شنبه آزادی، مقاومت مدنی، مجتبی نجفی

ایران این روزها، چهره زنانه به خود گرفته

قسم به خاک سرخ وطن، به اشک کرد و بغض بلوچ قسم

هر روزِ زندگی زنان ایرانی مخالف حجاب اجباری، مقاومت مدنی است. اما شنبه امروز نقطه کانونی رویت پذیری این مقاومت است، در خیابان یا شبکه اجتماعی، در دانشگاه یا مدرسه، مترو یا کافه؛ فرقی ندارد، هر جا که فضا باشد. نبرد شهروندان ایرانی با جمهوری اسلامی بر سر تسخیر فضا است. عرصه عمومی خانه ایرانیان است و حکومت آن را غصب کرده. تسخیر فضا، بازپس گیری خانه است و تصاحب آنچه که حق شهروند ایرانی نامیده میشود.
شنبه امروز پیام به سردار سرکوب، رادان است: آن سبو و بشکست و آن پیمانه ریخت.
تاکید بر آن پیمان بزرگ است:
آزادی، به نای پاره ات صدا کردیم
ما دیگر، ز راه رفته بر نمیگردیم‌
شنبه امروز تداوم یک مبارزه است. در امتداد خطی است که با مقاومت اقلیتی از زنان در برابر قانون حجاب اجباری ظالمانه سالهای نخست انقلاب آغاز، با برابری خواهی زن و مرد ایرانی در دهه هفتاد و هشتاد تداوم، با نافرمانی مدنی ویدا موحد در میدان انقلاب، همان جایی که میدان شهر نامیده شد، در دهه نود عمق و در جنش زن، زندگی و آزادی به نقطه اوج رسید.
ایران این روزها، چهره ای زنانه به خود گرفته و زنان کانون اصلی مقاومت اند. شنبه یا هر روز دیگری، فرق ندارد. تا اجبار است، زندگی عین مقاومت است. هر تصویری و هر کلمه ای در نفی سیستمی است که گمان کرده با تحقیر و زور و ارعاب، چهره شهر را تیره میکند. ایران رنگارنگ نقطه مقابل ایران تیره و یکدست است، ایران متکثر در برابر ایران یکدست تحت استیلای جمهوری اسلامی:
که میدمد سپیده دم دوباره بر فراز ایران من
چو بشکند طلسم شب دوباره میشود این وطن، وطن.