوره انقلاب و در شرایط عقب نشینی و رکود سیاسی انجام گرفته . حال انکه اکنون جنبش در موضع تعرض است و نیروهای جوان و جدیدی را وارد میدان فعالیت سیاسی کرده است . اپوزسیون خارج کشور در شرایط نو و ازمون بکلی تازه ای قرار گرفته است . در شرایط پر تلاطم سیاسی و اجتماعی و موقعیت عدم تعیین . تغییر شدید مواضع سیاسی و تغییر دایمی مناسبات نیروها . ضرورت طرح شدن تدوین منشورها نیز خود باز تاب همین تحولات سریع و گیج کننده است ، جنبش نیاز دارد برای متعادل کردن و تحت کنترل در اوردن تغییرات و داشتن تعریف روشنی از جایگاه نیروها و تثبیت مناسبات سیاسی نقشه معین و پلاتفرم قابل شناسایی طراحی کند. در چنین شرایطی برخلاف شرایط عادی و تثبیت شده ، توجهات نباید فقط بر متن برنامه ها و منشورها متمرکز شود بلکه همانقدر مهم است که کل جنبش و تحولات ان مد نظر باشد.
اپوزسیون خارج کشور هیچ گاه در مضیقه منشور نبوده است. قفسه های سیاسی سازمانها و اتحادیه های موجود پر است از انواع منشورهای دموکراتیک و رادیکال با تنظیمات دقیق و زیبا . هر گروه و دسته سیاسی یک دو جین از این منشورها در اختیار دارد که هر از چند گاهی مدون و منتشر کرده اند اما این منشورها تا کنون بکار هیچ جنبشی نخورده اند و در بهترین حالت در خدمت سلامت ایدئولوژیک و پاسداری از اصول فرقه ها بوده اند. سابقه تدوین منشور و برنامه نویسی اکثریت گرو های اپوزسیون به ما نشان می دهد نوع رویکرد انها به منشور نویسی بجای برانگیختن جنبش ها یا تجمیع نیروها به انزوای بیشتر آنها و فرقه سازی منتهی شده است.
جنبش امروز ایران ، جنبش زن ، زندگی ، آزادی ، تا اینجا نشان داده است که میانه ای با این نوع رویکردها و مدلهای اصولگرایانه ندارد. این جنبش در مقایسه با جنبش های پیشین که اغلب مسحور ایدئولوژی و جاذبه اقتدار گرایی و پیشوا پرستی و تمرکز گرا بودند بدنبال مدل های از رهبری ، سازماندهی و برنامه سیاسی است که دموکراتیک و باز ، منعطف و پلورال باشد . کنشگران این جنبش علاقه ای به مناسبات سفت و سخت حزبی ،روابط هیرارشیک و بنا براین برنامه ها و منشورها و مانیفست های سنگین و رنگینی که همه عالم و ادم را با جزئیات تشریح و مدون کرده باشند ، نشان ندادهاند . بنابراین برخورد با منشور مهسا باید بدور از رویکرد سنتی ، با نگاهی به خصوصیات امروز جنبش و نیروی محرک ان همراه باشد . برای داوری و ارزش گذاری بر هر حرکتی محدود شدن به متن و منشور کافی نیست بلکه خصوصیات و ماهیت جنبشی که به حمایت از ان برمیخیزد و عناصر اصلی پیش برنده انها مهم است. می گویند یک گام پیشرفت جنبش عملی بهتر است از ده ها برنامه . به نظر می رسد که منشور مهسا و نیروی پشتیبان ان از چنین خصوصیت عملی و تاثیر گذاری بر جنبش برخوردارند .
