منشورهای سیاسی و برنامههای آلترناتیو نشانههای سرزندگی جنبش است
جنبش مهسا در عرصه رو در رویی خیابانی با قوای قهریه موقتا و هوشمندانه عقب نشسته است. چون در این عرصه مهار کردن خشونت و وحشی گری طرف مقابل آسان از کار در نیامد و باید راه های پیچیده تر و فکر شده تری اندیشیده شود. با این حال جنبش بیکار ننشسته و می بینم برغم همه دشواریها نهضت ضد حجاب به شکل تازه و با ابتکارات نو راه های پیچیده تری را به کار و آزمایش گرفته و سیستم عصبی نظام را مختل کرده و مافیای حاکم ، عاصی از این مقاومت گسترده به جان هم افتاده اند .. جنبش مطالبات صنفی و مدنی هم دو باره آستین را بالا زده و فضای های خالی شده دوره عقب نشینی را پر کرده است . اینها هم به سهم خود اعصاب نظام را خراب کرده اند.
اما یکی دیگر از نشانه های سرزندگی جنبش انتشار منشورهای سیاسی و برنامه های آلترناتیو است. دیروز به مناسبت اول ماه مه یک منشور تازه با امضای ده ها فعال کارگری و مدنی و زنان داخل کشور منتشر شد. منشوری از جنس و کیفیت منشور حداقلی بیست نهاد صنفی و مدنی. این جور که پیش می رود بازار صدور منشور ها گرم است و باید منتظر برنامه های تازه تر بود ، و این پدیده در شرایط کنونی برغم بعضی جنبه های منفی که ممکن است داشته باشد اما در مجموع به حال جنبش و رشد آگاهی سیاسی مفید است.
فکر میکنم موضوع برنامه نویسی و منشور دادن از سنت های جنبش کارگری و سوسیالیستی مایه گرفته باشد. یا لااقل این جنبش در تکامل این سنت نقش تعیین کنندهای داشته است. میگویند جنبش چارتیستها، در انگلستان ( منشوریون،) اولین حرکت کارگری با برنامه بوده است. و اصولاً برنامه نویسی و مانیفست داشتن مقدمه و پیش درآمد حزبیت و پیدایش احزاب بزرگ توده ای و تشکیل کنگره ها و کنفرانسها بوده است. حتا برنامه های دولتی مثل برنامه های اقتصادی پنج ساله در ادامه همین سنت بوده و اولین برنامه های پنجساله در دوران روسیه شوروی وارد وظایف دولتها شد.
اندیشه اصلی و عمومی این مدل فعالیتهای سیاسی مدرن قاعدتاً ریشه اش به همان اندیشه مدرنیته و ظهور انسان جدید و اعتماد به نفس او برای مهندسی اجتماعی به جای خدایان یا سلاطین می رسد . و شور بختانه در تکامل همین مهندسی اجتماعی و اراده برای بنای نظام اجتماعی کامل و طبق نقشه بود که کار به جاهای باریک کشید که فعلا ربطی به این بحث ما ندارد.
جنبش سوسیالیستی ایران هم اولین جنبشی بود که از این سنت تقلید کرد . اصطلاحاتی مثل برنامه حداقل یا حداکثر یا برنامه انتقالی بیشتر مختص جریانهای چپ بود. چپ حتا در این امر گرفتار وسواس و ظریف کاریهای عجیب و غریب هم شد و اغلب اتحاد ها و انشعابها هم زیر سر همین برنامه ها و منشورها اتفاق افتاده . منتها از آنجا که این گروه ها همیشه یا مخفی بودند یا کوچک و مهجور این فعالیت ها هم در همان فضای محدود خودشان جریان داشت و افکار عمومی از دعوا های درون برنامه ها سر در نمی آوردند
امروز وضعیت فرق کرده است. باید خوشبین باشیم که آن سنت برنامه نویسی در شرایط موجود از جنبه های منفی و مختل کننده اش بری باشد و سر راست در خدمت اعتلای شعور سیاسی جامعه و اهداف مهم و آرایش سیاسی معنا دار درآید. آن سنت برنامه نویسی فرقه ای که در خدمت تعیین ظرافت های ایدیولوژیکی و مو را از ماست کشیدن بود حالا به نظر می رسد به علت تلاطم های بزرگ و صف آرایی های اجتماعی موضوع مورد توجه افکار عمومی است. حتا بیش از این ، محرک اصلی رونق گرفتن منشور نویسی برای تسریع و شکل دادن به آرایش سیاسی و اجتماعی است که بر بستر همین تلاطم و جنبش زن ، زندگی آزادی در گرفته است .یعنی آن سنت مهجور و موضوع رقابت در دایره گروهای فسقلی اکنون به یک خواست ضروری گروه های بزرگ اجتماعی مبدل شده و به افکار عمومی راه پیدا کرده است. یعنی ، با اندکی خوش بینی دارد زمینه ای فرآهم میشود که افکار عمومی به معنا و نقش منشورها توجه کند . اگر چه بعید نیست رقابت های فرقه ای هم در این فضای جدید سیاسی و صف بندی های طبقاتی فعال تر بشود . اما استقلال عملی که جنبش از خود نشان می دهد این امید را تقویت می کند که جنبش با فاصله و با نگاهی انتقادی به منشورها برخورد خواهد کرد. و تنوع منشورها نیز قدرت انتخاب شهروندان و امکان استفاده بهینه جنبش را افزایش می دهد.
فیسبوک نوسنده