مملکت برای خود یک هویت قابل احترام داشت
دایره ارتباطی من با داخل کشور هر چند محدود است. اما افرادی که با آن ها تماس دارم، کسانی هستند که درک و شناخت نسبتا دقیقی از تحولات اجتماعی درون کشور و روانشناسی عمدتا بخش متوسط جامعه دارند .
کسانی بدون وابستگی گروهی! که گیر و گرفتاری افراد منتسب به جریانهای سیاسی را ندارند.کسانی که براحتی می توانند بدون انکه لازم باشد نظر خود را از منشور حزبی و سازمانی عبور دهند و آنچه واقعی است و در بطن و ضمیر جامعه می گذرد بیان کنند.
بهر مناسبتی به آن ها رجوع می کنم و نظرشان را در مورد مسائل روز و اتفاقات جامعه می پرسم. این بار بطور مشخص در مورد دو مسئله جویا شدم .جنبش مهسا و چرایی اقبالی که بعد از پنجاه سال بخش بزرگی از جامعه از اقشار مختلف نسبت به بازگشت به گذشته و سلطنت دارند؟
نخستین کسی که از او می پرسم یکی از بستگان نزدیک است که در گذشته یک نیروی سفت و سخت ارزشی طرفدار رژیم بود. در موقعیت کاری بسیار مهم . او صمیمانه اعتقاد داشت که جمهوری اسلامی الگویی از هر نظر مناسب برای جامعه جهانی خواهد بود. جامعه ای مستقل ،آزاد و ساخته شده بر اساس عدالت و کرامت انسانی .
سال ها بر این تفکر پا فشرد! تا اینکه سلامت نفس ،حقیقتجویی مبتنی بر واقع بینی و دانش، او را طی سال ها خوب سابید. به گونه ای که از سه سال قبل دست از کار کشید. زندگی بسیار ساده با تنگنا های اقتصادی را پذیرفت و به منتقدی منصف بدل گردید. هم به حکومت اسلامی هم به جریان های سیاسی .
می گوید :” متاسفانه…. جون شما و جریان اپوزیسیون خارج از کشور بسیار عقب تر از مردم هستید .هنوز برسر مفاهیم و درک های متفاوتی در جدال و کشمکش هستید !که می شود گفت برای اکثریت جامعه امروز ایران باور کنید از نو جوان و جوان گرفته تا میان سال و نسل دورتر محلی از اعراب ندارد.
شرمنده ام بگویم که اکثریت غریب به اتفاق شما و بسیاری از این جمع های کوچک روشنفکری با عناوین مختلف را نمی شناسند. شاید برایتان باورش مشکل است که قبول کنید! بسیاری از مردم بخصوص جوانان و مردم عادی از دین برگشته و هیچ اعتقادی نه به مذهب و نه این حکومت ندارند . چنان در مشکلات معیشتی گرفتارند که قابل توصیف نیست .دیگر پرده ها فرو افتاده و مردم در چهره این جمهوری از رهبر گرفته تا بسیجی دون پایه چیزی جز یک مشت دزد،جانی نمی بینند.
یک مشت آدم های کلاش و بی غیرت که بخاطر حفظ قدرت نوکری روسیه و چین را پذیرفته اند. چوب حراج بر هست و نیست کشور و مردم زده اند. خودفروختگانی که غرور و عزت نفس از مردم گرفته و مشتی اراذل و اوباش در پیتی را حاکم بر سرنوشت کرده اند .
مردم از بالا تا پایین این حکومت نفرت دارند. چنان نفرتی که رفتن هر چه زودتر این رژیم بهر قیمت را آرزو می کنند.شما از من می پرسید که دلیل اقبال عمومی جامعه نسبت به گذشته چیست؟
صحبت از تعدادی افراد سیاسی و تحلیل گر اجتماعی نیست که مجردات را مورد کندوکاو قرار می دهند . صحبت از توده وسیع مردم است ،که روزانه با مسائل مختلف اقتصادی ،سیاسی و اجتماعی در گیر هستند . مسائلی که این حکومت نه تنها قادر به حل آن ها نیست! بلکه حتی قادر به درکشان هم نمی باشد .
