برای اینکه بانگ “زن، زندگی و آزادی” برنخیزد
به کنسرت ها حمله میکنند و میگویند کار خودسرهاست. این همه کشته بر اثر مصرف مشروبات الکلی در یک دولت مدرن یعنی پایان دولت، اما اینها عین خیالشان نیست، راضی هم هستند. به مدارس سازماندهی شده حمله شیمیایی و پرونده را ماستمالی و معترضان را تهدید کردند. از تعرّض زبانی و کلامی به اصطلاح خودسرها حمایت میکنند تا یک گزاره خطرناک را در گذر زمان جا بیندازند که اگر جمهوری اسلامی نباشد، سنگ روی سنگ بند نمیشود؛ نه در کنسرت در امانید نه مدرسه و نه خانه. این سیاست جمهوری اسلامی، فروش امنیت در ازای سرکوب بنیادین آزادیهای شهروندی است. بعد از این همه تجربه، این ترفند ها رو شده. بوقهای تبلیغاتی شان راه می افتند که حفظ ایران بر تغییر نظام سیاسی اولویت دارد و ای امان از سوریه ای شدن و اگر همینها هم نباشند یک مشت هار شما را میخورند.
هدف جمهوری اسلامی از فروش امنیت به عنوان حق بدیهی شهروند،انتقام از جنبش زن،زندگی و آزادی است. برای همین لشکر هارها را هر جا که مساله سبک زندگی است گسیل کرده تا ذهنهای خسته از ناامنی را از تکاپو برای تحقق آزادی بازدارند تا آنها را به این گزاره برسانند که ایستادگی، ارزشش را ندارد.
دوران بسیج پری بلنده ها و شعبان بی مخ ها برای سرکوب آزادیهای بنیادین مردم گذشته اما جمهوری اسلامی هنوز امیدوار است با قدرت سیاسی لومپنها جامعه را مرعوب کند. برای همین از مدرسه تا خانه و کافه را هدف قرار داده. یا تحت پوشش قانون ظالمانه شان یا با بسیج پنهانی مزدبگیران. همه برای این است که یک بار دیگر بانگ” زن،زندگی و آزادی” برنخیزد؛ سه کلمه آزاردهنده برای گوشهای کر دیکتاتوری.
فیسبوک مجتبی نجفی