پلت‌فرم ائتلاف/ منشور و آینده، بردیا موسوی

آیا نوشتن منشور به شکافهای اجتماعی-سیاسی دامن میزند؟

اوایل دید مثبتی به هر نوع منشور داشتم. بخشی از این فکر برای من منشأ و بارقه‌ای برای بیان چشم‌انداز جایگزینی از ایران آینده و از گروههای متنوع مخالفان حکومت بود. تصور نمی‌کردم این رویکرد تکنیکی که ما استراتژی نویس‌ها برای کیستی سازمان، ارزش‌های حرفه‌ای و چشم‌انداز آن برای اجرایی شدن می‌گوییم آن‌قدر مرجعیت سیاسی و اصالت در تصمیم‌گیری نسبت به هم رقابتی بیابد که حتی به شکل ضدیت با محتوای یک همبستگی عمل کند. حالا فکر می‌کنم مطرح کردن منشور به جای مانیفست و نوشتن و انتشارش خطای استراتژیک محسوب می‌شود و اگر از دید کاربردی و اثربخشی نگاه کنیم به شدت و در همه سطوح از منتهای طیف چپ تا منتهای راست به شکاف اجتماعی سیاسی دامن زده است.

ما (نوعا) ایرانیان یک پلتفرم ائتلاف می‌خواستیم (و البته هنوز هم می‌خواهیم) با حداقل مشترکات و کلماتی که درست انتخاب می‌شوند و بر اساس مطلوب آنچه در گذار دموکراتیک مطرح است در برابر هولناکی محتوایی جنایت‌بار از جنگ به صلح و از تمامیت خواهی به دموکراسی سکولار، بتوانیم حداقل‌های عمومی و خیرخواهانه را برجسته کنیم تا به تمرکز انرژی برای تسخیر قدرت و انتقال آن به مردم بیانجامد. اصلا درک نمی‌کنم چرا در چنین وضعیتی باید مثلا درباره جزییات تجارت خارجی نوشت!؟

به هر رو نگارش این جزییات در منشور همبستگی من را یاد پیش‌نویس‌های قانون اساسی می‌اندازد. دقیقا به این معنا که کاری زیر مجموعه و فرعی از پلتفرم ائتلافی آینده، انگار تبدیل به وظیفه اصلی_نامریی ائتلاف شده و به نظر می‌رسد شش عضو نشست جورج تاون برای تدوین اولویت‌ها با تعارض پیش و پس درگیر بوده است. با فرض اینکه پلتفرم ائتلاف، شکل سازمانی خود را تعریف کند می‌تواند در زیر ساختارهای خود، کمیسیون‌ها یا کارگروه‌هایی را تشکیل دهد که یکی از آنها طبعا تیمی از حقوقدان‌ها برای نوشتن چند پیش‌نویس از قانون اساسی آینده باشد. همه مخاطبان نیز درک می‌کردند که با یک پیش‌نویس روبرو هستند و نه یک عدم تفاهم در جایگزینی برای جمهوری اسلامی! متاسفانه حالا این منشور به عنوان یک اولویت مرجع مطرح شده که آسیب زننده و ایجاد کننده شکاف‌های بیشتر اجتماعی خواهد شد.

ما یک پلتفرم ائتلاف می‌خواستیم و البته هنوز هم می‌خواهیم که برای هم‌رقابتی و هم‌افزایی نیروها پس از شکل گیری پلتفرم و تامین منابع مالی و طراحی ساختار به اهداف خودش بر اساس استراتژی مبتنی بر سناریو اقدام کند.

به هر حال چنین نشد اما چاره چیست؟

یک وضعیت واکنشی اعضای نشست جورج تاون این است که چاره‌ای ندارند و باید پشت منشوری که نوشته‌اند بایستند، اما می‌توانند نقدها را بشنوند و تا حدودی که به مشارکت حداقلی برای یک پیمان فراگیر همکاری آسیب نزند، آن را ویرایش کنند و دست‌کم در متن اشاره کنند که این یک پیش‌نویس برای همکاری است و نه تلاشی برای نوشتن قانون اساسی! این نکته بسیار مهمی است که امیدوارم انجام دهند.

نکته دوم، تعریف ادامه وضعیت برای شکل‌گیری یک ائتلاف است که با یک پرسش اصلی و پرسش‌های دیگری آغاز می‌شود. نسبت این شش نفر با پلتفرم ائتلاف را چگونه تعریف می‌کنید؟ منابع مالی تامین کننده برای سازمان در حال شکل‌گیری چگونه تعریف می‌شود؟ مدل سازمانی پلتفرم چگونه خواهد بود؟ اولویت‌های آن را چگونه تعریف می‌کنیم و چگونه آن را به بدنه‌ی معترضان در خیابان های ایران متصل می‌کنیم؟ این‌ها پرسش‌های بنیادی است و البته از نظر گسترش عملیاتی، پلتفرم می‌تواند بسیار موثر و با کارآیی بالا در خدمت نیروهای داخل ایران عمل کند.

طیف منتقدان از هر سو هم با فرض اینکه به شفقت در اندیشیدن و برای یک هم‌آوردی مقابل جمهوری اسلامی و برای ایران اصرار دارند، لازم است درک کنند که از نیروهای سیاسی مخالف خود، نیروی بدتر از جمهوری اسلامی به طور جعلی نسازند. تنها دشمن مشترک، جمهوری اسلامی ست و به خوبی می‌داند که راز پایداری اش در نابودی گفت و گوی نخبه‌گانی در همگرایی ها برای گذار دموکراتیک است.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»