اتحاد همسان سازی نیست، مجتبی نجفی

بحران نمایندگی سیاسی در ایران جدی است .

شکست اجتماعی از چهره های سرشناس اپوزیسیون در نشست جرج تاون که بعدها با نام منشور همبستگی مطرح شد یک بار دیگر نشان داد سیاست یک علم است، هم تجربه میخواهد و هم تبار و هم نیروی داخلی در ایران. همان روزها که مجری درباره ارزیابی این نشست از من پرسید گفتم آینده قضاوت میکند. از این جمع در نظر من هیچ یک از این چهره ها بنا به دلایلی توانایی نمایندگی جمعیت متکثر مخالفان در ایران را نداشت. این به این معنا نیست اینها طرفدار ندارند. به معنای ناتوانی در نمایندگی مای متکثر ایرانی است.
فقدان نمایندگی سیاسی، معضلی قدیمی است. رسانه ها به زور نمیتوانند نماینده سیاسی بسازند. نماینده سیاسی از کف جامعه به رسانه ها راه می یابد نه از رسانه ها به جامعه. طبیعی است در علوم ارتباطات هم دیدگاههایی هستند که معتقدند بین آنچه در رسانه ساخته میشود و واقعیت جامعه باید نسبتی برقرار باشد و همیشه اینگونه نیست هر آنچه رسانه بسازد به عنوان واقعیت تحمیل شود.
جمع همبستگی مدتها فرصت داشتند تا راهکارهایی برای جلب اعتماد مخاطب بدهند اما در این آزمون رفوزه شدند. دلایل این شکست بسیار است اما فراموش نمیکنم وقتی بر شکست این ایده اجتماع مخالفان سرشناس تاکید میکردم، چقدر حمله میشد و متهم به سنگ اندازی. اما نمایندگی سیاسی، با چسباندن زوری چند چهره مطرح رسانه ای ساخته نمی شود. بحران نمایندگی سیاسی در ایران جدی تر از این حرفهاست با کمپین رسانه ای و لایک ریزی و …حل شود. محبوبیت های مجازی یا واقعی هم تاثیر دارند اما کافی نیستند.
اولین شرط نمایندگی سیاسی این است لایه های مختلف مردمی را نمایندگی کنی. طبیعی است اینجا از خودگذشتگی میخواهد به این معنا قرار نیست همه با ایده های من نوعی برقصند. شناخت جامعه متکثر ضرروی است. همه جامعه، توییتر با چندهزار لایک نیست. تشکیل این نمایندگی، زبان جذبی میخواهد نه دفعی، باید همگرایی ایجاد کند نه واگرایی. نمایندگی سیاسی برای تحکیم مواضع نیست، برای جمع کردن لایه های متکثر حول مخرج های مشترک است. با زبان فحاشی و بسیج سایبری این گفتمان شکل نمیگیرد.
سیاست همه اش جیغ و داد یا مصاحبه و در معرض دید بودن نیست. به پیوند تبارها و جریان ها هم نیاز است. بدون نیروی سازمانده داخلی چه نمایندگی سیاسی قرار بود شکل بگیرد؟
بحران نمایندگی سیاسی در ایران جدی است. در بخشی از اپوزیسیون داخلی هم پیری موج میزند. ناتوان از جوانتر کردن لایه های متنوع شده اند و زبان روز جامعه را هم نمیشناسد. نگاه بخشی دیگر از اپوزیسیون به مردم ابزارگرایانه است.چشم امیدشان نه جنبش های درونزای مدنیکه سفارتخانه های خارجی یا کودتای داخلی است. در این نگاه مردم عاملیت ندارند. این نگاه بر عکس ادعایش، ناتوان از شناخت مختصات روابط بین الملل است. منطق دولتها را نمی فهمد چون اصولا این نگاه علم سیاست را نمیشناسد. برای همین مدتهاست بر دری می کوبد که صاحبخانه گفته است من خودم درگیر بحرانهای دیگرم و وقتی برای شما ندارم و اگر هم دارم در راستای منافعم است.

از فروپاشی نظم قبلی که از سال نود و شش نقطه آغازش شد و تشدید بحران اصلاح طلبی که به نوعی عقیم شدن رسید، پیش بینی میشد ایران نیازمند آرایش جدید سیاسی است. این آرایش دیر یا زود شکل خواهد گرفت. واقعیت های جامعه ای که به سرعت در حال تحول است این آرایش را به نیروهای سیاسی به خصوص در داخل ایران تحمیل خواهند کرد. اما آرایشی که باید شکل بگیرد محصول گفتگوهای ملی برای درک ملی از مساله است و نه برآیند چسب کاری و کنار هم قرار دادن قطعات نامتجانس برای ساختن یک نمای بیرونی از اتحاد. اتحاد در گفتگو و تضارب آرا شکل میگیرد نه همسان سازی. برای همین ما نتیجه گزاره ای را دیدیم که بر این مهمل استوار شده بود: الان انتقاد نکنید وقت اتحاد است. نتیجه این گزاره وحشتناک را امروز ببینید.

کانال نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»