دیکتاتورها حرفهای خودشان را از زبان مردم مطرح میکنند. خامنهای هم میگوید «فضای مجازی روی اعصاب مردم است!». این یعنی اعصاب او و اعوان و انصارش از فضای مجازی و روشنگریهایش به هم ریخته است.
او در همین سخنرانی هم یکی از عصبانیتهایش از فضای مجازی را بروز میدهد وقتی از شایعات افراد مغرض و مریضالقلب علیه دستگاه قضائی یاد میکند که فساد اقلیتی محدود در این قوه را بزرگنمایی میکنند! این در حالی است که آقای وحید اشتری یکی از نیروهای ولایی سابق نیز مدتی پیش قوه قضائیه را «فاضلاب نظام» خواند.
اساسا تکنولوژی تسهیلگر نافرمانی مدنی است. فضای مجازی دیگر از دستشان در آمده و اصلا قابل کنترل نیست. نمی شود میلیونها موبایل را از دست مردم گرفت! نافرمانی مدنی وقتی گسترش پیدا میکند دیگر فضا، چه واقعی و چه مجازی، از سیطره حکومتها خارج میشود. قبلا سه، چهار نفر دختر خیابان انقلاب بودند که میخواستند روسریشان را بردارند و با ضرب و شتم بازداشت میشدند و احکام سنگین میگرفتند اما وقتی این نافرمانی گسترش مییابد دیگر قابل کنترل و سرکوب نیست.
هراس خامنهای از فضای مجازی، هراس از آگاهی جامعه و روشن شدن واقعیات خارج از تبلیغات سرسام آور رسمی و در تقابل با منویات و سیاستهای اوست؛ ترس از مردم و آگاهیشان.
او از قوه قضائیه میخواهد برای کنترل و برخورد با فضای مجازی با برنامه برخورد کنند. شاید او به خاطر کهولت سن و یا به خاطر عصبانیت فراموش کرده که در نظام ولایی مراکز مختلفی برای این امر بنیان گذاشته شدهاند و مسئولیت این امر با قوه قضائیه نیست.
قوه قضائیه، سپاه پاسداران، نهادهای اطلاعاتی و امنیتی، لباس شخصیها، شورای نگهبان، صدا و سیما و…، ابزارهای حکمرانی مستبدانه و سرکوبگری علی خامنهای هستند. در مقابل او هم «مردم» قرار دارند.
بعید به نظر میرسد بعد از این سخنرانی اتفاق جدیدی برای برخورد با فضای مجازی بیفتد. تا کنون با هر جایی که فکر میکردند باید کنترل و سرکوب شود، کردهاند. چیزی کم نگذاشتهاند که بخواهند اضافه کنند. مثل تحریمهای آمریکا علیه ج.ا که دیگر جای جدیدی برای تحریم باقی نمانده است!
دیگر مردم کوچه و خیابانی هم میدانند که دستگاه قضائی نه تنها در باره سرکوب نیروهای سیاسی فعال است (و از هر انگ و تهمت و اعتراف دروغینی پرهیز ندارد)، نه تنها خودش در حوزه اقتصادی فاسد است (و با مفسدین دست در یک کاسه دارد)، بلکه حتی در پروندههای محاکم عادی قضائی نیز فاسد شده و رشوهگیری در آن بیداد میکند.
قبلا میگفتند ۵۰ هزار نفر به خیابان آمدهاند و بعد با دست و دل بازی گفتند صد یا صد و پنجاه هزار نفر ولی یک دفعه توسط اژهای گفته میشود که فقط 90 هزار نفر بازداشتی همین اعتراضات عفو شدهاند!
وقتی به علت نافرمانی مدنی گسترده توازن قوا تغییر میکند دیگر موج راه افتاده قابل کنترل نیست. این چیزی است که دیکتاتورها نمیخواهند بپذیرند و برایش بیهوده خط و نشان میکشند.
گفتگوی رضا علیجانی با بی بی سی