شعار مقدس حکومت: سرکوب و اینک سرکوب دستمزدها

سرکوب دستمزد در ایران کاملا سیاسی است .

کار همیشه بوده است حتی هنگامی که انسان‌ها در اجتماعات بسیار بدوی زندگی می‌کرده‌اند اما شغل پدیده‌ای جدید است و به دوران مدرن تعلق دارد. امروز تنها دسترسی کارگران و بازنشستگان برای تامین زندگی کار و دستمزد و حقوق بازنشستگی است. از این نقطه به بعد، مبارزه کارگران برای دستیابی به شغلی که بتواند هم به لحاظ زمانی و هم به لحاظ معیشتی  زندگی بهتری را برای  کارگران فراهم آورد، شروع شد و این مبارزه در دو مطالبه و درخواست خود را نشان داد: کسب دستمزد بیشتر‌، ساعات کار کمتر.

تاریخ مبارزه برای این دو درخواست طولانی و پر فراز و نشیب بوده است. اما امروز ما در سطح جهان شاهد تاخت و تاز دولت‌ها برای  از بین بردن اتحاد اجتماعي واقتصادي  میان کارگران بوده‌ایم.

در ایران که وضع به مراتب اسفبارتر است چون هیچ اتحاد و همبستگی میان مزدبگیران و حتی بازنشستگان هم تحمل نمی‌شود. حکومت در ایران یک هراس دائمی دارد و آن هم تشکل است. تمام  دولتهائي که در این مدت يکي پس از ديگري بر سر کار آمده اند، پيوسته و بيش از پيش کار را فقط برای سودافزایی تعريف کرده‌اند و تازه از آن هم بدتر هر گاه سود زد و بند و دلالی و بازارهای دیگر چربیده است ترجیح داده اند تولید را تعطیل و بازارهای دیگر را رواج و رونق دهند.

همه جا از هزینه و فایده سخن گفته می‌شود ولی معلوم نیست هدف این هزینه و فایده چیست؟ هزینه از جیب چه کسانی و فایده برای چه کسانی؟

سرکوب دستمزد در ایران کاملا سیاسی است و هدف اول و غایی سیاست کنونی این است  هر آن چه پولش به جیب دولت نرود بهتر است تعطیل شود همین اتفاق را در حوزه های متفاوت شاهد بوده‌ایم: بيمه سلامتي براي تامين سلامت چون سود اقتصادي توليد نمي کند، بلکه هزينه به بار مي آورد، معنا و مفهوم خود را از دست می‌دهد و فقط نام و نشانی از بیمه وجود دارد بدون این که این بیمه کار اصلی خود را انجام دهد.

آموزش همگانی چون هزینه‌آفرین و از جمله مسئولیت‌های دولتی است تبدیل به آموزش خصوصی می‌شود. داشتن مسکن که عملاٌ تبدیل به امری رویایی و فرازمینی  شده است چون به گفته‌ی خود مقامات مافیای خاص خودش را دارد.

آن چه از این تغییر و تحولات می‌توان استنتاج کرد این است که فقط یک چیز در کشور اسلامی مشروعیت دارد: کسب سود و پول بیشتر و البته حفظ قدرت
بقیه امور فقط تا جایی تحمل می‌شود که این انحصارثروت و قدرت را به مخاطره نیندازد. فرقی نمی‌کند که دستمزد مزدبگیران باشد یا مطالبه‌گری گروه‌های اجتماعی. هر کدام در برابر این انباشت و انحصار بایستند باید به شدت سرکوب شود و اینک نوبت سرکوب دستمزد است

اتحاد بازنشستگان