بازتاب جنبش ژینا در مدارس خصوصی، رزا فتاحی

جنبش ژینا هم‌زمان با بازگشایی مدارس در سال تحصیلی جاری آغاز شد. از همان ابتدا همه می‌دانستیم که این جنبش در سطحی وسیع و بلندمدت ادامه خواهد داشت، اما یکی از مواردی که حامیان جنبش را شگفت‌زده و سرکوبگران را غافلگیر و وحشت‌زده کرد، حضور فعال و گسترده دانش‌آموزان در جنبش بوده است. تصاویری که از دانش‌آموزان در فضای مجازی منتشر می‌شود غالباً از دانش‌آموزان مدارس دولتی است. در این یادداشت تلاش می‌شود تا تصویری از آنچه مدارس غیردولتی و دانش‌آموزان آن از سر گذرانده‌اند طرح شود.

انواع مدارس خصوصی

در مورد مدارس خصوصی نمی‌توان از یک سیستم یکپارچه حرف زد. در مدارس کوچک و مجتمع‌های آموزشی بزرگ، مدارس مناطق بالا و سایر مناطق، مدارس ایدئولوژیک و سایر مدارس، تفاوت‌هایی دیده می‌شود که توصیف را کمی دشوار می‌کند؛ بنابراین برای ارائه تصویری ساده، متن به توصیف حال دانش‌آموزان، معلمان و قوانین مدرسه بعد از جنبش ژینا می‌پردازد. این یادداشت چکیده‌ای از تجربه تعدادی از معلم‌های مدارسی دخترانه در مناطق یک، دو و سه تهران است. مدارسی که برخی از آن‌ها مجتمع‌های آموزشی معروف تهران هستند و برخی دیگر مدارس کوچک‌تر، ولی همگی جزو مدارس خصوصی با شهریه‌های بالا هستند.

جو دانش‌آموزان

دانش‌آموزان از اولین روز بازگشایی مدارس با خشم و بغض در کلاس‌ها حاضر شدند. این خشم در دانش‌آموزان متوسطه دوم به اوج خود می‌رسید، ولی فضا در متوسطه اول خالی از خشم و التهاب نبود و در مقاطع دبستان شبیه به کنجکاوی و کشف اتفاقی در ذهن کودکان بود. دختران متوسطه دوم در مدارس زیادی جسارت نوشتن شعارهای مرتبط با جنبش زن زندگی آزادی را داشتند و در حیاط مدارس به‌صورت جمعی سرود می‌خواندند و شعار می‌دادند و عکس خمینی و خامنه‌ای را از بالای تخته به زمین می‌انداختند. مسئولین مدرسه در روزهای نخستین سعی می‌کردند تا حدی به‌صورت مدیریت‌شده با دانش‌آموزان همراهی و خشم آن‌ها را کنترل کنند. وارد گفتگو با دانش‌آموزان می‌شدند و خود را همدل و هم‌نظر آن‌ها نشان می‌دادند و دانش‌آموزان را به آرامش و مراقبت از خود دعوت می‌کردند. ولی چون نگران درز کردن اخبار مدرسه به بیرون و خدشه‌دار شدن برند مدرسه بودند همراهی‌شان طولی نکشید و خیلی سریع گفتگوی در ظاهر همدلانه‌شان به سرکوب همراه با تهدید تبدیل شد. در متوسطه اول غالباً این تهدید و سرکوب از همان روز اول در فضای مدارس وجود داشت. دانش‌آموزان با ماژیک در گوشه و کنار کلاس و سرویس بهداشتی شعار می‌نوشتند و سپس با خط ‌ونشان کشیدن معاونان آموزشی مواجه می‌شدند. مدرسه‌ای در منطقه دو مجبور می‌شود برای پاک کردن شعارهای نوشته‌شده روی دیوارهای کلاس‌های متوسطه دوم، کلاس‌ها را کامل رنگ کند. ولی طولی نمی‌کشد که دانش‌آموزان خشمگین و معترض دوباره جنبش ژینا را روی دیوارها زنده می‌کنند. این حرکت انقلابی دانش‌آموزان چنان با خشم و نفرت مسئولین مدرسه مواجه می‌شود که تعدادی از دانش‌آموزان را اخراج موقت و هزینه رنگ‌آمیزی دوباره‌ی مدرسه را از والدین طلب می‌کنند.

