گشتی در صفحات مجازی نشان میدهد که نیروی تغییرخواه اجتماع از معلمان انتظار دارد که به قضایای جمعی تغییرخواهی واکنش نشان دهد و به عنوان صنف اخلاقمدار جامعه اراده تغییر جمعی را به رسمیت بشناسد و آن را تایید و حتی از آن پشتیبانی کند. بدنه تغییرخواه اجتماع با این استدلال که «مطالبات معلمان نیز در قالب تغییر اساسی به نتیجه میرسد» از بدنه و سازمانهای صنفی معلمان انتظار دارند که آزادی بیان را فدای مصالحهگری نکنند. بسیاری از کاربران با معلمان به خاطر دریافت نکردن حقوق و عیدی خود تا آخرین روزهای سال همدردی میکنند ولی این همدردی در اولویتهای آنان جا ندارد. آنان میگویند که معلمان هنوز نمیدانند که با تلاش در جهت منفعت جمعی سریعتر به خواستههای خود میرسند.»
در رابطه با مسموم شدن زنجیرهای دانشآموزان در مدارس، کاربران فضای مجازی میپرسند: «مگر معلمان از همان روز اول آگاهترین قشر و ناظر و شاهد مسمومیت دانشآموزان خود نبودند؟ چرا جزییات مسمومیت دانشآموزان را با روایتهای فردی دقیق مستند نکردند؟ اگر دانش و آموزش قرار نباشد هنگام مستندکردن قضایا کاربرد داشته باشد پس به چه کار میآید؟» آنان میپرسند که چرا سه ماه طول کشید که سازمانهای صنفی معلمان پس از مسموم شدن دانشآموزان اولین مدرسه بیانیه بدهد؟ آنان بیانیه دادن یا محکوم کردن را زمانی که همه مردم در جریان امور بودند و علنا مسببان حمله شیمیایی به مدارس را محکوم میکردند به «نذر روغن ریخته» تشبیه میکنند.
معلمان بسیاری ظرف دهه گذشته تنها به خاطر بیان دیدگاه خود دستگیر، بازجویی و زندانی شدهاند و هزینه دادهاند و بسیاری از آنان هنوز در زندان به سر میبرند و حتی پس از آزادی نیز به نسبت دیگر افراد در معرض آسیب بیشتری قرار دارند. شکی نیست که کنشگرانی که هزینه دادهاند قهرمانان مردماند ولی این کنشگران حقوق معلم باید بتوانند مدل فکری خود را در بدنه معلمان گسترش بدهند تا جمع کوچک و شجاعی به جای حدود ۲میلیون معلم و پرسنل آموزشی مجبور به هزینه دادن نشوند.
معلمان اگر بخواهند که جامعه را با خود همراه و همچنین ساختارهای قدرت را پاسخگو کنند اول باید بتوانند با بازتعریف مناسبات گفتگو با نسل تغییرخواه ، با این جریان تغییرخواه وارد گفتگوی گسترده شوند تا با موج تغییرخواهی که قرار است به زودی دوباره در اولین فرصت خود را نشان بدهد، با حفظ جایگاه خود یارگیری کرده باشند. در این فصل ممکن است جای معلم و شاگرد عوض شود و کارگر و معلم باید آمادگی داشته باشند که زمینه گفتگوی مشترک پیدا کنند و ضعف دانش و مهارت مطالبهگری و گفتگو را به سرعت برطرف کنند.
انتظار کارکرد از مناسبات قدیمی قدرت (اعم از تشخیص اشتباه منابع قدرت چه در سازمان و چه در جامعه ممکن است به سرعت به ترمز و آسیب کل جریانهای مطالبهگر معلمان تبدیل شود و هفتهها انرژی بدنه را به تحلیل ببرد. همچنین آسیبهایی چون وجود نگاه نابرابر در سازمان و یا هسته مطالبهگر صنفی ممکن است به کماثر شدن تلاشها در مقاطع بعدی بینجامد و پویش مطالبهگرانه را کندتر از معمول کند. اما بلافاصله پس از تعطیلات نوروز، کوچکترین سرمایهگذاری انسانی پاداش بزرگی برای مطالبهگران خواهد داشت. این سرمایهگذاری میتواند در قالب دید و بازدید شروع شود.
برای کنشگران حقوق صنفی معلمان، فرصت تعطیلات مدارس به معنی فرصت مرور استراتژیها و راهکارهای گذشته و شبکهسازی با بدنه معلمان و برداشتن گامهایی برای گفتگو با جریانهای دیگر اجتماعی و زمینهچینی مقدمات اتئلاف با آنهاست؛ چرا که با فشار اقتصادی که در ماههای آینده عرصه را بر بدنه معلمان و دیگر صنفها تنگ خواهد کرد، تدوین نقشه راه که ایجاد آمادگی و همآوایی بدنه از راه ظرفیتسازی منسجم در بدنه را در کنار دامنزدن به گفتگو با جریانها و صنفهای دیگر را در دستور کار قرار بدهد میتواند تعادلی زاینده با حاشیهای امنتر نسبت به گذشته برای فعالان حقوق معلم فراهم کند.
گزارش داوطلب: