شستا سفره‌ی آماده‌ی کارگران برای مفت‌خوران، نسرین هزاره‌مقدم

اول کارگران تعدیل می‌شوند، بعد درب شرکت تخته می‌شود؛ در نهایت کارخانه را با قیمت‌های بسیار ارزان در حد مفت واگذار می‌کنند؛ مثلا شرکتی که چندین هکتار زمین در شادآباد تهران دارد به همراه چندین سوله و تجهیزات، به یک‌پنجم یا یک دهم قیمت واقعی زمین خالی در آن منطقه واگذار می‌شود!
چنین براورد می‌شود که «سهامداران این شرکت بیش از یک میلیون نفر هستند»؛ این اطلاعات مربوط به نماد بورسی شستاست، شرکت‌های زیرمجموعه‌ی سازمان تامین اجتماعی که قرار است برای این ابرصندوق بیمه‌گر که بیش از ۶۵ درصد جمعیت کشور به طور مستقیم و غیرمستقیم زیرمجموعه‌ی آن هستند، درآمدزایی موثر و همیشگی داشته باشد.

اما این اتحادیه‌ی جهانی، الزامات و تصریحات دیگری هم دارد، نمایندگان بیمه شدگان باید بر عملکرد شرکت‌های سرمایه‌گذاری و حوزه‌ی مالی نظارت داشته باشند؛ بیلان مالی و صورت وضعیت مالی این شرکت‌ها باید آزادانه و شفاف در اختیار نمایندگان جامعه‌ی هدف قرار بگیرد و مدیران عامل، هیات مدیره‌ها و مدیران هلدینگ بایستی خدمتگزاران جامعه‌ی بیمه‌شدگان باشند و به آن‌ها پاسخگویی تام داشته باشند نه اینکه برای خودشان و اطرافیان‌شان حقوق‌های نجومی تعریف کنند، یک‌تنه برای دارایی‌های کارگران و واگذاری‌های آن‌ها تصمیم بگیرند و هر زمان پرسیدند که فلان شرکت چرا تعطیل یا واگذار شد خیلی ساده پاسخ بدهند «خب توجیه اقتصادی نداشت»! شستا و دارایی‌های کارگران در حال حاضر به‌طور متوسط معادل ۱۰ درصد از مجموع ارزش بازار بورس اوراق بهادار تهران، متعلق به شرکت‌های زیرمجموعه شستا است.

برخی از کسانی که از نزدیک شاهد این واگذاری‌ها در سال‌های اخیر بوده با بیان اینکه «آنچه در شستا اتفاق می‌افتد، فقط خودمانی‌سازی‌ست؛ دارایی‌های تاریخی کارگران را بدون هیچ توجیهی به خودمانی‌ها به قیمت بسیار ارزان و در حد مفت واگذار می‌کنند و اصلا پاسخگو نیستند» به ایلنا می‌گوید: در شستا هر شرکتی را که تمایل داشته باشند، واگذار می‌کنند.

موضوع ساده است؛ اولین قدمی که برمی‌دارند این است که براساس ماده ۱۴۱ قانون تجارت اعلام می‌کنند شرکت مورد نظر ورشکسته است یعنی بدهکاری و گیر و گرفت دارد؛ هیچ ارزیابی هم صورت نمی‌گیرد که چرا ورشکسته است، فقط می‌گویند شرکت توجیه اقتصادی ندارد و این حالیست که هیچ نظارت و تجدید ارزیابی در کار نیست.

برای مثال می‌توان به  سرنوشت غم‌انگیز «تهران بتن» به عنوان یکی از شرکت‌های تعطیل شده‌ی شستا اشاره می‌کند که به بهانه‌ی عدم توجیه اقتصادی، درب‌هایش را بسته‌اند.

بیش و پیش از هر اقدامی، باید نظارت دقیق بر شرکت‌های شستا باشد، باید مشخص شود چرا واقعا شرکت‌ها زیان‌ده هستند و بدهی دارند و بایستی کارگروهی متشکل از نمایندگان جامعه‌ی هدف بر صورت‌های مالی و عملکرد شرکت‌ها نظارت مستمر داشته باشند اما این بایدها اصلا جدی گرفته نمی‌شود.

«دورال» تولیدکننده درب و پنجره آلومینومی که سال ۱۳۴۴ پا به عرصه تولید گذاشته با اشتغال‌زایی ۵۰۰ نفر به صورت مستقیم و ۶۰۰ نفر به شیوه‌ی غیرمستقیم، یکی از شرکت‌های معتبر و قدیمی شستا است که این روزها در آستانه‌ی واگذاری قرار گرفته؛ شرکتی که از نظر توانمندی زمانی اجرای نمای بانک مرکزی ایران را برعهده داشته است.

حالا کارگران این شرکت توانمند، نگران آینده هستند و از روزهای بعد از واگذاری می‌ترسند. چهارشنبه دهم خردادماه، تعدادی از کارگران این کارخانه در اعتراض به واگذاری این شرکت به بخش خصوصی بدون رعایت حقوق کارگران و سهامداران، مقابل کارخانه جمع شدند.

این کارگران درخواست دارند واگذاری شرکت متوقف شود؛ آن‌ها می‌گویند چرا شستا این شرکت خوش‌آوازه را می‌خواهد به بخش خصوصی ناکارآمد واگذار کند.
چرا شستا نه فقط دورال که ده‌ها شرکت را که اموال بین‌النسلی طبقه‌ی کارگر هستند، با قیمت‌های غیرواقعی و بدون مشارکت و نظرخواهی از کارگران به بخش خصوصی می‌دهد تا تولید در آن‌ها زمین بخورد و چرا به گفته قربانی، «شستا به جای اینکه عصای دست تامین اجتماعی باشد، وبال گردن آن شده است» ؟!

برگرفته و خلاصه‌شده از مقاله‌ی
شرکت‌هایی که از دارایی‌های کارگران پا گرفته‌اند، تعطیل می شوند؛
از “تهران بتن” تا “حریر خوزستان” خودمانی‌سازی درشستا

نسرین هزاره‌مقدم