مسئله‌ی شهریه و فساد مالی مدارس

شهریه مقطع متوسطه دوم این مدارس خصوصی در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ به‌طور میانگین بالای ۶۰ میلیون تومان و مقطع متوسطه دوم بالای ۴۵ میلیون تومان و پیش‌دبستان و دبستان بالای ۳۰ میلیون تومان برای یک سال تحصیلی ۹ ماهه بوده است. تعداد زیادی از مجتمع‌های خصوصی بزرگ، مدارس را ویترین بنگاه‌های اقتصادی خود کرده و درآمد حاصل از آموزش را صرف پروژه‌های مالی مثل ساخت‌وساز ویلا در شمال و سفرهای خارجی مدیران و سرمایه‌گذاری در خارج از کشور می‌کنند. در موارد زیادی این مدارس برای صاحبان سرمایه راه فرار مالیاتی پروژه‌های مالی‌شان؛ و عملکردهای بی‌مصرفشاندر مناطق محروم مثل سیستان‌وبلوچستان، امکان پول‌شویی را فراهم کرده است.

اشاره مختصر به فساد مالی صاحبان مدارس خصوصی در این یادداشت، به ما کمک می‌کند که سرکوب شدید این مدارس نسبت به هر رفتاری که پول آن‌ها را به خطر بیندازد را بهتر درک کنیم. مصرف ماژیک برای نوشتن شعار روی دیوارها علاوه بر اینکه هزینه اضافی رنگ‌آمیزی دیوارها را به دنبال دارد، آینده بازاریابی برای جذب مشتری‌های سال‌های بعد را نیز به خطر می‌اندازد. این موضوع به سادگی در تناقض‌های پرخاشگرانه‌ی مسئولین مدرسه در مواجهه با رفتارهای اعتراضی دانش‌آموزان در جنبش ژینا نمایان می‌شود. گاهی از این حرف می‌زدند که قصد و منظورشان محافظت از آن‌هاست و گاهی آن‌ها را بهدادن اسامی‌شان به اداره آموزش‌وپرورش تهدید می‌کردند و درنهایت از شهریه‌های سنگینشان با آن‌ها حرف می‌زدند و به وظیفه دانش‌آموزی در قبال این شهریه‌ها که درس خواندن و رسیدن به آینده‌ی رؤیایی است اشاره می‌کردند. این پیام را به دانش‌آموزان می‌دهند که کوچک‌ترین همراهی آن‌ها با اعتراضات، منجر به تباهی تحصیل و آینده‌شان می‌شود. به آن‌ها گوشزد می‌کنند که جای آن‌ها فقط در مدرسه و خانه و تنها هدفشان باید درس خواندن و دوری از وقایع باشد و حوادث اخیر هیچ ارتباطی به آن‌ها ندارد. این سلب نقش شهروندی از دانش‌آموزان در حالی بود که دانش‌آموزان هنگام خروج از مدرسه شاهد آماده‌باش نیروهای نظامی مسلح در پیاده‌روها بودند. در موارد زیادی این تهدید به دانش‌آموزان ختم نمی‌شد وبه والدین، که مشتری‌های اصلی‌شان هستند نیز سرایت می‌کرد. از والدین طلب خسارت مالی می‌شد و از بار مسئولیت حفاظت از بچه‌هایشان شانه خالی می‌کردند و مدعی می‌شدند قولی که در ابتدای سال به‌واسطه تبلیغات در خصوص تضمین آینده فرزندانشان داده شده بود، حالا به خاطر رفتارهای ناهنجار دانش‌آموزان که از طرف والدینشان کنترل نشده، ضمانت خود را از دست داده است.

