ملت غارت شده ملت؛ به خون غلتیده ملت! محمد نجفی وکیل دادگستری

خامنه‌ای از نعلین تا عمامه به خون جوانان وطن آغشته

خروشیده ،این نه اولین بار است نه آخرین بار، بارها به خاک و خونمان کشیده‌اند هر بار خونین تر از پار و پیرار، تمام فصل‌ها بر ما خزان و خونین گذشته است، به یاد آر
گفتیم این چه برابری است شما در ماه و ملت در چاه
گفتند بگو مرگ بر شاه.
گفتیم گفته بودید حجاب و عقیده بقیه آزاد است گفت به نیشخند خدعه کردیم، تقیه آزاد است.
گفتیم قتل‌های زنجیره ای به دستور که بود؟ سعید زینالی چه شد؟ گفت به خنده سید رئیس جمهور تدارک چی شد.
گفتیم به ضربدر سکوت بر دهان رای ما منها شده ز جمع رای ما کجاست؟ به اشارت تیر مستقیم که از پیشانی مصطفی کریم بیگی گذشت گفتند زیر چرخ نیسان سایپاست.
گفتیم به جای آب گل می آید ز لوله، گرفتندمان به گلوله
گفتیم چرا قیمت بنزین ناگهانی گران شد؟ گفتند به رگبار در نیزار قیمت جان ارزان شد.
گفتیم راستی چه شد دولت امید؟ گفتند رُمبید. گفتیم سرمایه و نفت ملت می‌دزدند می‌برند کشتی به کشتی گفتند موشکافی حجاب زنان گشتی به گشتی.
گفتیم مجرم یقه چرک حد می خورد، گفتند مختلس یقه سفید بی‌حد می‌خورد.
گفتیم امان از این همه فقر و فساد و اعتیاد و اختلاس، گفتند بفرمایید این زندان و این همه شپش و ساس.
گفتیم چگونه عقاب انتخاب کنیم از بین شش کرکس آخه سه نقطه، گفتند بنگر به لاشه بو گرفته صندوق پرنده برنده معلوم شده بر هر کس.

آری برای چند صباحی بقا کشتند ما را هم در زمین هم در هوا. شیر خانه و روبه بیرون انتقام سخت از مردم صاحب خانه گرفت. وقتی نخاله ها و پخمه ها در مسند امورند، نابغه‌ها و نخبه‌ها فراری یا در زندان و گورند. نگاه کن به پاسخ هر سوال همه سر و ته یک کرباسند. سگ زرد برادر شغال. از روز اول تا به حال پشت هر کشتار رهبر آتش به اختیار. رهبر همه فن حریف و کارکشته دستور می‌دهد و ناگهان مصلحتی از علم می‌رود و می‌شود رهبر بی‌سررشته. خود را به کوچه علی چپ می‌زند که چه کس گفته؟ نتیجه اما شهر به شهر، کشته پشتِ کشته.

ختم نوشته؛ سوگند به زن، زندگی، آزادی. مرد میهن آبادی که خامنه‌ای از نعلین تا عمامه به خون جوانان وطن آغشته، دستِ دادِ تاریخ خون هر دو طرف را به پای استبداد او نوشته.

محمد نجفی وکیل دادگستری