چشم‌اندازهای مشترک جنبش دانش‌آموزی و معلمان، پدیدگار، فعال جنبش دانش‌آموزی

از شروع انقلاب “زن زندگی آزادی” که با کشته شدن مهسا امینی توسط گشت ارشاد، که نماد سرکوب سیستماتیک زنان در حکومت جمهوری اسلامی است برای آنچه حاکمیت آن را بدحجابی می‌خواند آغاز شد؛ دانش‌آموزان، به ویژهدانش‌آموزان دختر همواره پیشگام و جلودار جنبشی بوده‌اند که در افکار عمومی به عنوان جنبش مترقی، متجدد و انقلابی ایران تلقی می‌شود.

برای دانش‌آموزانی که عمدتا نوجوانی خود را غرق در حسرت بوده، آینده را در هاله‌ای از ابهام دیده و شاهد کشته شدن و انواع شکنجه‌های جسمی و روانی دوستان، هم‌کلاسی‌ها و همسن و سال‌هایشان بوده‌اند، جنبش مترقی و انقلابی “زن زندگی آزادی” به مثابه روزنه‌ای از نور که برای آنها آینده‌ای روشن ترسیم کرده و یگانه فرصتی است برای یک زندگی معمولی که از کودکی برای آنان آرزو بوده است؛ از این‌رو دانش‌آموزان طی ۶ ماه گذشته همواره جزو پیشروترین گروه‌های انقلاب بوده، مقاومتی مثال‌زدنی از خود نشان داده و مصداقی برای تکوین اندیشه‌های انقلابی بوده‌اند.

جنبش دانش‌آموزی در طول انقلاب جاری با سازمان‌یابی و تشکل‌یابی شیوه‌ای کارآمد برای مبارزه علیه حکومت کودک‌کش نشان داده و ۶ ماه مقاومت سازمان‌یافته و بی‌سابقه را زیسته‌اند.

آموزش ایدئولوژیک، پادگانی کردن مدارس، حجاب اجباری، دین اجباری، عدم وجود عدالت آموزشی و انواع تبعیض‌ها و تفکیک‌های جنسیتی از جمله مسائلی هستند که ابن نسل به عنوان دانش‌آموز همواره با آن‌ها دست و پنجه نرم کرده و از آن به ستوه آمده‌اند.

دختران دانش‌آموز از ابتدای کودکی خود درمی‌یابند حکومت و قانون با آنان به مثابه شهروند درجه دوم رفتار کرده و نقش و هویت اجتماعی آنان را در ارتباط با هویت دیگری تعریف می‌کند؛ آنان می‌دانند که “زن” از نگاه ایدئولوژیک و ارتجاعی جمهوری اسلامی هویتی مستقل نداشته و یک زن موفق یکمادر/همسر موفق تعریف می‌شود.

عوامل مذکور جملگی سبب مقاومت همه‌جانبه‌ی دانش‌آموزان، به ویژه دانش‌آموزان دختر علیه رژیم تمامیت‌خواه و زن‌ستیز جمهوری اسلامی است.

مطالبات و چشم‌اندازهای مشترک جنبش دانش‌آموزی و معلمان

چند سال گذشته فضای سیاسی ایران عرصه‌ی رشد جریانات و اعتراضات صنفی بود و شکل جدیدی از سازمان‌یابی و مبارزه‌یمتشکل، که از مهم‌ترین ویژگی‌های مقاومت مدنی در جوامع مدرن است، در جامعه‌ی ایرانِ بعد از ۵۷ ارائه شد.

جنبش معلمان همواره یکی از مهم‌ترین و موثرترین جریانات صنفی در سال‌های اخیر بوده است. معلمان در جریاناعتراضات سازمان‌یافته و صنفی حق‌طلبی و مقاومت را در خیابان تدریس کرده و تداوم و پایداری در مبارزه را معنا کرده‌اند.

