هر کس فایل صوتی مجید کاظمی با مادرش را بشنود دلش کباب میشود که میگوید…
منتقد فضای مجازی در این روزها هستم. حکومت سیاهدل و سفاک است اما اینک در حالت جاخورده و هراسناک است. نباید وضعیت را گونهای ترسیم کنیم که ج.ا را در حالت تهاجمی و پیروزی نشان دهیم.
حکومت دیگر جرأت ندارد به اتهام نرده کندن و سطل آشغال آتش زدن کسی را مانند محسن شکاری اعدام کند. در پروندههایی که شامل قتل است میخواهند با اعدام عدهای موضوع را «جمع» کنند. تا این حد البته پیهاش را به تنشان مالیدهاند. اما به علت حجم بالای اعتراضات نمیخواهند هزینه بیشتر از این برای خودشان ایجاد کنند. فشار افکار عمومی و خیابان اینها را وادار به عقبنشینی کرده است. به حداقل رساندن اعدامها یک پیروزی برای جنبش اعتراضی در ایران است.
کشورهای خارجی «نه میتوانند» و «نه میخواهند» در این باره کاری بکنند. نباید انرژی ایرانیان به خصوص در خارج را معطل دولتهای خارجی کرد. یک زمان عدهای از صندوق رای سرابسازی میکردند و الآن متوقع بودن از خارجیها برای حل مشکلات ما سرابسازی عده دیگری است.
هر کس فایل صوتی مجید کاظمی با مادرش را بشنود دلش کباب میشود. او میگوید آن روز تا ساعت هشت و نیم سر کار بودم. گفتند اسلحه داشتی. گفتم نداشتم. من را زدند گفتم داشتم. باز زدند گفتم شلیک کردم. کتفم از جا در آمد. هنگام بازداشت نود و پنج کیلو بودم وقتی به دادگاه رفتم پنجاه کیلو وزن داشتم. در دادگاه هم به قاضی گفتم همه آن اعترافات زیر شکنجه بوده و هیچکدام را قبول ندارم.
حکومتی که با ادعای عدل علی سر کار آمده (که میگفتند وقتی خلخالی از پای زن یهودی در آوردند روی منبر خودش را میزد و میگفت اگر حاکمی از این غصه بمیرد او را سرزنشی نیست)، حالا حتی با اطلاع قاضی از دروغ بودنِ اعترافات، باز جان عزیز او را میگیرند.
فلسفه وجود هیئت منصفه (متشکل از مردمان عادی و نه حقوقدان) در نظامهای قضائی این است که وجدان جمعی در رابطه با یک متهم چه قضاوت میکند. حال وجدان جمعی ایرانیان این سه جوان را بیگناه میداند و دادگاه هم هیچ سندی برای گناهکاری آنها ندارد.
بسیار طبیعی است که صدای وجدان جامعه (چه در داخل و چه در خارج) بر زبانش جاری شود. تنها راهی هم که میتواند تیغ اعدامها را کُند کند و جلویش را بگیرد همین صحنه خیابان و صدای وجدان است. این صداها باید بلندتر شود. مثل صدای حقوقدانهایی همچون آقای برهانی که بر اساس سلامت نفس و شجاعت مدنی صدای اعتراضش را بلند میکند.
عزیزانی که به اتهام مواد مخدر اعدام میشوند هم جانشان عزیز است و فرزندان این مردم و قربانیان همین حکومتاند اما نباید به گونهای فضاسازی شود که در افکار عمومی این اعدامها هم علامت اقتدار حکومت علیه معترضان تلقی شود (شاید حکومت هم به صورت غیر مستقیم میخواهد همین حس را به فضا تزریق و منتقل کند. بنابراین نباید در زمین حکومت بازی کرد).
ج.ا از صد نفری که به عنوان محارب به صف کرده بود تا حکم اعدام بدهد جرأت کرده است فقط یک نفر را اعدام کند (محسن شکاری). بقیه پروندهها در مورد قتل است. البته اکثرشان هم دروغ است و به قول مجید کاظمی دستشان به اصلی ها نمیرسد ما را میخواهند اعدام کنند.
اعدامهای مربوط به پروندههای قتل هم از سر انفعال در برابر بدنه حکومت و خانوادههای مقتولین و از روی استیصال و برای جمع کردن این پروندهها، البته از موضع سیاهکارانه و جنایتکارانه، است، نه از سر تهاجم و پیروزی.
کشورهای خارجی «نه میتوانند» و «نه میخواهند» در این باره کاری بکنند. دولتهای خارجی با یک حکومت ضد غربی میخواهند چکار کنند که تا حالا نکردهاند؟ همچنین برای آنها جلوگیری از اتمی شدن ج.ا بسیار مهمتر از مسائل دیگر است.
ما باید تکیه اصلیمان روی خیابان، در داخل و خارج، باشد. باید صدای همه اقشار و اصناف، حقوقدانها، وکلا، ورزشکاران، روحانیون منتقد، شهروندان عادی و… بلند شود تا با بالا بردن هزینهها مانع اعدامهای بیشتر شد.
گفتگوی رضا علیجانی با بیبیسی
https://t.me/rezaalijani41