“نه” یعنی زندگی و مقاومت در فضای استبداد

مجتبی نجفی

می دانید این”نه” بازتاب لجاجت تان در دهن کجی به بیش از سه دهه صدای تغییر خواهی مردم ایران است؛ وقتی که خواست آنها را در انتخاباتهای هفتاد و شش، هشتاد، هشتاد و هشت، نودو دو و نود و شش نادیده گرفتید و به سیاست سرکوب و انسداد اصلاحات با قتلهای زنجیره ای و فاجعه کوی دانشگاه و تعطیلی فله ای مطبوعات، ادامه دادید. وقتی رای سبز مردم را در سال هشتاد و هشت دزدید و پاسخ به اعتراض به کودتا را با کشتن سهراب و ندا دادید.

وقتی خواستید مردمی را که در نود و دو و نودو شش به کاندیداهای سپاه نه گفتند تحقیر کنید.

وقتی نود و شش و نودو هشت، خیابانهای ایران را حمّام خون کردید و بر آسمان تهران از بهترین فرزندان این سرزمین را با موشک زدید. نه استعفایی دادید و نه از دروغتان شرمگین شدید. هنوز خون جاری بر خیابانهای ایران در آبان خونین از تهران تا ماهشهر میجوشید، که خوزستان و آبادن را عزادار کردید. هر جا اجتماعی بود یا بازداشت بود یا تحقیر، کتک بود و قتل و نیست کردن.

“نه”، یکدفعه حادث نشده. مسیر طولانی ، منقَش به دریایی از خون است؛ خون نیکا،سارینا، مهسا، ابوالفضل، غزاله،کیان،حدیث، یلدا و دهها نوجوانی و جوانی از دست رفته. “نه” یعنی اینکه خسته ایم از تحقیر، از کولبرکشی، از کشتار در زاهدان و سرکوب که هر جا حاشیه ای باشد و صدای کم رمقی، جولان ظلم و استبداد بیشتر است. خسته از اعدامها با بانگ اذان صبح.

اگر #نه دست رد به سینه استبداد و خودکامگی و نظام تحقیر است؛ وجه ایجابی اش تکاپو برای آزادی؛ ایران همبسته و متکثر است. “نه” یعنی پایانی بر مماشات و سیاست التماس و تکیه بر “مقاومت مدنی” است؛ نه یعنی عامل تغییر شهروندان ایرانند و لا غیر. عامل تغییر همین دستهای همبسته در خانه پدری مادری است.
“نه” یعنی زندگی و مقاومت در فضای استبداد به همپیوسته و جداناشدنی اند.

کانال نویسنده