فرهنگ جاسوس‌پروری

یکی از راهکارهای سخیف مسئولین سرکوبگر مدارس خصوصی، جاسوس‌پروری بین دانش‌آموزان و معلم‌ها است. از همان مهرماه، معاونین انضباطی پس از شناسایی دانش‌آموزان منفعل خانواده‌های محافظه‌کار، خیلی سریع وارد رابطه دوستانه با آن‌ها شدند. این دانش‌آموزان را قانع کردند که رفتار همکلاسی‌هایشان به ضرر همه است و اینان می‌توانند به‌عنوانچشمان مسئولین در کلاس حاضر باشند. بعد از تعطیلی مدارس از طریق تماس تلفنی به خانه‌های آن‌ها و گفتگویی صمیمانه با این دانش‌آموزان، اخبار پنهان کلاس را جویا می‌شدند. ضدارزشی که در قالب ارزش به این نوجوانان قالب می‌شود نه‌تنها سعی در تبدیل دانش‌آموزان به برده‌های سیستم دارد، بلکه تلاش می‌کند اتحاد دانش‌آموزان را از میان بردارد و شک و بدگمانی نسبت به یکدیگر را در دل آن‌ها بیندازد. این دانش‌آموزان که مورد استثمار از سوی مدرسه قرار می‌گیرند، تبدیل به قربانیان این سیستم می‌شوند که توسط همکلاسی‌هایشان در طول سال بایکوت و به‌شدت منزوی می‌شوند.

اما این جاسوس‌پروری و تبدیل انسان‌ها به ربات‌های فاقد اندیشه و در خدمت سیستم ختم به دانش‌آموزان نمی‌شد و در مدارس زیادی مسئولین سعی در نفوذ بین معلم‌ها دارند. قراردادهای موقتی نه‌تنها با هدف سودآوری صاحبان سرمایه است، بلکه با قطع کردن بندهای اتصال نیروهای کار به یکدیگر، از آن‌ها جزیره‌های منفردی غرق در مشکلات مالی و فشارهای روانی تحت‌تأثیر این مشکلات می‌سازد. این نیروها امیدشان به هیچ نهاد و هیچ قانونی نیست و تنها روزنه امیدشان به توانایی‌های فردی در خوش‌خدمتی به صاحبان سرمایه و قدرت‌های چانه‌زنی در لحظه نوشتن قرارداد است. قراردادی که به‌صورت محرمانه بین مدرسه و معلم‌ها نوشته می‌شود و از آن‌هاخواسته می‌شود که در خصوص جزئیات قراردادشان با یکدیگر صحبت نکنند. ترس از قطع همکاری، در این سال‌ها مهم‌ترینعامل سکوت و حذف معلم‌های قراردادی از تجمع‌های صنفیشده است.

آغاز جنبش و معلمان

در پی جنبش ژینا (زن، زندگی، آزادی) معلم‌ها بیش‌ازپیشتحت‌فشار مدارس قرار گرفته‌اند. با حضور فعال دانش‌آموزان و معلم‌ها در این جنبش، به نظر می‌رسد شوک بزرگی به حکومت استبدادی وارد شده و نظارت و سرکوب را در بخش آموزش بیشتر کرده است. معلم‌های زیادی در این ماه‌ها با اخطار و تهدید به قطع همکاری در مدارس خصوصی مواجه شده‌اند. مدیران مدارس در جلسات دبیران با اشاره به بخشنامه‌های محرمانه آموزش‌وپرورش در خصوص اخراج نیروهای همدل با جنبش، مستقیم و غیرمستقیم این نیروها را تهدید به اخراج کرده‌اند. رابطه معلم‌ها با یکدیگر و رابطه آن‌ها با دانش‌آموزان به‌شدت زیر نظر گرفته شده و به آنها مدام تذکر داده می‌شود که در کلاس هیچ‌گونه بحثی خارج از محتوای کتاب نداشته باشند. حتی اجازه بحث‌های کلاسی و پیوند زدن محتوای کتاب درسی با واقعیت‌های زندگی از آنها سلب شده است.

