وقتی قطار قطار فارغ التحصیل بی مغز از دانشگاه “پل مدیریت” ( که به اشتباه بر آن نام امام ششم را نهاده اند) راهی پاستور شدند و میز و صندلی های دولت سیزدهم را گرفتند، رییسی باید به فکر امروز میبود که پس از یک سال گند زدن به وزارت کار و بانک مرکزی و سایر بخشها، مجبور میشود با اشاره احمدینژاد، آنان را معزول – ظاهرا مستعفی- کند.
متاسفانه تا امروز هیچ کس به طور کامل نمیداند که به جز اصول و آموزههای طالبانی چه در سر دانشجویان آنجا فرو میکنند که جز خود را نمیبینند و با تمام توان برای نابودی ایران تلاش میکنند.
اغلب فارغ التحصیلان دهههای هفتاد و هشتاد “پل مدیریت” امروز یا از اعاظم وزارت خارجه و دستگاههای امنیتی اند یا بواسطه ناتوانی در امور سیاسی و حاکمیتی، از مدیران اصلی هلدینگها و بانکهای خصوصی کشورند و در واقع به عنوان بازوی اقتصادی “دولت پنهان” انجام وظیفه میکنند.
در دولت روحانی، فرصت چندانی برای حضور جوانان تازه از راه رسیده “پل مدیریت” داده نشد تا با سر کچل سلمانی بیاموزند و باورهای مسموم خود را به ساختار اجرایی کشور تزریق کنند؛ پس لاجرم دو راه برای بهرهمندی آنان از مواهب سیستمی در دهه نود “گشودهتر” شد:
اول دانشگاه آزاد که پس از هاشمی رفسنجانی به پایگاه اصلی انجمن حجتیه تبدیل شد و با عزل و استعفا و بازنشستگی اجباری اساتید قدیمی آن، به یکباره حجم انبوهی از “پل مدیریت” به عنوان اعضای هیات علمی به دانشگاه آزاد مهاجرت کردند، این جذب عضو هیات علمی به صورت اتوبوسی باعث شد که امروز اتاق اساتید واحدهای دانشگاه آزاد بیش آنکه به ماوای اهل علم تبدیل شود، مقرر و شعبه گروه فشار و خیمه داعش است. بخش اندکی از فارغ التحصیلان دهه نود نیز راهی شرکتهای زیرمجموعه هلدینگهای بانکها شدند و به عنوان اعضای هیات مدیره، از مواهب مالی دلپذیری بهرهمند گشتند.
با استقرار رییسی در پاستور، “سهامداران پل مدیریت” به “سهامخواران بیت المال” تبدیل شدند و تمامی معاونتهای رییس جمهور و وزارتخانهها را مصادره کردند و از وزارت خارجه تا اقتصاد و ورزش را قبضه نمودند.
کسانی که تا قبل از دولت رییسی در اداره یک کلاس بیست نفره درمانده بودند و با توهین و تحقیر با دانشجویان برخورد میکردند، یکباره بر مناصبی تکیه زدند که در خواب هم به آن فکر نمیکردند.
نتیجه این کوچ گلهای، نابودی کامل بازار، اقتصاد، اشتغال، تولید و سیاست خارجی بود؛ مدعیان حکومت جهانی، آنچنان در گل حماقت و ناکارآمدی دست و پا زدند که امروز وزارتخانهها، جولانگاه تسبیح به دستان دستمال به … است و ریاست جمهوری و “ما یتعلق به” حیاط خلوت قلیان کشان و چای خوران آدم فروش… تبدیل شده است.
وقتی معیار گزینش در “پل مدیریت” به جای تخصص و شرف و سواد و ریشه و شخصیت، به عقده و توحش و اعتقادات طالبانی تبدیل میشود و به جای نیروی کارآمد، مشتی عقدهای حقیر پرورش مییابند، این چنین سیاهی و نابودی نیز بدیهی است.
جریانی که انجمن حجتیه در کشور به راه انداخته و طاعون سیاهی که به اسم دولت رییسی به ایران هجوم آورده، هدفی جز تباهی ندارد و در این میان این “مهاجران پل مدیریت” نقش کلیدی دارند.
افسوس کسانی که باید و میتوانند کاری کنند یا در تخت مصلحت چرت می زنند یا بر صندلی منفعت به خود “ترسیده اند”./ شب نشینی هالو