جنبش زن زندگی آزادی، مبارزه ای هم فرهنگی هم سیاسی، مجتبی نجفی

زن، زندگی و آزادی فراطبقاتی و جنسیتی است

زن کشی در شهر بیداد میکند. گزارش روزنامه شرق نشان میدهد در دو سال، صد و شصت و پنج زن در ایران کشته شده، یعنی هر چهار روز یک زن. نکته مهم اینکه بیش از چهل مورد در تهران رخ داده. بیشترین قاتلها هم از بین شوهران بوده اند.

همین اعداد به تنهایی از ضرورت جنبش زن، زندگی و آزادی سخن میگویند، جنبشی که در کلیت امرش ضدتحقیر و برای حقوق شهروندی است و در زاویه خاصش برای ارج نهادن به جایگاه فروافتاده زن. پس پوشش آزاد تنها یک روی قضیه است.

در بیخ گوش ما چند سال پیش، پدری گردن دخترش را برید و شوهری سر نامزدش را به عنوان افتخاری برای زدودن بدنامی ناموسی در شهر چرخاند.

همین چندماه پیش بود مرکز آمار گزارش داد در فاصله بهار تا پاییز سال گذشته بیش از بیست هزار مورد ازدواج دختران کمتر از پانزده سال و هزار و هشتاد و پنج مورد تولد توسط مادران کمتر از پانزده سال در کشور رخ داده.
پشت این عددها چه فاجعه ها که نخوابیده و چه زندگی ها که تباه نشده. پشت هر یک از این عددها، انبوهی از رنج است، رنجی که عدد نمیتواند آن را رویت پذیر کند. اینجا جنبش زن، زندگی و آزادی اهمیت راهبردی می یابد، جنبشی برای اعاده زندگی شهروند ایرانی به خصوص زن ایرانی. پشت این سه کلمه جهانی از معناست.

در گذشته دو دیدگاه انحرافی بود، دیدگاهی که چندان به وضعیت زن در حاشیه ها توجه نمیکرد و بر سطح برخی مطالبات مانند حق ورود به ورزشگاه یا آزادی پوشش باقی میماند و کمتر از زن حاشیه نشین سخن میگفت.

دیدگاه انحرافی دوم بین حق زنی که میخواهد به ورزشگاه برود و زن به حاشیه رفته تضاد برقرار و مثلا حق آزادی پوشش را سطحی میداند. هر دو رویکرد بر خط خطا حرکت میکنند، چرا که دفاع از مطالبه زن یعنی دفاع از همان ” دختر آبی” که خواست به ورزشگاه برود و در اعتراض به نتوانستن، به زندگی اش پایان داد و دفاع از همان دخترک ایلامی که به خاطر ناتوانی در خرید لباس های نو خودکشی کرد یا همان آسیه خانم حاشیه نشینی که آلونکش را خراب کردند و سکته کرد. هم دفاع از حق زنانی که اجبار پوشش را رد میکنند و هم دفاع از حق زنان نادیده شده ای که قربانی مردسالاری می شوند.

برای همین زن، زندگی و آزادی فراطبقاتی و جنسیتی است، هر جا که حق زنی یا شهروندی پایمال شود سر بر می آورد و سخن میگوید. جنبشی که میتواند در تمام سطوح مدنی جامعه حرکت کند،اما به صورت ویژه صدای همین زنانی شود که قربانی نرینه سالاری اند.این نرینه سالاری را حاکمیتی ضدشهروند تقویت میکند. هم با قوانین ارتجاعی اش هم با خصومتش با زنان. زن،زندگی و آزادی هم مبارزه ای سیاسی هم فرهنگی با مرزهایی در هم تنیده اند. هم به تحول در ساختار سیاسی نیاز دارد هم در تحول در باورها و نگاهها و رویکردها. برای همین مبارزه ای سراسری و همه وقت است چون تصاحب زندگی مسیری است که پایان ندارد.

 

کانال نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»