در این میان معلم‌هایی بوده‌اند که برای خوش‌خدمتی به سیستم، گزارش‌هایی از دانش‌آموزان و همکاران خود به مسئولین داده‌اند؛ اما تغییر شگفت‌انگیزی که در این ماه‌ها نسبت به سال‌های گذشته رخ‌داده، افزایش جسارت بسیاری از معلم‌ها در همدلی و همراهی با جنبش بوده است. «بیانیه دختران کلاس هشتم» از قلم دانش‌آموزان یکی از همین کلاس‌ها تراوید. بیانیه‌ای که در آن دانش‌آموزان از خشم قلب‌های نوجوانشان و رفتارهای توحش‌آمیز نیروی سرکوب نوشته‌اند و با صدای بلند در کلاس درسشان بارها خوانده‌اند. در همین کلاس‌ها دانش‌آموزانی با بغض و اشک فریاد زده‌اند که عزادار نوجوانان کشته‌شده و نگران دوستان بازداشت‌شده‌شان هستند. چنین کلاس‌هایی در مدارس خصوصی که معلم‌های روشن‌اندیش هزینه آن را به جان خریدند کم نبوده و جلسات تهدید‌آمیز همراه با فشارهای روانی بسیاری را متحمل شده‌اند.

اگر در سال‌های گذشته دفتر دبیران محلی برای استراحت در سکوت و معاشرت‌های روزمره همراه با محافظه‌کاری بوده است، در هفت ماه گذشته چنان شور و هیجانی در گفتگوها و بحث‌های آنها پدیدار شده که آنها پای درد دل یکدیگر در خصوص درگیری‌هایشان با نیروهای سرکوب نشسته‌اند. معلم‌های زیادی در خانواده، آشنایان و همکارانشان در سایر مدارس شاهد زندانی شدن و بازجویی و زخمی شدن عزیزانشان بودند و در خصوص این درگیری با یکدیگر صحبت می‌کنند. اخبار روز در خصوص سرکوب‌ها و حمله‌های شیمیایی به مدارس را با هم به اشتراک می‌گذارند، به گفتگو می‌نشینند و حکومت سرکوبگر را محکوم می‌کنند. معلم‌های جسوری داریم که با پذیرفتن هزینه‌ها، کلاس درس خود را فضایی برای فکر کردن و بحث‌های انتقادی دانش‌آموزان کرده‌اند و در طرح درس‌های خود جایی برای آموزش رهایی‌بخش باز کرده‌اند. طرح درس‌هایی که در سال جاری بارها توسط مسئولین مدارس بازبینی شده است.

اختلاف جنسیتی در میان معلمان

مدارس غیردولتی زیادی که در تلاش برای برندسازی خود هستند، با دور زدن قوانین سازمان مبنی بر عدم اشتغال معلم‌های مرد در مدارس دخترانه، معلم‌های مردی که در حوزه تخصص خود تبدیل به برندهای تهران شده‌اند را جذب می‌کنند و نکته درخور توجه در خصوص تغییر روابط معلم‌های بخش خصوصی این بوده است که همان‌طور که اختلاف مبلغ قراردادهای معلم‌های مرد با معلم‌های زن در بخش خصوصی، همیشه فاصله‌ای بین آنها ایجاد کرده، در جنبش ژینا هم معلم‌های مرد بیشتر در حاشیه‌ای امن و به دور از گفتگوها قرارگرفته‌اند و به مراقبت از منابع مالی خود پرداخته‌اند. سهم مشارکت همکاران مرد در مقایسه با همکاران زن بسیار ناچیز بوده است. آنها اغلب شنونده‌های خاموش محافل دبیران بوده‌اند.

انواع سرکوب‌ها

مدل برخورد مدارس خصوصی و میزان حضور بازرسان آموزش‌وپرورش در این سال پرجنجال در مدارس تفاوت‌ها و شباهت‌هایی با یکدیگر داشته است. در مدارس خصوصی دانش‌آموزان می‌توانند در کلاس بدون حجاب مقنعه باشند ولی هنگام خروج از کلاس موظف هستند با لباس فرم کامل و مقنعه حاضر باشند. در روزهای اول جنبش، دانش‌آموزان بدیهی‌ترین حق خود می‌دانستند که باحجاب در مدرسه مقابله کنند ولی همچنان با تذکرهای شدید مسئولین مواجه شدند. در اینجا با تفاوت برخورد مدارس مواجه می‌شویم:

۱. مدارس کوچک‌تر با مجتمع‌های آموزشی بزرگ،

۲. مجتمع‌هایی که رابطه تنگاتنگی با آموزش‌وپرورش دارند و از امتیازات مالی خوبی مثل اجاره بسیار ناچیز در قبال ساختمان مدرسه، یا همکاری آموزش‌وپرورش در تبلیغات مدرسه برخوردارند با مدارسی که چنین امتیازاتی نصیبشان نشده،

۳. مدارسی که محل تحصیل فرزندان آقازاده‌هاست با مدارس عادی‌تر،

۴. مدارس مذهبی با مدارسی با رویکرد اصلاح‌طلبانه، تفاوت‌هایی در شدت اجرای بخشنامه و قوانین صادره از سازمان دارند.