دیگر یک بچه مدرسه هم می گوید “ملا کجا ؟رهبری کجا؟با شش کلاس سواد که حتی زبان فارسی را نمی داند .” خوب معلوم است وقتی بچه مدرسه ای چنین نظری دارد بزرگتر های خانه چه فکر می کنند. مردم دنبال یک چهره مدرن ،مسلط به چند زبان و آداب و رسوم اجتماعی و بین المللی می گردند. چه کسی در صحنه اجتماعی حضور دارد که چنین عمل کردی را به نمایش بگذارد؟
متاسفانه حداقل در حال حاضر چنین چهره ای در صحنه حضور ندارد .مراجعه می کند به گذشته، البته نه مانند شما و جریان های سیاسی اپوزیسیون .گذشته ای که از نظر آنها همه چیز داشتند هم رفاه ،هم قدرت و هم اعتبار بین المللی. برای گرفتن یک مرغ ساعت ها در صف نمی ایستادند.برای یک ظرف غذای نذری بخوان غذای تحقیری از سر کول یک دیگر بالا نمیرفتند .فرهنگ مشمئز کنند هیئتی رایج شده توسط مشتی ذهن معیوب که فرد را در حد صدقه بگیران به حقارت می کشاند و افتخار خوردن از غذای آقا را نصیبشان می کند.
گذشته ای که حال رویایی و حسرت بر انگیز شده است .گذشته ای در برنامه تونل زمان تلویزیون “من وتو”که وقتی به آن نگاه می کند! آه حسرت می کشد. گذشته ای که آزادی های اجتماعی که بیشتر مورد نظر مردم است کاملا محترم شمرده می شد.عرق خور کافه و میخانه خود را داشت. صدای زیبای خوانندگان زن روح بخش بود و در کنار آن مومنین در کار عبادت خود در مساجد.
گذشته ای که مسئله حجاب مسئله حیاتی رژیم نبود.لشگری از لات ولوت ها ،عقب مانده های کف خیابانی را با بودجه های کلان مشغول بر خورد با بی چادری زنان نمی کرد .سال ها عمر مردم را صرف مبارزه با طرهات ذهن عقب مانده خود از منع ویدئو تا شکستن دیش های تلویزیونی نمی کرد.
پرده وسط دریا نمی کشید وزنان را تحقیر شده مجبور به آب تنی با لباس نمی کرد. مغز مردم را با لاطائلات تراوش کرده از ذهن عقب مانده ترین آخوند هائی که تربیت یافته حوزه های علمیه آنچنانی قم و نجف پر نمی ساخت.
مملکت برای خود یک هویت قابل احترام داشت پاسپورتش ،پولش و احترام جهانی اش! حکومت با اقتدار بدون دریوزگی از روسیه کارخانه ذوب آهن مِی آورد .ماشین سازی تبریز را راه اندازی می کرد .با قدرت بدون اما و اگر کدام کشور عربی حاکمیت خود بر جزایر سه گانه را قطعی می کرد .سردستگی اوپک را داشت و کسی جرئت تعرض به حوزه های نفتی اش نداشت.
هزاران مثال دیگر از این دست که امروز در گفت و شنود های مردم به مناسبت های مختلف که تعدادشان بسیار زیاد است تکرار می شود . چگونه می خواهید در مقابل آنها استدلال عینی بکنید؟
مردم مانند شما تحلیل انتزاعی نمی کنند و بر اساس آن نتیجه گیری نمی نمایند .دنیای آن ها واقعیست .با مسائلی که روزانه دست به گریبانند .مسائلی که در گذشته ساده ترین مسائل بود.گذشته ایکه ترسی از آینده خود نداشتند .کشور روی غلطک افتاده بود .کارخانه ها کار می کردند . کودکان در مدارس تغذیه رایگان می گرفتند و جوانان در دانشگاه ها با بهترین شرایط تحصیل می کردند.
حال جریانهای سیاسی مرتب از نبود آزادی های سیاسی بگویند و از دیکتاتوری. می دانید …جون متاسفانه امروز اکثریت مردم از جریان های سیاسی از کسانی که نقشی در بوجود آمدن این انقلاب ویران گر داشتند بیزارند!بخشی از بدبختی خود را از چشم شما ها می بینند .چه در گذشته! و چه در عمل کرد امروزتان . ادامه دارد
ابوالفضل محققی