چرا دانشگاه مورد هجمه حاکمیت است؟ مجتبی نجفی

حاکمیت به قلب جامعه مدنی زده. نقاب عفو نمایشی را برداشت و فهمید جامعه اعتراضی با صدقه و ترّحم آرام نمی شود. جمهوری اسلامی هنوز امید دارد شهروند معترض که هویّت خود را با ایستادن در برابر اجبار و سرکوب تعریف کرده، بنده شود؛ به عبارتی از انسان بودن خود که با تفسیر و نقد مداوم محیط پیرامون و مطالبه حقوق طبیعی اش تعریف میشود، دست بکشد. اما از همه شدیدتر، دانشگاه را هدف قرار داده.

جمهوری اسلامی، دولت نیست، قبیله هم نیست. حتی قبیله هم، رسم و رسومی دارد. به معنای دقیق، مافیایی اداره میشود. حتی به قوانین عقب مانده خود هم احترام نمیگذارد. میگوید زور دارم، تبعیدت میکنم، محروم از تحصیلت میکنم، خوابگاهت را میگیرم. نانت را آجر میکنم. از آینده ناامیدت میکنم تنها به این دلیل که دانشگاه آن چیزی نشد که جمهوری اسلامی میخواست.

تمام سرمایه گذاری جمهوری اسلامی بر دانشگاه شکست خورد. مدام میگفتند بروید به زندگیتان برسید و بی خیال سیاست شوید. غافل از اینکه قرار نیست دانشگاه همیشه سیاسی شود، به موقعش می شود، وقتی که نبض جامعه برای تغییر میزند، قلب دانشگاه هم به تپش می افتد و کسانی سیاسی می شوند که تصورش تا دیروز سخت بود. پس دانشگاه جزیره ای جدا از جامعه نیست. سیاسی هم صرفا بازی در میدان قدرت است، کنشگری در عرصه عمومی هم است، بازیگرانی که نهاد قدرت سرکش را با نقد مداوم به چالش می کشند.

جمهوری اسلامی از شهروند عصیانگر نفرت دارد، اگر در قالب نهاد و اجتماع هم باشد هراسناک میشود. دانشگاه نهاد است. از کانونهای اعتراض در جامعه بوده که بیش از صد سال است با این سوال مواجه و برای پاسخش هزینه میدهد: چگونه می شود، قدرت سرکش را رام و پاسخگو کرد؟ چگونه می شود حاکمیت را به تمکین از قانون برآمده از اراده شهروندان وا داشت؟
هراس جمهوری اسلامی از نهادها دو چندان است. چون دانشگاه امکان اجتماع و اتحاد را میسر می کند و کدام اجتماع قوی تر از نهادی است که در جای جای کشور خانه و امکان بسیج شهروندان دارد؟

خشم حاکمیت از دانشگاه روشن است. دانشگاه در طول جنبش زن،زندگی و آزادی به همه اشکال ارتجاع نه گفت. نه هژمونی رسانه ها در ساختن رهبر و قائد جدید را پذیرفت و نه تسلیم رعب استبداد شد. از همین رو صدایی که از دانشگاه برخاست نفی ارتجاع گذشته و ساختن آینده با اتکا به مقاومت مدنی بر مبنای عالی ترین ارزشهایی بود که ایران را بیدارِ بی دار، دموکرت شهروندمدار، متحدِ متکثر میخواست. برای همین جمهوری اسلامی، نهادی را هدف قرار داده که قوی ترین امکانهای بسیج معترضان را دارد. با این نهاد متمدن، مثل بربرها رفتار میکند.

کانال نویسنده