در نقد به سفر آقای رضا پهلوی به اسرائیل از طرفداران رسمی و غیر رسمی جمهوری اسلامی اگر صرف نظر کنیم که در اساس نقدی ندارند، بلکه دشمنی می کنند، بخشی از اپوزیسیون جمهوری خواه به نامناسب بودن شرائط و اوضاع سیاسی داخلی اسرائیل و تلاش های نتانیاهو برای محدود کردن قوه قضائیه اشاره دارند و بیان می کنند در شرائطی که نتانیاهو زیر فشار اپوزیسیون نسبتا دموکراتیک اسرائیل قرار دارد، سفر به آن کشور، جز تائید سیاست های دولت دست راستی نتانیاهو نیست!
آنان می گویند دولت ها ناگزیر به رعایت انتخاب دموکراتیک مردم اسرائیل و پذیرش دولت مستقر هستند، اما برای اشخاص سیاسی چنین الزامی در میان نیست!
پارادوکس این نقد، پارادوکس موقعیت اپوزیسیون در ایران است. ما نه می توانیم از دولت مستقر یا انتخاب دموکراتیک مردم سخن بگوئیم، نه از اپوزیسیون به معنای آنچه که در کشورهای دموکراتیک جریان دارد، می تواند حرفی در میان باشد. بر عکس ما در وضعیت “ شناسائی “ خود به عنوان مخالفین سیاسی نظام حاکم هستیم! ما می خواهیم به دنیا بباورانیم که سیاست در ایران آن چیزی نیست که نظام حاکم برای دنیا تعریف می کند! ما اپوزیسیون در یک کشور دموکراتیک نیستیم، ما محذوفان یک رژیم غیر انسانی هستیم که می خواهیم در جهان به “ ناظران “ بین المللی بگوئیم، ما هستیم. در چنین وضعیتی، بیش از لوکس بازی، در حقیقت لوس بازی است که بیش از فواید شناسائی خود، بیش از معرفی خود بنام اپوزیسیون به ان کشور و همه دنیا،به معضلات داخلی میزبان توجه کنیم!
مثل این است که رئیس جمهور فرانسه ماکرون یک شخصیت سیاسی از ایران را بنام اپوزیسیون به مذاکره دعوت کند، اما این شخصیت بگوید، شما آقای ماکرون در فشار مخالفین داخلی خود هستید و من “ وضعیت سنجی سیاسی “ را مناسب برای دیدار با شما در نمی یابم.
حالا شما بگوئید؛ این لوکس بازی است یا لوس بازی و یا هر دو؟! فکر می کنید مخالفین جمهوری اسلامی در داخل کشور به چنین شخصیتی اعتماد میکنند!؟
فیسبوک نویسنده