وقتی بازنشستگان از کف خیابان می‌گویند در واقع چه می‌گویند؟

کف خیابان، مفهومی فراتر از مکان تجمع .

بازنشستگان شوش در دمای بالای ۴۵ درجه امروز:
«فقط کف خیابون به دست می‌آد حق‌مون»

کف خیابان، فقط مکان مقرر تظاهرات یا تجمع بازنشستگان نیست، بلکه به مفهوم وسیع‌تری اشاره دارد که شاید ضمن اعلام همبستگی با جنبش‌های مردمی دیگر، هشداری به سرکوبگران نیز باشد.

بسیاری از ما دیده‌ایم که بازنشستگان آرام‌ترین شیوه‌ها را برای اعلام حقوق مورد غفلت قرار گرفته خود انتخاب کرده‌اند. آنان تا امروز از به کار بردن هر گونه ابزار فشار علیه سرکوبگران خودداری کرده‌اند. سرکوبگران حقوق جمعی و قانون‌شکنانی که در چهره مجری قانون به کار سرکوب مشغول بوده‌اند، نمی‌توانند بگویند صدای بازنشستگان را نشنیده‌اند چرا که بسیاری از بازنشستگان را دستگیر  کرده‌اند و به دادگاه کشانده‌اند.

مجریان قانون که کارمندان مالیات‌دهندگان به شمار می‌روند از قانون‌شکنان حمایت کرده‌اند ولی از نسبت دادن جرم‌هایی چون تشویش اذهان عمومی و حتی جرایم مربوط به امنیت ملی به چند بازنشسته هفتاد ساله که در امانت چندین سال سپرده بازنشستگی‌شان خیانت شده، شرم نمی‌کنند.

بازنشستگان هنگامی که از کف خیابان می‌گویند، به دو طیف هشدار می‌دهند:

 

هشدار بازنشستگان به جامعه و اعلام همبستگی با آن:

بازنشستگان در فضای مردمی‌ترین جنبش‌های فراگیر دهه‌های اخیر، از همان مفهومی می‌گویند که جنبش‌های تغییرات عمده سیاسی در آن ریشه دارد: کف جامعه. شعار کف خیابان در جنبش اخیر زن زندگی، آزادی بزرگترین نمود این جنبش بوده است و مفاهیم گسترده‌ای را در خود جای می‌دهد و نمود در اختیار گرفتن فضای همگانی از سوی شهروندانی است که این خاک و خیابان‌های آن را متعلق به خود می‌دانند و می‌خواهند قواعد جمعی و انسانی در آن پیاده شود که در انتخاب و نظارت بر آن نقش داشته‌اند.

از این رو، «کف خیابان» به منزله دعوتی علنی از تمام کسانی است که با مطالبات مردم خود را همسو می‌بینند و در ضمن هشداری به آنان است که بازنشستگان را نباید نادیده بگیرند بلکه اگر از اصالت حمایت از همه مردم از جمله غارت‌شدگان برخوردارند باید با حمایت از بازنشستگان، مطالبات آنان را در ترانه معروف «برای» نیز تعریف کنند.

بازنشستگان به عنوان گروهی منسجم، مفهوم کف خیابان را به رسمیت می‌شناسند و بر آن مهر تایید می‌زنند، پس جنبش‌های اصیل کف خیابان نیز باید از آنان حمایت کنند، به ویژه که در سرکوب گسترده مردم کف خیابان، انسجام و نماد برقراری حضور مداوم مردم در کف خیابان به دست بازنشستگان بالا نگه داشته شد.

هشدار بازنشستگان به سرکوبگران:

با نگاهی به ویژگی‌های جنبش‌های اخیر کف خیابان، کسانی برای اعلام حضور در خیابان از جان خود گذشتند تا کف خیابان مکان حضور واقعی مردم باشد. بازنشستگان، سرکوبگران حقوق خود را عقوبت نکرده‌اند و در برابر سرکوبگران از ابزار فشار استفاده نکرده‌اند ولی هنگامی که سرکوبگران ممکن است دلیل آن را ناتوانی بازنشستگان از به کار بردن چنین ابزاری بدانند، بازنشستگان پرهیزکارانه خود را در معرض آسیب قرار می‌دهند تا سرکوبگران چهره واقعی خود را آشکار کنند. آنان شاید ادعای دانستن ظرایف مطالبه‌گری جمعی را به دور از رویه آسیب‌پذیری خود می‌دانند، پس به آرامی به جامعه توکل می‌کنند و هشدار می‌دهند که اگر خیابان بخروشد، سرکوبگران را سیل خواهد برد. آنان درباره احتمال چنین سیل خروشانی هشدار می‌دهند چرا که به اصالت جریان‌های کف خیابان باور دارند.

بازنشستگان همان قشری هستند که در برابر متجاوزان به خاک در جنگ هشت ساله جلوی گلوله ایستادند که خیابان به دست غارتگران جان و مال مردم نیفتد و پرهیزگاری و توکل به هم‌دوشان، شیوه‌ای‌ست که با آن آشنایی دیرینه دارند.

@davtalaborg