مدارس کوچک‌تر کمتر مورد بازرسی از طرف سازمان قرار می‌گیرند، ولی این مدارس چون قدرت کمتری و ترس بیشتری دارند سعی می‌کنند قوانین را آن‌گونه که ابلاغ می‌شود اجرا کنند. مجتمع‌های آموزشی بزرگی که از امتیازات سازمان بهره‌مند شده‌اند، برای حفظ این امتیازات تلاش می‌کنند به‌دلخواه سازمان رفتار کنند و آموزش‌وپرورش قدرت مداخله زیادی در بازرسی از این مدارس دارد. برخلاف آنها، مجتمع‌های بزرگی که وارد بده‌بستان با سازمان نشده‌اند، قدرت بیشتری در جلوگیری از حضور بی‌موقع بازرس‌ها دارند. البته سازمان برای خالی کردن بار آموزش از شانه خود، در نهایتحامی برقراری مدارس خصوصی است. مدارسی که محل تحصیل فرزندان آقازاده‌هاست چون به جیب والدین خیلی وابسته است، سازوکار محافظه‌کارانه مورد پسند آنها را دارند و تبدیل به مدارسی با در‌های بسته با نظارت‌های شدید کادر اجرایی شده‌اند تا اخبارشان مایه دردسر آقایان و مدرسه نشود. مدارس با رویکرد مذهبی و اصلاح‌طلبانه به صورت پیش‌فرضتمام قوانین این دو رویکرد را حفظ می‌کنند.

حجاب در مدارس

هنگامی‌که به توصیف این سازوکارها می‌پردازیم باید به این موضوع هم توجه شود که انواع این دسته‌بندی‌ها شامل یک مدرسه می‌تواند باشد؛ بنابراین ارائه توصیف و تحلیل یکدست از آنها کار دشواری است. چند مجتمع آموزشی در مناطقی که این یادداشت با تمرکز بر آنها نگاشته شده، از هفته‌های دوم و سوم با پافشاری دانش‌آموزان و والدینشان مجبور به عقب‌نشینی از قانون حجاب کامل در مدرسه شدند و در سه ماه اول آموزشی داشتن مقنعه را برای دانش‌آموزان اختیاری کردند. درحالی‌کهدر مدارس مذهبی و مدارس خاص مثل تیزهوشان و مدارس آقازاده‌ها، مسئولین مدرسه بر حجاب کامل در مدرسه پافشاری کردند. حتی در یکی از مجتمع‌های معروف تهران که محل تحصیل فرزندان آقازاده‌هاست، برداشتن مقنعه در سرویس رفت‌وآمد هم خلاف قوانین و با برخورد شدید مدرسه همراه است.

عقب‌نشینی از حجاب در آن تعداد مدارسی که اشاره شد طولی نکشید و با سرکشی‌های مداوم و گسترده بازرسان آموزش‌وپرورش به مدارس، دوباره مسئولین درصدد اجرای سفت‌وسخت قوانین برآمدند. از اواسط آذرماه تقریباً هفته‌اییک الی دو بار بازرسان سرزده به مدارس سرکشی می‌کردند. در برخی مدارس شروع به صحبت و گرفتن اطلاعات از معلم‌ها و دانش‌آموزان می‌کردند و فضای مدارس به‌شدت تحت‌تأثیر حضور بازرسان متشنج می‌شد. در بعضی مدارس این خبر از طرف مسئولین پخش شد که سازمان قصد دارد بازرسان محلی به صورت هرروزه در مدارس حضور داشته باشند.