جنبش انقلابی زن ، زندگی ، آزادی چیز های زیادی به اپوزسیون آموخت ، حال باید دید اپوزسیون چه چیزهایی می تواند به این جنبش بدهد؟. تحت تأثیر برآمد خیزش مردم اپوزسیون خارج از کشور هم تکان تازه ای بخود داده است ، این روزها و ماه ها ، ما شاهد فعالیت های جدیدی برای همگرایی و اتحاد میان گروه ها و محافل مختلف هستیم . در این جهت خبر های امیدوار کننده ای بگوش می رسد. با یک نگاه خوشبینانه شاید بتوان گفت عصر جدایی ها و انشعابها پشت سر گذاشته میشود و دوران همگرایی و وصل کردن شروع میشود. و بی تردید این جهت گیری آن چیزی است که مردم سالهاست از سیاسیون و گروهای اپوزسیون خارج کشور انتظار داشته اند. در شش ماه گذشته که از شروع جنبش انقلابی می گذرد ایرانیان مهاجر و همچنین گروه بندی های سیاسی با ان همراه شدند و تا حدی ان بیگانگی ها و انتظارات برآورده نشده طولانی را جبران کرده ا ند . اما آنها هنوز تا انجام کامل وظایف خود و تحقق ادعا هایی سیاسی شأن فاصله زیادی دارند. چیزی که هنوز این انتظارات را با تردید و ناباوری رو برو می کند، رفتار و گفتار فرقه ای و انحصار طلبانه ای است که از طرف گرایشات افراطی طیف های مختلف سیاسی در تخریب حرکات و ابتکارات وحدت طلبانه صورت میگیرد. از جمله چنین رفتار تخریبی هم اکنون در برخورد با منشور مهسا از سوی اولترا ناسیونالیست ها و اولترا کمونیست ها شروع شده است. با همان روش های شناخته شده ماکسیما لیستی با چاشنی انگ زدن و تمسخر که بعید است تاثیر زیادی بر افکار نسل جدید داشته باشد . زیرا این نسل، نسل آگاه تری است ، نسل چون و چرا کردن است، نسلی است که به آسانی تبعیت نمی کند، آنها حتا به پدران خود گوش نمی دهند ، بلکه بر عکس این پدران هستند که باید به این جوانان گوش بدهند و از آنها بیاموزند. این واقعیتی است که هر یک از ما اغلب در متن زندگی خود میبینیم و تجربه می کنیم.
نسل فعالان و رهبران نمادین جنبش نیز یک چنین خصوصیاتی از خود نشان می دهند، آنها نه مثل گذشته در برج عاج روشنفکری یا کمیته های مخفی و پشت سیماهای افسانه ای و راز آلود پنهانند ، بلکه کنشگرانی هستند علنی و مرعی، شفاف و شناخته شده ، چهره به چهره مردم، دم دست در مبادله و مراودات فکری و عملی، حاضر در شبکه ها ، در رسانه ها ، قابل رویت ، قابل تعقیب ، قابل محاسبه و قابل نقد. وقتی چنین است، وقتی ما در عصر شفافیت و حضور ذهن های بیدار و مراقبه همگانی بسر می بریم ، شانس برنده شدن و مقبول شدن و جلب اعتماد عمومی با کسی و گروهی است که در سیاست واقعگرا ست ، به روز شده فرهنگ سیاسی است ، مستدل حرف می زند، درست گفتگو می کند و بر فاکتها اتکا دارد،
فقط منشورها روی میز نیستند، منشورها همیشه علنی و در انظار بوده اند، آنچه جدید است این است که آدمها و گروه ها و مدعیان رهبری و رسالت هم جلوی صحنه اند و امکانات رقابت نیز تا حد زیادی دموکراتیک و همگانی شده است. ظهور چهره های محبوب و مردمی همچون نسرین ستوده ، سپیده قلیان، اسماعیل بخشی ، نرگس محمدی ، بهاره هدایت ، محمد حبیبی ، ابوالفضل قدیانی، هاشم خواستار ، آتنا دایمی ، حسین رونقی ، توماج صالحی ، مسیح علینژاد ، حامد اسماعیلیون و صد ها چهره معروف و معتبر دیگر ، محصول چنین فرهنگ و شرایط تازه ای هستند ، افرادی هستند متعهد و مجهز به مبارزه اصولی ، رفتار دموکراتیک ، داشتن پرنسیپ اخلاقی ، محترم داشت مخالف ، نداشتن روحیه و رویکرد فرقه ای و انحصار طلبی و واجد قدرت رقابت علنی. بدنه جنبش دموکراتیک ما و نسل انقلابی زن ، زندگی ، آزادی با چنین فرهنگ و توانایی به صحنه آمده است. بنابراین هر گروهی که در خود رسالتی برای دعوت از مردم و رهبری و جلب پایگاه اجتماعی می بیند و میخواهد پای نقد و بررسی افراد ، گروه ها و منشورها و برنامه های رقیبان بایستد ، باید با در نظر داشت کاراکتر چنین مخاطب فهیمی وارد میدان بشود و آنها را متقاعد کند که از کدام برنامه حمایت کنند و پای چه منشوری امضاء بگذارند. یا کدام منشور را رد کنند . این امر دیگر با هو جنجال و شلوغ بازی های پوپولیستی میسر نمی شود
فیسبوک نویسنده