از نمایشگاه کتاب دولتی چه خبر؟
اردیبهشت ۱۴۰۲، برای اولین بار، نمایشگاه کتاب تهران، «نمایشگاه» خواهد بود نه «فروشگاه» کتاب (و البته فروش چند برابر ساندویچ، آب معدنی، آبمیوه و… که فرصتی برای کسب درآمد وزارت ارشاد و پیمانکاران آن است). اما نه مانند نمایشگاه کتاب فرانکفورت و لایپزیش، محالی برای تعامل ناشران جهانی و گفتوگو با مولفان، مترجمان و مخاطبان کتاب، که «نمایشگاه» تجدیدمیثاق ناشران فرصتطلب با وزارت ارشاد برای دریافت سهمیۀ کاغذ دولتی و خرید دولتی کتاب.
زیرا ناشران معتبر هم مانند قاطبۀ اهالی تئاتر، موسیقی و سینما این برنامۀ دولتی را دستکم در نمایشگاه فیزیکی تحریم کردهاند؛ چه داوطلبانه، چه از ترس واکنش منفی مخاطبان کتاب. به همین دلیل، مقامات ارشاد به ناشرانی که حاضر به شرکت شدهاند، بهجای غرفۀ ۹متری غرفههای ۲۰متری دادهاند! اما نیاز به نظرسنجی نیست تا بدانیم مخاطبان واقعی کتاب (کتابهای عمومی و نیز کتاب کودک و نوجوان) علاقهای به این رویداد ندارند و آن را بایکوت خواهند کرد.
اشتیاق برخی ناشران برای نمایشگاه حکومتی کتاب شگفتانگیز و تهوعآور است. انگار نه انگار که دستکم از زمان آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی» در اواخر تابستان ۱۴۰۱، اعتراضاتی سراسری در ایران جاری بوده و هست؛ و صنوف دیگر فرهنگ، جشنوارههای موسیقی، تئاتر و فیلم وزارت ارشاد را تحریم کرده و بسیاریشان هنوز هم از برگزاری کنسرت، ساخت فیلم و اجرای تئاتر امتناع میکنند.
نمایشگاه به چه درد میخورد؟
نمایشگاه فرصتی است برای ناشران کوچک، شهرستانی و نوظهور تا در مقیاس کشوری دیده شوند. فرصتی است برای تعامل نویسندگان، مترجمان، تصویرگران و ویراستاران کتاب با ناشران و با مخاطبان. فرصتی برای ناشران که کتابهایشان را مستقیم و بدون نیاز به شرکتهای پخش و کتابفروشها بفروشند که که هر کدام حدود ۲۰ درصد از قیمت روی جلد کتاب را به خود اختصاص میدادند. و فرصتی برای مردم تا بیشتر ناشران و بیشتر عناوین کتاب را یکجا ببینند و با تخفیف حداقلی ده درصدی کتاب بخرند. و البته فرصتی برای وزارت ارشاد تا خودنمایی کند، ناشران مورد نظرش را بزرگنمایی کند و البته کمیسیون خوبی از فروش کتاب و حواشی پررنگترش به جیب بزند. با ذکر این نکته که وزارت ارشاد نه فقط از غرفههای کتاب و خوراکی نمایشگاه فیزیکی، که ۳ درصد از قیمت روی جلد هر کتاب نمایشگاه مجازی را بهعنوان کمیسیون خود برمیدارد.
برای مقاومت صنفی چه میشد کرد؟
ناشران مستقل میتوانستند با کمک پخشکنندگان کتاب نمایشگاه بدیلی را با ارائۀ تخفیف در سایتهای فروش آنلاین پخشها و یا با همکاری کتابفروشان در کتابفروشیهای مرتبط برگزار کنند. زیرا یکی از مسائل مورد اختلاف کتابفروشان با ناشران همین نمایشگاه کتاب سراسری (و در ظاهر بینالمللی) و نمایشگاههای استانی بود که با ارائۀ تخفیف و فروش نقدی و مستقیم (با حذف پخشکنندگان و کتابفروشان از چرخۀ کتاب) باعث افت فروش کتابفروشیها از چند ماه قبل نمایشگاه تا چند ماه بعد از آن میشد. موضوعی که زنگ خطر مرگ کتابفروشیهای محلات و شهرستانها را به صدا درآورده بود، تا آنجا که برخی ناشران در سالهای اخیر، با شعار «حمایت از کتابفروشیها» نمایشگاه کتاب را بایکوت کرده و یا فقط در نمایشگاه مجازی شرکت داشتند.
بنابراین، نمایشگاه آلترناتیو با همکاری اعضای صنف (که بیشترشان درون یک سندیکا به نام «اتحادیۀ ناشران و کتابفروشان تهران» متشکل شدهاند) از تهدیدی برای برخی بخشهای صنف کتاب، میتوانست به فرصتی برای تمام صنف بدل شود. ضمن اینکه این کار فرصتی برای مقاومت در برابر سیاستهای فرهنگی وزارت ارشاد و بهویژه سانسور بود. همچنانکه نمایشگاه کتاب «بدون سانسور» ناشران ایرانی در اروپا و آمریکا همزمان با برگزاری نمایشگاه کتاب تهران، تلاشی بود برای مقاومت فرهنگی.
@IranPubWorkers