هفت مطلوب گذار دموکراتیک در ایران، بردیا موسوی ‏

رهبری توزیع شده می‌تواند منابعی برای نهادسازی باشد؟

سنگین‌ترین عدم توازن در روند دموکراتیک سازی، نابرابری اتکا بر روشنفکران و نهادسازی در مقابل تفکر ریشه دار پوپولیسم ارجاع شده بر اقتدار گرایی در ایران است که الیگارشی را در روند انقلاب، مراقبت می‌کند. در پایندگی الیگارشی در یک همبستگی، شانسی برای تثبیت امر دموکراتیک وجود ندارد.

‏ضرورت گذار دموکراتیک در معنای سازماندهی نیروها و مشارکت سیاسی بین سازمانی بر این مطلوب استوار است که هر فرد یا گروهی که طی کننده‌ی گذار و تسخیر کننده‌ی قدرت است، حکومت آینده را نیز خواهد ساخت. پذیرش این ادعا که فرد یا افرادی این کار را می‌کنند و بعد آن را با دیگران تقسیم خواهند کرد، وعده‌ی بهشت آخوندها ست.

‏در مطلوب دیگر پیش‌فرض شده برای گذار دموکراتیک، اولویت دهی به گروه‌های سیاسی، تایید رنگارنگی سیاسی و برنامه‌ریزی برای هم‌سو کردن نیروها در یک جبهه نجات ملیِ فراگیر توصیه می‌شود. هژمونی توزیع شده، مشروعیت می‌سازد و حتی می‌تواند برنامه مشارکت مستقیم شهروندان را در یک برنامه‌ی گذار فراهم کند.

بدین شکل که می‌توان در ابتدا یک پارلمان در تبعید ساخت و از امکانات تکنولوژی برای ساخت یک نهاد انتخاباتی پیشینی الکترونیک بهره برد و در ادامه از فرآیند کارکرد این پارلمان، جبهه نجات ملی برای گذار تعریف کرد.

‏مطلوب سوم گذار دموکراتیک این است که شهروندان نباید در برابر ناگزیری محتوم یا دو گانه درهمبستگی قرار گیرند. برنامه گذار مولود شرایط بحران سیاسی است و ضرورت دارد سناریوهای مختلف وضعیت دیده شود. می‌توان جبهه نجات ملیِ اولیه را بنیان نهاد و پس از آن به سمت ایجاد پارلمان در تبعید رفت.

‏روش‌های دیگری مبتنی بر تئوری‌های پیشنهادی وجود دارند که می‌توان جداگانه بررسی کرد.

مطلوب چهارم در گذار دموکراتیک: سناریوهای رویداد اضطراری ممکن است اتفاق بیافتند. همبستگی ایجاد شده آیا امکان‌های احتمالی را در نظر قرار داده است؟ مثال: اگر رهبر جمهوری اسلامی بمیرد برنامه شما چیست؟

‏اگر حمله‌ی نظامی به کشور صورت گیرد برنامه گذار چه پاسخی برای این سناریو دارد؟ رهبری توزیع شده در سازمان بین سازمانی شکل گرفته، چه ساختاری برای مقاومت مدنی و برنامه پیروزی خواهد داشت؟ این استراتژی، امکانات و منابع خود را چگونه فراهم می‌کند؟

‏مطلوب پنجم در گذار دموکراتیک، تولید گفتمان های ضروری و روایت‌ها برای دموکراتیک سازی، شامل در استراتژی پیروزی است. مطلوب ششم نمایش قدرت است. مخاطبان باید بتوانند توانایی شما را برای جاری سازی استراتژی ببینند. برای نمایش و مارکتینگ وضعیت به چه ابزارهایی نیاز دارید؟

‏مطلوب هفتم، بهره گیری از تجربه‌های تاریخی برای ساخت یک روند دموکراتیک است. چگونه می‌توانید بر روی داشته‌ها تکیه کنید و آن‌ها را مدام به عنوان ارزش‌های مدنیت معرفی کنید. اگر فقدان تجربه تاریخی وجود دارد آیا رهبری توزیع شده می‌تواند منابعی برای نهادسازی تعریف کند؟