به تاریخنویسان غمگین و راویان دلزده نیاز نداریم
ما به «تاریخ مبارزات» نیاز داریم، به قسمی تاریخنویسی که عوض روایتهای ملالزدهی دلگیر از نشد و نتوانستیم و شکست خوردیم و به فنا رفتیم و عقبگرد کردیم بر مجاهدتهای پیگیرانه و پیشرویهای آرام و مقاومتهای سرخوشانه و نبردهای متحرک و ستیزهای مداوم و جنگهای هرروزه دست بگذارد و به سودای جلبِ نگاهها به جانبِ تاریخِ فراموششدهی مبارزاتِ دیروز و امروز نشانمان دهد که حتی در بدترین روزها هم همواره تکاپوهای آزادیخواهانه و جدوجهدهای برابریطلبانهای در کار بودهاند به شوق بسط زندگی و بازشدن افقهای نو، به سودای هوای تازه. تنها در دل «تاریخ مبارزات» است که میتوان تاریخ شکستها و ناکامیها را به گونهای ضدمازوخیستی و ناسوگوارانه و غیرتقدیرباورانه نوشت. در غیر این صورت، هر ناکامی شاهدی است بر بیسرانجامی تقلا و هر شکستی گواهی است بر دوردستی نجات.
ما به تاریخنویسان غمگین و راویان دلزده نیاز نداریم. چه همه دلزدگی و چه خروار غم که سایهی سنگینشان را بر زندگیهامان پهن کرده و آوارشان را بر جانمان انداختهاند. در این «زمانهی ظلمت» که بارقههای نور میروند تا به دست سوداگران تاریکی خاموشی گیرند بیش از هر زمان دیگری به تاباندن نور در دخمههای سوتوکور تاریخ محتاجیم. اما باید دقیق بود.
این نور از چراغقوهی کمسوی ما که در خرابههای تاریخ پی امید میگردد نمیآید بلکه شعلههای ضعیفاش در تاریخِ خودِ اکنون سوسو میزند و راهی به رهایی میجوید. باید گردوخاک را کنار زد تا آن نور ضعیف جان بگیرد و اطرافاش را روشن کند، نوری که به نبض زندهی زندگی شهادت میدهد و به خاطرمان میآورد که دشمن هنوز پیروز نشده است.
اکنون ما، به رغم انسدادها و بنبستهایش، سرشارِ سرزندگی است، مملو از مبارزات، و لبریز از پویندگی تابناک جانهای رویابین. این یعنی حتی در دل فاجعه هم در پی مجاهدتهای آشتیناپذیری باشید که در کار بودهاند، در قعر تاریکی هم به دستهایی خیره شوید که خاک را کنار میزنند، در متن هر شکست هم مبارزانی را دنبال کنید که مهیای شروعی تازهاند تا باری دیگر شکست بخورند، در هیاهوی هر دیکتاتوری هم در جستجوی آنهایی باشید که تن ندادهاند، که سرپیچی کردهاند، که فراخوان دادهاند «متحد شوید». میشل فوکو زمانی گفته بود «تصور نکنید برای مبارزبودن باید محزون بود، حتی اگر چیزی که با آن مبارزه میکنید نفرتانگیز باشد».
کانال اتحاد بازنشستگان