نمونههایی چون تمسخر رنگ موی روشن زنان در نزدیکی عید نوروز یا انتخاب رنگ موی روشن توسط تازهعروسان، تمسخر زنانی که بدون آرایش یا بدون مدل خاصی از مو صرفا با موهای جمع شده یا ساده در خیابان هستند با این عنوان که اگر قرار باشد اینگونه باشید همان بهتر حجاب داشته باشید و حتی کلیشهی اخیرا شایع شدهی ظاهرا تعریف و تمجید از زنان با لباسهای رنگی و آرایش با این عنوان که اینگونه شهر را زیبا کنید جملگی تقلیل زنان به ابزار و اشیاء بوده، به نوعی توهین به فردیت انسانی آنها است.
یک زن حق دارد نزدیک عید یا هر مناسبت دیگری رنگ موی خود را به هر شکلی که دوست دارد انتخاب کند و این مساله اگر انتخابی شخصی بوده، به زور و فشار نباشد، مشغله و در صلاحیت حتی پدر، مادر یا همسر او نیست. سایر افراد که جای خود دارند.
حتی اگر مقصود نقد فشار بر زنان برای انتخاب نوع خاصی از استایل و رنگ مو مد نظر است، راه برخورد با آن ایجاد حق انتخاب برای زنان و ایجاد جو حمایتی از آنان و طبعا نه مسخره یا سرخورده کردن بیشتر آنان با چنین شوخیهای مبتذلی است.
یک زن حق دارد با و بدون آرایش و با هر پوششی که دوست داشت در مجامع ظاهر شود و بهتر است همهی ما شیرفهم شویم که او هم یک انسان بوده، مامور و موظف به زیبایی یا زشتی یک شهر و منطقه -در قامت یک شئ چون فواره، گلکاری یا … نیست.
یک زن در قامت یک انسان حق صد در صد در انتخابهای شخصی خود را دارد و بیپرده باید گفته شود که دخالت – و شاید به زبانی روشنتر فضولی- در این انتخابهای شخصی، در صلاحیت هیچکسی نیست.
هرچند یک نکتهی قابل توجه این است که بسیاری از کسانی که از چنین کلیشههایی استفاده میکنند قصدی در تمسخر زنان ندارند و قصدشان در بسیاری از موارد شوخی و نهایتا خوشمزگی است. طرفه اینکه اما همین به ظاهر شوخیها در خدمت گفتمان زن ستیز قرار میگیرد و در چنین اتاق فکرهایی ساخته و پرداخته شده، یا حداقل تبلیغ و توسعه مییابد.
مسالهای که اتفاقا وظیفهی همهی افراد جامعه خصوصا ما مردان جامعه را نشان میدهد که همیشه به یاد داشته باشیم در حرفها و کنشها و در انتشار و ارسال مطالب به سایرین از ورود به حریم و انتخابهای شخصی افراد جدا خودداری نماییم و اینگونه زمینه ایجاد یک جامعهی سالم را فراهم نماییم.
در تحلیل این مساله نیز میتوان گفت که تمسخر و تحقیر زنان از دیرباز یکی از شگردهای جامعهی مردسالار برای حفظ فرادستی و تسلط خود بوده است. اطلاق صفاتی چون غرغرو، عقدهای و عصبانی به زبان موفق یا زنانی که بر احقاق حقشان ابرام مینمایند، ناتوان نشان دادن زنان در مشاغل و کارهای مختلف و تمسخر آنان از جملهی اقداماتی است که در بستر این خاستگاه انجام میشود.
هرچند باید اذعان نمود که نبردهای خستگیناپذیر و ابراز مکرر شایستگی توسط زنان جامعه طی دهههای اخیر و تحقق نسبی شایستهسالاری در زمینههای مختلف باعث بهم خوردن این موازنه نامبارک گردیده، اکنون تحقیر زنان در بسیاری از جوامع با هزینههای سنگین همراه بوده، از طرف اکثریت جامعه با پس زدن و واکنشهای منفی قاطع روبرو میگردد.
همین دستاورد ارزشمند اما از طرفی گرایشهای زنستیز جامعه را نیز به روشهای غیرمستقیم سوق داده، باعث شده است که کلیشههای ضدزنی که در قامت کنایه و شوخی است به شدت از طرف این گرایشها تولید یا حداقل استقبال و تبلیغ شود.
مواردی که انتشار دهندگان یا حتی گاه مبدعان اولیه آن قصد بازی در زمین تحقیر زنان را نداشتهاند، اما در عمل توسعه این کلیشهها کاملا در خدمت گفتمان ضد زن قرار میگیرد و همین مساله بار دیگر وظیفهی تک تک ما انسانها در نقل قول و وایرال شدن آنچه میبینیم یا میشنویم را نشان میدهد؛اینکه قبل از هر اظهار نظر و انتشار مطلبی آن را از صافی عدم دخالت در زندگی شخصی سایرین بگذرانیم.
طبیب و فعال اجتماعی-۱۴۰۱/۰۱/۰۴