وقایع کوی دانشگاه سال ۱۳۷۸، آزمون بزرگ جنبش دانشجویی و حاکمیت، فریبا نظری

وقایع هجده تیر یا حمله به کوی دانشگاه تهران به مجموعه ناآرامی‌ها و درگیری‌هایی که طی روزهای ۱۸ تا ۲۳ تیر ۱۳۷۸، پس‌از توقیف #روزنامه‌ی_سلام؛ میان دانشجویان و نیروهای انتظامی و گروهی موسوم به #لباس_شخصی‌ها درگرفت، اشاره دارد.

برپایی تجمعات اعتراضی دانشجویان پیش‌از این تاریخ هم سابقه داشته اما حمله به این تجمعات بدین شکل و اندازه، بی‌سابقه بود.

غالبا تصور و گفته می‌شود که تجمع ۱۸ تیر دانشجویان در خوابگاه کوی دانشگاه تهران در اعتراض به توقیف روزنامه سلام درپی‌ انتشار یک نامه‌ی بااهمیت با موضوع  تحدید رسانه‌ها و مطبوعات بوده است. و ماجرا این‌گونه بوده که روزنامه‌ی سلام در ۱۵ تیر ۱۳۷۸ به جرم چاپ نامه‌ی محرمانه‌ی #سعیدامامی به قربان‌علی #دری‌نجف‌آبادی وزیر اطلاعات وقت که مفاد قانون جدید مطبوعات را توصیه می‌کرد، ازسوی دادگاه ویژه‌ی روحانیت به مدت ۵ سال توقیف شد.
در جریان محاکمه‌ی روزنامه‌ی سلام، به جز مدعی العموم، چهار شاکی دیگر نیز حضور داشتند:
– محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهور دولت نهم و دهم،
– کامران دانشجو وزیر علوم دولت دهم و رئیس ستاد انتخابات خرداد ۸۸،
– حمیدرضا ترقی، عضو ارشد #موتلفه و نماینده مشهد در مجلس پنجم و
– درویش‌زاده، نماینده مردم دزفول در مجلس پنجم.
در آن  نامه‌ی منتشر شده، سعید امامی از وضعیت فرهنگی کشور ابراز نگرانی کرده و خواستار محدودیت‌هایی برای #اهل‌قلم باهدف ساماندهی و کنترل فضای فرهنگی کشور شده‌است. او با ذکر نام چند نویسنده ازجمله #محمدمختاری، آنان را به ایجاد مشکلات #امنیتی متهم کرده و اعلام کرده تا تصمیمی اتخاذ شود که نویسندگان، مترجمان و گزارش‌گران مطبوعات پیرامون نوشته‌های خود پاسخگو باشند (همشهری، ۱۶ تیر ۱۳۷۸).

شاید بتوان چنین گفت که توقیف سلام به‌عنوان یک رسانه، علت صوری وقایع کوی دانشگاه تهران است و علل فاعلی آن به رخداد مهم دوم خرداد سال ۱۳۷۶ و عزم ملی اکثریت مردم برای مطالبه‌ی مستقل خود از حاکمیت بازمی‌گردد. و البته جنبش دانشجویی نیز به‌عنوان یکی از ارکان موثر بر آن رخداد، مورد تنبیهی سخت قرار گرفت. جنبشی که با امید به ایجاد جامعه‌ی مدنی و تحقق مطالبات مردم، انرژی مضاعف یافته و ضمن مواجهه با تنش مداوم در طی دوسال پس از دوم خرداد ۷۶ با جریان مخالف این مطالبات، نیازمند یک جرقه برای فریاد رسای اعتراض بود. و در میدانی گرفتار آمد که شواهد حاکی از آن است ازسوی گروه‌های فشار مخالف با جامعه‌ی آرمانی مدنی، برای شعله‌ور شدن بیشتر و تنبیه و تحقیر دانشجویان؛ آماده‌سازی و طراحی و تجهیز شده بود.

برخی از این دلایل عبارتند از:
۱- ایجاد #گفتمان_نه به جریان حداکثری و مسلط و قدرتمند حاکمیت ازسوی مردم در انتخابات
۲- شکل‌گیری #کنش‌جمعی ایرانیان برای #تحول‌خواهی و ایجاد جامعه‌ی مدنی
۳- نقش پررنگ جنبش دانشجویی و جوانان در پیروزی مردم در رخداد دوم خرداد ۷۶
۴- افزایش امید اجتماعی و باورعمومی به‌ویژه جوانان و #جنبش_دانشجویی به توان مطالبه‌گری و مقاومت مدنی بدون خشونت
۵- گشایش فضای تقریبی #توسعه‌ی_سیاسی و اجتماعی در جامعه
۶ – افزایش قدرت‌مندی، اعتماد‌ به‌نفس، مقبولیت عمومی و سیاسی-اجتماعی جنبش دانشجویی
۷- افزایش فاصله و شکاف گفتمانی میان جنبش دانشجویی و بخش‌هایی از حاکمیت باهدف تحقق مطالبات فراموش شده و نادیده انگاشته شده‌ی دهه‌های #شصت و #هفتاد
۸- ایجاد فضای باز و رشد کمی و کیفی و متکثر مطبوعات و توجه گروه‌های مختلف جامعه به آن
۹ – رویارویی گروه‌های فشار با گفتمان درحال رشد جدید و متفاوت، کنش‌جمعی تحول‌خواهانه، امید اجتماعی و باور عمومی مطالبه‌گری، و گام‌های آغازین توسعه‌ی سیاسی و اجتماعی دولت منتخب حاصل از خواست اکثریت مردم
۱۰- ایجاد مانع با بروز اصطکاک و تنش مداوم در برابر جنبش دانشجویی به‌عنوان نماینده‌ی پرسش‌گر و مطالبه‌گر جوان و پویای جامعه‌ ازسوی گروه‌های فشار باهدف جلوگیری از پیاده‌سازی مطالبات جامعه‌ی مدنی آرمانی ترسیم شده در انتخابات دوم خرداد۷۶

