سرکوبگران و ناقضان حقوق اساسی همزمان که در جلسات خصوصی خود برای جمع کردن بحران چارهجویی میکنند با ابزارهای گوناگون برای جامعهی هدف پیام عادی بودن شرایط را برجسته میکنند. سرکوبگران بر قدرت محدود تمرکز انسانها بر یک موضوع سرمایهگذاری میکنند و با شیوههای مستقیم و غیر مستقیم وانمود میکنند که شرایط عادیست و با برخی از خردهامتیازات فریبنده برای القای احساس آرامش عادی در سرگرم کردن گروه هدف میکوشند.
کنشگران میدانند که اگر مسئولان ناگهان به آنها وعده پیشرفت شرایط را میدهند احتمالا خودشان نیز میدانند که دروغ میگویند. برای نمونه، وعده امکانات رفاهی جانبی برای ترمیم قدرت خرید کارگران از سوی دولت، در شرایطی صورت گرفت که بودجهای برای این کار پیشبینی نشده بود.
یک گروه فعال حقوق صنفی مسیری درازتر از انتظار عادی مردم برای دستیابی به تغییرات پیشبینی میکند و در عین حال که از جشنها، مراسم و بزرگداشتها برای تقویت پیام «شرایط ویژه» بهره میبرد، با علامتگذاری رفتارهای القا کننده شرایط عادی، به طیفی از واکنشهای تصحیحکننده خطای پیام شرایط عادی تجهیز میشود.
اعضای گروه با یکدیگر مینشینند و با بارش افکار به هماندیشی دامن میزنند که در برخورد با فهرستی از پیامهای اعلام شرایط عادی که از سوی افراد مختلف ممکن است دریافت کنند چه برخوردی داشته باشند و چگونه برتری کسب کنند.
مثلا گروه درک میکند که :
– آیا انتشار پیام شرایط عادی تنها از سر ناتوانی در تمرکز و ضعف انسانی ناشی شده است و یا یک نفر به طور سیستماتیک به تقویت انگاره شرایط عادی کمک میکند؟ و گسترده بودن این پیامها تا چه حد است؟
– آیا آن فرد کلیدی است و در چه مسافتی از هسته اولیه جنبش قرار گرفته؟
– اگر فرد از بیرون از جریان تطمیع شده باشد، چگونه بابد برخورد کرد و اگر یک نفر کاملا در خارج از هسته اولیه تغییر جای دارد چه برخوردی مناسب است؟
@davtalaborg