ما معلم ها و چهار سرمایه ی بوردیو (سرمایه اقتصادی، سرمایه نمادین، سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی)، امراله نصرالهی

اگر می توانستم تمام عمر هدر رفته ی معلمی ام را یکجا بالا بیاورم بی دقیقه ای گمان این کار را می کردم. با این همه من آنقدرها به تأثیر تازیانه های سلوک خودم بر تن نحیف و ذهن کال شاگردانم اطمینان دارم که لااقل بر این عمر تلف کرده تأسفی نخورم. پیر بوردیو می گفت هر انسانی با چهار گونه سرمایه روبروست. سرمایه ی اقتصادی، سرمایه ی نمادین، سرمایه ی فرهنگی، سرمایه ی اجتماعی.

در یک سیستم نابرابر اقتصادی، رانتی و معیوب که عدالت در آن کمترین حضوری ندارد انتظار داشتن هر چهار گونه ی سرمایه توهمی بیش نخواهد بود. ما معلم ها هر چهار نوع سرمایه را در نبود همین عدالت به تدریج و یا یکجا از دست داده ایم.

حذف هر کدام از اینها کافی است تا ما به بیماری روان گسیختگی، بی اخلاقی، بی حسی و تبعید شدگی دچار آییم و فروکاهیم. ما خود معضل نخست یک سیستم نابرابر آموزشی هستیم. بازیگرانی که به گفته ی دبلیو آپل در جهت تقویت ایدئولوژی برنامه ی درسی حاکم تا مرز حذف طبقه و آگاهی تاریخی حامل آن پیش می روند.

آنسوتر سیاستی که در جهت فربه شدگی آموزش انتفاعی به شدت طبقاتی شده گام برمی دارد و با تبلیغات و بزرگنمایی و امر بازنمایی کتب بی محتوای تألیفی_کنکوری، الیگارشی آموزشی کشور را به سود بیشتری می رساند؛ خوب بلد است روزی یا هفته ای را هم به نام معلم تأسیس کند و مقام تهی از سرمایه ی معلم را در معنای جامعه شناسی بوردیویی آن تا سرحد قدسیتی بزک شده و به شدت به حقارتی کمیک آمیخته تهی تر سازد.

ما معلم ها زیر یوغ چنین سیستمی به استقبال این هفته ی بازنمایی شده و واقعیت نمایی دروغین آن می رویم تا آنچه بهتر است بر آن ناآگاهی طبقاتی نام نهاد شاهد بی رؤیای تولد نامیمونش باشیم.

کانال نویسنده