در این‌جا یک پرسش‌ مهم مطرح است که پیامدهای وقایع کوی دانشگاه تهران در سال ۷۸ به‌عنوان یک #آزمون_بزرگ و مهم جنبش دانشجویی و نیز ساختار حاکمیت، بر #اعتراضات_اجتماعی مختلف کشور در سال‌های پس‌از آن واقعه به‌ویژه بر این جنبش و سایر تشکل‌ها و جنبش‌ها تا به امروز؛ چه بوده است؟
 باهم برخی‌از مهمترین پیامدها و تأثیرات را مرور می‌کنیم:
۱- حضور آشکار افرادی موسوم به #لباس_شخصی در اعتراضات عمومی و رسمیت بخشیدن بدان باهدف مقابله و خاموش کردن اعتراضات و تجمعات
۲- تفکیک خط‌مشی تشکل‌ها و گروه‌های دانشجویی ازجمله #دفترتحکیم‌وحدت به‌دنبال عدم موضع‌گیری شفاف و قاطع مورد انتظار جامعه‌ی دانشجویان از سران دولت وقت
۳- افزایش بی‌اعتمادی به شعارهای حاکمیت و نظام درخصوص نقش و جایگاه دانشجویان و رسالت اجتماعی-سیاسی دانشگاه
۴- افزایش بی‌اعتمادی به سیستم قضایی کشور
۵- افزایش بی‌اعتمادی، بیگانگی، تقابل و فاصله با دستگاه انتظامی و پلیس کشور
۶ – خدشه به امنیت و جایگاه فضای علمی دانشگاه
۷- سرخوردگی و بی‌تفاوتی جنبش دانشجویی تا مدتی طولانی ازسویی
۸- عزم و اراده برای تقویت استقلال و هویت جنبش دانشجویی ازسویی دیگر
۹ – افزایش سخت‌گیری و محدودیت تشکل‌های دانشجویی
۱۰ – افزایش #امنیتی_شدن دانشگاه‌ها با احضار و تعلیق و اخراج دانشجویان
۱۱- افزایش فضای دو‌قطبی دانشگاه و رادیکال شدن فضای جنبش دانشجویی
۱۲- افزایش حضور کمی و کیفی بسیج دانشجویی در دانشگاه‌ها
۱۳- حذف مستقیم و فیزیکی برخی از کنش‌گران تاثیرگذار در رخداد دوم خرداد ۷۶ و حامی دانشجویان در واقعه‌ی ۱۸ تیر ۷۸؛ مانند ترور عضو شورای شهر تهران (سعید حجاریان)
۱۴- الگو برداری حاکمیت در برخورد با اعتراضات سال ۱۳۸۸ موسوم به #جنبش_سبز به‌ویژه برخورد امنیتی و خاموش‌سازی اعتراضات جنبش دانشجویی و تکرار آن به‌طور خاص در کوی دانشگاه
۱۵- الگوبرداری حاکمیت از تعطیلی فله‌ای و #توقیف_زنجیره‌ای مطبوعات و کاهش ضریب نفوذ آن به‌عنوان #رکن_چهارم_دموکراسی
۱۶- نزدیکی و ارتباط و همراهی بیشتر جنبش دانشجویی با جنبش‌های سایر گروه‌ها و صنوف هم‌چون جنبش کارگری، زنان، معلمان به‌ویژه پس‌از اعتراضات اخیر جنبش #زن‌زندگی‌آزادی
۱۷- ارتباط و هم‌کنشی بیشتر اعضای جنبش دانشجویی با ساختارهای سیاسی و اجتماعی جامعه ازجمله راه‌یابی تعدادی از کنش‌گران و فعالین دانشجویی به مجلس نمایندگان
آن‌چه بدیهی و قابل توجه بنظر می‌رسد این نکته‌ی بسیار بااهمیت است که جنبش دانشجویی و دانشگاه زنده و پویا و کنش‌گر و آگاه، یک ظرفیت ویژه و ارزشمند برای جامعه ماست. جنبشی که بتواند حاکمان جامعه را #نقد کند، بر کارکرد و تصمیمات آن #نظارت داشته باشد، با ساختارهای سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی ، رابطه‌ی عمیق و تنگاتنگ برقرار کند، و شناخت و تعامل دوسویه‌ای از طبقات و صنوف و گروه‌های مختلف و متنوع جامعه داشته باشد تا با احساس #هویت_ملی و #منزلت_اجتماعی، در ساختن این جامعه، نقش #پیشران و پیشتاز را بدست آورد.

آیا با جنبش دانشجویی این‌گونه تعامل شده است؟
آیا جنبش دانشجویی در جامعه‌ی امروز ما، این هویت و منزلت را احساس می‌کند؟

این‌ها پرسش‌های مهمی است که فرارسیدن سالگرد وقایع کوی دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۸، بهانه‌ی خوبی برای تأمل درخصوص آن‌ها از سوی مسئولان و متولیان سیاسی کشور است.
تا چه قبول افتاد و چه درنظر آید…
 فریبا نظری
۸ تیر ۱۴۰۲