بنبست وشکست از بالا، مقاومت مدنی از پایین
اینک درون حکومت چالشی بین «تعصبات سختگیرانه دینی» و «مصلحت نظام» در جریان است.
خشونت علیه زنان از جمله ریختن وحشیانه ماست بر سر مادر و دختر هموطنمان ناشی از اختیار و اعتماد به نفسی است که علی خامنهای به سربازان آتش به اختیارش داده است. برای آنها که که با چماق بر سر مردم میکوبند و یا با سلاح به آنها شلیک میکنند ریختن ماست امر پیش پاافتادهای است.
چشمان حزباللهیهای ایران هم باید مانند حزب الله لبنان و عراق و مسلمانان اکثر کشورهای اسلامی به حضور رنگین کمانی و همزمان بی حجاب و با حجاب عادت کند. همانطور که به قول آقای ترکاشوند از مشروطیت به بعد به تدریج چشمان آنها به زنان بینقاب و برقع و بعدتر به زنان بیچادر عادت کرد، حالا هم باید به زنان بیروسری و مانتو هم خو بگیرد!
مقاومت مدنی زنان ایران در برابر حجاب اجباری شبیه مقاومت سیاهپوستان در برابرسفیدپوستان و شکستن هنجارهای تبعیضآمیز آنهاست.
جنبش «زن، زندگی، آزادی» توسعه دهنده «رنسانس ایرانی» و رشد «سوژه فلسفی» صاحب اختیار و «شهروند سیاسی» صاحب حق در ایران است. این نوزاد متولد شده را دیگر نمیشود به شکم مادرش برگرداند.
همین روزها شاهد به اشتراک گذاشتن ویدئویی در اکثر کانالهای ولایی هستیم که علی خامنهای از قول آقای خمینی برخورد با زنان در مورد حجاب را محکوم میکند. همچنین ویدئویی که از قول قاسم سلیمانی میگوید با همه ارتباط خوب و مثبت برقرار کنید حتی با کسانی که ظاهرشان با شما متفاوت است. اینها پیامی از بالا و براساس مصلحت نظام به بدنه متعصب ولایی است.
آیتالله سیستانی و مقتدا صدر چنین حساسیتهایی را در کشور خودشان روی حجاب زنان ندارند.
حسین شریعتمداری در باره بیانیه وزارت کشور درست گفته بود که دیرهنگام و دو پهلوست. این بیانیه تاکید داشت موثرترین راه حل، برخورد فرهنگی است (راهحلی که قبلا به غربزدههای نظام نسبت میدادند!). شریعتمداری اما بعد از دریافت سیگنال بالا وادار به عذرخواهی شد.
در همین روزها در ویدئوهایی که مانع ورود زنهای بیحجاب برای بازدید از مراکز باستانی میشوند، میبینم در باره زنهای بدحجاب اصلا حساسیتی نشان نمیدهند! مصلحت نظام ایجاب میکند بین «بی حجابی» و «بد حجابی» (که خامنهای اسمش را «ضعیف الحجابی» گذاشت)، فاصله گذاری و یک قدم عقبنشینی کنند.
بخشی از بدنه ولایی با دیدی متشرعانه، بیحجابی را بی بند و باری میدانند و برخی نیز با دید سیاسی آنها را سرباز دشمن تلقی میکنند.
در سبک زندگی متشرعانه سنتی اصلا فضاهای مردها و زنها از هم جداست و یا مردها به زنها مستقیما نگاه نمیکنند بلکه به زمین نگاه میکنند. در این منظر بیحجابی زنان ولنگاری، بی بند و باری و مفسدهانگیز است.
در بیانیه وزارت کشور بیحجابی، «بیعفتی» نامیده میشود. حسین شریعتمداری هم به «قمهکشی» تشبیه میکند که ابتدا باید جلویش گرفته شود و بعد به بقیه امور پرداخته شود!
در جامعه کنونی شادی نوعی نافرمانی مدنی است؛ هم مقاومت و حقطلبی اجتماعی و هم اعتراض و حقطلبی سیاسی. در اکثر قریب به اتفاق ویدئوهای منتشر شده از شهدای جنبش آنها در حال شادی و عموما رقص هستند. بیانی از دو دنیا و دو سبک زندگی بسیار دور از هم.
گفتگوی بیبیسی با رضا علیجانی
https://t.me/rezaalijani41