دیپلماسی سرکوب، مرتضی ملک

باید کانونهای مقاومت را زنده وفعال نگاه داشت

حمله وحشیانه و دردناک پلیس آلبانی به اردوگاه مجاهدین خلق در این کشور از هر نظر اقدامی غیر انسانی و محکوم است و تردیدی نیست که در پشت این عملیات دست انتقام حکومت اسلامی در کار است. انتقام گرفتن از این سازمان بخاطر گسترش فعالیت های دیپلماتیک، و سایبری در خارج و عملیات مختلف در داخل کشور است. این خوی انتقام جویی و مقابله با کانون های مقاومت و فعالیت مخالفان نظام به این سازمان محدود نیست و دامنه وسیعتری دارد و یقینا در آینده متوجه عناصر و فعالان طیف های سیاسی دیگر خواهد شد. و این برنامه بی شک خود گوشه کوچکی است از یک نقشه بزرگتر . نقشه مهار و بی آینده کردن جنبش زن، زندگی، آزادی.

این نقشه را با نگاهی به صحنه بزرگ تحرکات جدید دیپلماتیک نظام در رابطه با امریکا و بعضی از کشورهای اروپایی و همچنین کشور های منطقه و عربی میتوان دنبال کرد. هدف اصلی همه این تحرکات و مذاکرات علنی و مخفی کنترل دراز مدت جنبش داخل کشور و خنثی کردن چاشنی های انفجاری ان و خشکاندن امکانات گسترش ان است.

حاکمیت با سرکوب خشن و بیرحمانه قیام مهسا موقتا شعله های ان را مهار کرده است، اما پتانسیل احتراقی ان نه فقط کم نشده بلکه با ادامه بحران اقتصادی و مجموعه تنش‌هایی که در جامعه موجود است خطر شعله ور شدن مهار ناپذیر ان بیش از گذشته است، این تهدید را خود رهبران نظام بهتر از مخالفانش می داند و حس می‌کنند.

پس در این فرصت کوتاه و آتش بس موقت، به سرعت دست بکار شده‌اند تا با دادن امتیازاتی به دشمنان و رقیب های خارجی، بخوان نرمش های خجولانه، به دلارهای مورد نیاز دست پیدا کنند . دلار درد معیشت را کاهش خواهد داد ، درد معیشت، چاشنی انفجاری ان توده خاکستری است که برای پیوستن و پشتیبانی عملی از قیام شهروندان در تردید بسر می‌برند . نظام اسلامی با این دیپلماسی جدید دارد روی این تردید سرمایه گذاری می کند. از نقطه نظر منافع حیاتی نظام، طبیعی است که نباید بگذارد لایه ها و گروه های اجتماعی مردد به پروسه قیام شهروندان به پیوندند. اساس کنترل دراز مدت جنبش در حفظ و تعمیق این شکاف مبارزاتی است.

در تمام مدت مبارزه، رقابت اصلی سیاسی میان جنبش مهسا با حکومت بر سر همین لایه های مردد بود، جنبش می کوشید با رادیکالیسم خود بر ترس و تردید این لایه ها فایق اید، جنبش تلاش می کرد با دست گذاشتن روی تبعیض سیستماتیک علیه زنان این اقشار را به حرکت در آورد. اما موفق نشد . و حالا حکومت شرایط را برای دانه پاشیدن جلوی این لایه ها و خنثی کردن چاشنی انفجاری بالقوه آنها مناسب می‌بیند. این نقشه و تاکتیک قدیمی و شناخته شده رژیم های سرکوبگر است. بخش رادیکال و پیشرو را با ابزار قهر و خشونت عقب می رانند و بخش های عقب مانده را با خرده امتیازاتی تطمیع می کنند. اینکه این تاکتیک حکومتی چقدر در عمل و میان مدت موثر بیفتد مساله زمان است. اما در اینکه چنین نقشه ای در جریان است تردیدی نیست.

با این نقشه باید انتظار داشت برنامه انتقام گیری از رهبران و فعالان جنبش، از خانواده ها، از دادخواهان از قربانیان از زندانیان ادامه خواهد یافت. همینطور از تبعیدیان، از فعالان در خارج از کشور و سازمانهای سیاسی موثر در خارج از کشور. این در طبع رژیم تمامیت خواه است که تا خاموش نشدن کانون های مقاومت آرام نمی گیرد. این نظام بارها چنین تحمل ناپذیری و تبهکاری را از خود نشان داده است. در مقابل این تمامیت خواهی باید کانون های مقاومت را زنده و فعال نگاه داشت. محکوم کردن حمله به اقامت گاه مجاهدین خلق جزئی از سیاست مقاومت عمومی در برابر حکومت جبار است، زیرا این حمله جزئی از تهاجم همه جانبه و نقشه مند حکومت به تمامیت اپوزسیون است.

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»