بازرسان علاوه بر چک کردن کلاس‌ها و اطمینان از قرار گرفتن عکس خمینی و خامنه‌ای بالای تخته‌ها، طرح درس‌های تمام دروس را نیز چک می‌کردند و با اینکه هیچ دانش تخصصی‌ای نداشتند، با گرفتن ایرادات کذایی خواهان اصلاح طرح درس‌ها می‌شدند. شاهکار اعمال‌نظرشان در طرح درس‌ها جایی بود که در بخشنامه‌ای رسمی از مدارس خواستند که معلم‌های تمام دروس چند طرح درس در خصوص پیوند محتوای درسی با قرآن و متون اسلامی داشته باشند. در فضای مدارس پیچید که تمام معلم‌هایی که قبل از سال 1398 گزینش شده‌اند دوباره برای گزینش فراخوانده خواهند شد.

تأثیر حملات شیمیایی

در همین ایام بود که مسمومیت مدارس اوج گرفت و والدین نگران فرزندانشان و مدارس خصوصی نگران مشتری‌های خود شدند. بایکوت کردن اخبار مربوط به مسمومیت مدارس از سوی حاکمیت مستبد و آموزش‌وپرورش، حجت را تمام کرد که نیروی سرکوب وارد فاز انتقام از معترضینی شده که در آینده نزدیک خطری جدی برای بقای حاکمیت تمامیت‌خواه و مستبد می‌شوند؛ اما در این شکل از انتقام‌گیری به‌اندازه‌ای هوشمند بوده‌اند که هم به منبع درآمدشان در بخش آموزش خصوصی خدشه‌ای وارد نشود و هم به‌اندازه کافی ایجاد رعب و وحشت کرده باشند. محرومیت از تحصیل این بار هم مثل دو سال آموزش آنلاین در کرونا، نصیب بخش ضعیف‌تر جامعه شد. نیمه دوم اسفندماه مدارس دخترانه خالی از جمعیت شد و باز شاهد سکوت و بی‌تدبیری آموزش‌وپرورش بودیم. مدارس خصوصی برای حفظ مشتری‌های خود سریعاً فشار آموزش آنلاین را به معلم‌های خود تحمیل کرد و والدین را توجیه کردند که این خطرات مدارس خصوصی را تهدید نمی‌کند و باکیفیت سابق آماده آموزش آنلاین هستند. بعد از تعطیلات نوروز در برخی مجتمع‌های آموزشی خصوصی مدیران و معاونین مدرسه صبح زمان شروع و ظهر هنگام تعطیلی مدرسه در مقابل درب مدرسه می‌ایستند و والدین را قانع می‌کنند که خطری فرزندان آنها را تهدید نمی‌کند. همان مسئولینی که در فصل پاییز و زمستان دانش‌آموزان را تهدید به اخراج و معرفی به سازمان آموزش‌وپرورش می‌کردند، حالا در فصل بهار که زمان ثبت‌نام سال تحصیلی پیش ‌رو و جذب مشتری است، نگهبانان و حافظان جان دانش‌آموزان شده‌اند و از معلم‌های خود می‌خواهند که بازاریاب مدرسه در میان اقوام و آشنایانشانباشند.

به عقب برنمی‌گردیم

به‌طور خلاصه می‌توان گفت که به قول دانش‌آموزان «این مسیر برگشت ندارد و تا انتها می‌رویم». اگرچه همراه با جامعه، ضرباهنگ جنبش در مدارس و میان نوجوانان نیز موقتاً کند و به شکل آتش زیر خاکستر درآمده، اما چیزی در این میان رخ‌داده و تغییر شکل داده که دیگر به حالت سابقش بازنمی‌گردد. اگرچه آن‌های بیگانه تلاش دارند مایه‌های مذهبی استبدادشان را هرچه بیشتر به شکل زشت و نامتجانسی با محتوای درسی درآمیزند، اما کلاس‌های درس تبدیل به فضایی برای خندیدن به ریش عکس دو دیکتاتور صفحات اول کتاب درسی شده است. تصاویری که با نقاشی‌های شاخ و دندان‌های دراکولایی مضحک‌تر شده‌اند. اگرچه مدارس سعی در عقب‌گرد و بازگشت به حجاب اجباری دارند، اما هنوز دانش‌آموزانی هستند که با جا گذاشتن مقنعه در خانه، به ریش این قوانین و مسئولین اجرای آن می‌خندند.

فراسوی کندوکاو