آموزش ایدئولوژیک، فساد در سیستم آموزشی، تفکیک جنسیتی و طبقاتی کردن آموزش جملگی مسائل مشترکی هستند که جزو اصلی‌ترین دغدغه‌های دانش‌آموزان و معلمان بوده و نفی آنها تبدیل به بخشی از خواسته‌های آنان برای یک سیستم آموزشی کارآمد، که از مهم‌ترین عوامل سازنده‌ی یک کشور به شمار می‌رود، شده است. این خواسته‌ها و مطالبات مشترک مشخصه‌ی اهمیت پیوند ناگسستنی جنبش دانش‌آموزی و جنبش معلمان است.

تحقق مطالبات و عینیت‌بخشی به چشم‌انداز مشترکمان چگونه میسر می‌شود؟

اما راه رسیدن به این خواسته‌ها و برخورداری از یک سیستم آموزشی همگانی، غیرایدئولوژیک و کارآمد که از مهم‌ترینمحرکه‌های توسعه و مدرنیزاسیون در هر کشوری است، چیست؟

رژیم جمهوری اسلامی طی ۴ دهه‌ی گذشته ثابت کرده است که نه تنها اصلاح‌پذیر نیست بلکه هرروزه بیش از پیش به ماهیت بنیادگرایانه و فاشیستی خود بازمی‌گردد.

پس از موج انتقادها در ۴ دهه حاکمیت جمهوری اسلامی به سیستم آموزشی و مبارزات و اعتراضات صنفی برای اصلاح سیاست‌ها در باب سیستم آموزشی، جمهوری اسلامی مانند تروریست‌های حاکم بر افغانستان که آن‌ها را جنبش اصیل منطقه نامیده بود و در به قدرت رسیدن آن نقش داشت؛ برای ایجاد ارعاب و انتقام از دانش‌آموزان که همواره پیشگام انقلاب جاری بوده‌اند، دست به حملات شیمیایی در مدارس زده و اقدام به “تنبیه” دانش‌آموزان کرده که پیش‌تر رهبر نظام به‌طور تحت‌اللفظی فتوای آن را داده بود.

مسمومیت سریالی دانش‌آموزان یک مصداق غیرقابل انکار برای اثبات بنیادگرایی و اصلاح‌ناپذیری جمهوری اسلامی است.

تنها راه دستیابی به خواسته‌ها و تحقق انتظاراتمان از زندگی در کشوری توسعه‌یافته که سیستم آموزشی کارآمد و همگانی یکی از مهم‌ترین ارکان آن است، گذار از جمهوری کودک‌کش اسلامی به یک حکومت انسانی، سکولار و متجدد است که با اراده‌ی جمعی اداره می‌شود و تنها با یک انقلاب اجتماعی که با جنبش “زن زندگی آزادی” آغاز شده میسر خواهد شد.

در این برهه انتظار می‌رود جنبش معلمان برای تحقق خواسته‌های به حق و همگانی در کنار دانش‌آموزانشان و دیگر اقشار جامعه ایستاده و علیه حکومتی که ما را وادار به مبارزه برای طبیعی‌ترین حقوق و خواسته‌هایمان کرده شانه به شانه مبارزه کنند.

فراخوان و حضور جنبش معلمان در روز ۱۶ اسفند ۱۴۰۱ برای برگذاری تجمع اعتراضی علیه تروریسم دولتی و حمایت از فراخوان تشکل‌های مستقل دانشجویی و دانش‌آموزی داخل ایران در روز ۸ مارس مصادف با روز جهانی زن را می‌تواننقطه‌عطف و غلبه‌ی جریان انقلابی بر جریان محافظه‌کار در جنبش معلمان دانست؛ چرا که در این مقطع از تاریخ تکلیف انسانی و انقلابی تمام جریان‌ها، اعم از صنفی و سیاسیمبارزه‌ی سازمان‌یافته و متشکل برای تحقق تمامی خواسته‌ها و مطالبات حداقلی تمام اقشار ایران است که تنها در خیابان محقق می‌شود.

کانال فراسوی کندوکاو