« حاکمیت ملی » (دموکراسی) ، «پدرسالاری» (استبداد)
در قانونگذاری این پرسش مطرح میشود که چه کسی یا نهادی باید قانون را بنویسد؟ پاسخ ایناستکه دو مبنای اصلی برای نگارش قانون وجود دارد:
پاتریمونیالیسم(۱): نوع حکومتی است که در آن تمام قدرت بهطورمستقیم از حاکم ناشی میشود. او بهعنوانِ ارباب جامعه تصمیم میگیرد که قانون بنویسد و دیگران هم باید از او اطاعت کنند و آنرا به عنوان تکلیف بپذیرند؛ همانند طالبان و داعش. داعش مگر چهکار میکرد؟ داعش از بالا فرمان میداد که بردگی را رواج دهید، بکشید، بسوزانید، تجاوزکنید، غارتکنید، آنهم تحت لوای اسلام. اساس چنین رفتارهایی برپایۀ پاتریمونیالیسم و پدرسالاری است. حال ممکن است که داعش هم عاملِ آن نباشد، بلکه مستبدی باشد که با حسننیت، مسایلی را که بهنظر او برای جامعه موجب خیر است، القاء کند که این نیز چیزی جز یکهسالاری و خوکامگی نیست.
۲- حاکمیت ملی: میدانیم که استبداد فقط یک بدیل دارد و آنهم دموکراسی است. قانون اساسی و دیگر قوانین موضوعه را نمایندگان برگزیدۀ مردم بهعنوان وکلای ملت برپایۀ حاکمیت ملی با هدف تأسیس نظام مبتنی بر دموکراسی مینویسند. آنان در نوشتن قانون به سراغ منابع قانونگذاری میروند که بهطور معمول عبارتاند از: قرارداد اجتماعی، سنتها، هنجارها(قاعده، قانون، ضابطه، سیره، هرگونه الگوی رفتار)، آداب و رسوم(عرف)، قانونهای موضوعۀ پیشین یا جاری کشور، قانونهای کشورهای پیشرفتۀ دیگر کشورها.
در این جایگاه، بحث صدق و کذب معرفتشناختی یا منطقی و یا بحثهای علمی،- بدان معنا که در دانشگاهها دربارۀ آنها گفتوگو میکنیم-، مطرح نیست. بهعبارت دیگر، نمایندگان مردم در پی آن نیستند که در علم حقوق نوآوری و نظریهپردازی کنند و دربارۀ موضوعات به بحثهای ماهوی بنشینند، بلکه جامعه ازآنجا که لازم است برپایۀ قانون اداره شود، شهروندان نمایندگانی را برمیگزینند که بین آنان متخصصان رشتههای مختلف حضور دارند. این نمایندگان با استفاده از منابع گوناگون و مشاوره، قانون مینویسند. این همان کاری است که از سوی شهروندان به عهدۀ نمایندگان نهاده شده است. بدین سان حاکمیت ملی و در پی آن، نظام دموکراتیک تحقق مییابد.
گفتنی است که اگر شهروندان به عنوان نمونه، مسیحی، یهودی یا مسلمان باشند، افزون بر منابع قانونگذاری، بهطور طبیعی نظام باورها و ارزشهای آنان در نگارش قانون تاثیر میگذارد. ازاینرو، بین دموکراسی مسلمانان، مسیحیان، یهودیان، بوداییان و مانند اینها، تفاوتهایی وجود دارد که از فرهنگها و هنجارهای دینی و آیینیِ این جامعهها سرچشمه میگیرند.
بنابراین در نظام دموکراسی، این نمایندگان مردماند که قانون را از اول تا آخر مینویسند، و از آنجا که این قانون مبتنی بر خواست و پاسخگوی نیازهای شهروندان است، آنرا میپذیرند، تصدیق میکنند و در زیست فردی و اجتماعی بهکار میگیرند.
(۱)تعریف پاتریمونیالیسم (Patrimonialism): «شکلی از حکمرانی است که در آن، تمام قدرت بهطورمستقیم از حاکم سرچشمه میگیرد. در این حکمرانی، هیچ تفاوتی بین عرصۀ عمومی و عرصۀ خصوصی وجود ندارد.»
کانال نویسنده