بین ملت خط کشی نکنید، یدالله کریمی پور

هدف سرشتی و جاافتاده هر حکومتی کمک به ایجاد و پاسداری از یکپارچگی ملی است. از دیدگاه جرج دایموند جغرافیدان بنام در کتاب آشوب که به فارسی هم برگردانده شده است، ناتوان ترین دولت نهادی است که از عهده یکپارچه کردن مردم بر نیاید(نقل به مفهوم).

به گمانم بیچاره ترین حکومت نهادی است که به دست خود، مردم را دسته بندی کرده و به گونه ای طبقاتی و یا از نگاهی کاست گرا (طبقه گرا) با مردمش مواجه شود: با حجاب – بی حجاب، مومن-عادی، مسجدی- کافه ای و قس علیهذا.

روشن است که ملت- دولت بی شباهت به خانواده نیست. در این صورت اعضای خانواده ناگزیرند و درست هم هست که با وجود دیدگاه ها و سلائق مختلف با هم باشند و گرنه از هم پاشیدگی آن حتمی است.
اجازه دهید با نمونه ای خصوصی به تفهیم و تفهم این موضوع کمک کنم. در خانواده ما همسرم با وجود دکتر بودن در فلسفه غرب، سخت مقید به آداب باطنی و ظاهری فقه شیعی، از جمله پوشش اسلامی است. ولی هر چهار فرزندم که دانش آموخته دکتری در رشته های مختلف از دانشگاه های معتبر بین المللی هستند، دارای باورها، عقاید، دیدگاه ها و نظرات مختلف( از مذهبی تا تحول خواه و … ) بلکه ضد و نقیضی از جمله در باره پوشش می باشند. ولی تا همین تعطیلات امسال، همگی با هم و درکنار هم روزهای خوبی را با احترام به عقاید هم به سر برده ایم. تا کنون هیچگاه اختلاف عقیده که گاه زمین تا آسمان متفاوت بین ما متفاوت است، مانع از هم پاشیدگی هسته خانواده نشده اند.

بدیهی است که چنان چه جمهوری اسلامی که منابع مالیش را از همین مردم کسب می کند،‌ از راه قانون، خشونت و زور بخواهد در جهت اجرای منویات تنها بخشی از ملت، بین مردم خط کشی کرده و ادامه دهد، قدرت اخلاقی ملت، که نخستین عنصر بین مولفه شش وجهی تشکیل دهنده قدرت ملی است، تضعیف و بلکه دچار فروپاشی خواهد شد.
لازم به یادآوری است که قدرت اخلاق ملی عبارت است از: میزان باور و همبستگی مردم و احزاب و گروه ها به آرمان های کشور است.

چرا برای حکومتی با ادعای رهبری جهان مساله ساده و پیش پا افتاده ای تبدیل به یک تنگنا و معضل بزرگ و غیر قابل حل شود؟
چرا حدود یک سده است علمای طراز اول ایران نتوانسته اند این مساله را حل و فصل نمایند؟
چرا تاکنون دهها شهروند به همین دلیل کشته شده و حکومت ها از پس حل آن برنیامده اند؟
چرا در بیشتر کشورهای مسلمان به جز ایران و افغانستان این موضوع حل شده است؟

چرا به ویژه در دو کشور بزرگ مسلمان و پرجمعیت  مصر و ترکیه حجاب دیگر مساله عمده و اصلی ملت- دولت نیست؟ بدین معنی که دولت دخالت چندانی در شیوه پوشش زنان ندارد و از این منظر مشکل چندانی هم بروز پیدا نمی کند.

چرا دولت و حکومت باید شماری از مردمش را به دلیل نداشتن پوشش مدنظرش از خدمات دولتی محروم کند؟ چرا با کسبه ای که به دادوستد با چنین شهروندانی می پردازند، برخورد قهری شود؟!

به قول جرج دایموند: کبریت آشوب های ملی اغلب توسط قانونگداران و مجریان در شرایط تنش اجتماعی زده می شود.

کانال نویسنده