وقتی از  تشکل‌های کارگری سخن می‌گوییم منظورمان شورای اسلامی کار نیست

در روزهایی که زندگی فرودستان از جمله کارگران، بازنشستگان،‌ معلمان و… بیش از هر زمانی با فقر و فلاکت روزمره تهدید می‌شود، دستمزدهای حداقلی کفاف زندگی را در مصاف با تورم فزاینده  نمی‌دهند؛ تهدید امنیت شغلی در غیاب تشکل‌های کارگری که به‌طور مستقل از حقوق کارگر دفاع کنند و در عین حال به رسمیت شناخته شوند، در کمین هر مزدبگیری است؛ شوراهای اسلامی کار، که از روز نخست شکل‌گیری با استقلال تشکل‌های کارگری و جلوگیری از آزادی عمل آنها به شکل علنی و مشخص خصومت ورزیده‌اند، تنها تشکل‌های رسمی بوده‌اند که به کارگران تحمیل شده‌اند اما گذشت زمان و عدم توانایی این تشکل های رسمی به مزدبگیران نشان داده است که شوراهای اسلامی کار هرگز نمی‌توانند در جایگاهی که اشغال کرده‌اند نقش مستقلی داشته باشند. این شوراها با تأکید بر سه جانبه‌گرایی در شورای عالی کار نه اراده و نه قدرت دفاع از حقوق کارگران را دارند. همانطور که در آخرین روزهای اسفند سال گذشته بر سر میزان حداقل دستمزد نشان دادند که دست آخر به اوامر دولت و کارفرما تسلیم می‌شوند و قدرت مقاومت و مبارزه ندارند، آن چه بر این شوراها حاکم است دفاع از منافع حداقل بگیران و کارگران نیست بلکه نفی اشکال مختلف تشکل‌یابی کارگری، تمرکزگرایی و سلطه‌ی نگاه‌های جانبدارنه‌ی سیاسی است.

تاریخ به یاد ندارد که نهادهای کارگری دولت ساز بتوانند سازماندهی مزدبگیران را به عهده بگیرند آن هم وقتی آش به قدری شور می‌شود که افرادی از درون همین شوراها و نهادها همواره از کارشکنی کارفرمایان در تشکیل این شوراها و میزان دخالت دولت در ساختار تشکیلاتی و شیوه فعالیت این نهادها انتقاد کرده‌اند. دولت و کارفرمایان با تهدید امنیت شغلی و تهدیدهای امنیتی حتی این شوراها را که کاملا تحت نظارت حاکمیت است، تحمل نمی‌کنند.

در روز ۲۲ خرداد نشست کانون هماهنگی شوراهای کار اسلامی استان تهران با اعضای هیات مدیره و شوراهای اسلامی کار محور شرق تهران پیرامون بررسی آثار برنامه هفتم توسعه بر معیشت جامعه کارگری برگزار شد. و در همین جلسه گفته شد که  درخواست رسمی اصلاح مزد ۱۴۰۲ توسط نمایندگان کارگری شورای عالی کار، در دبیرخانه شورای عالی کار ثبت شد آن هم با این اما و اگر که “شاید امروز برخی مسئولان زیر سخن خود درباره کنترل تورم و اصلاح مزد در صورت افزایش تورم بزنند، اما ما اعتراض خود را ادامه خواهیم داد”.

یکی از اعضا گفته است که قدرت نمایندگان کارگران از بدنه کارگری می‌آید. اگر ما فعالان کارگری حمایت بدنه کارگری را نداشته باشیم، صدایمان به مدیران نمی‌رسد و افراد برای اصلاح خود تحت فشار قرار نمی‌گیرند. نماینده کارگر باید توسط کارگر حمایت شود. مشکل تشکل‌های ما فاصله از بدنه کارگری است. نباید اجازه دهیم تفرقه بین فعالان و کارگران ایجاد شود.

باید به ایشان گفت که نمی‌توان به صورت مستمر به منافع کارگران پشت پا زد و در اتاق های دربسته توافقات ضدکارگری انجام داد و تبعات آن را برای مزدبگیران را نادیده گرفت و بعد در فضای عمومی نقش مدافع حقوق کارگران را ایفا کرد.

هیچ کس به جز تشکل‌های واقعی کارگران که از نمایندگان ِ غیردائمی و چرخشی و مبتنی بر انتخابات آزاد و شفاف تشکیل شده باشد، از حقوق مزدبیگران دفاع نخواهد کرد.
این تجربه‌ای است که کارگران با درد و رنج و از رهگذر بی‌حقوقی‌های بسیار دریافته‌اند.

اتحاد بازنشستگان
@etehad_bazn