موضع اخیر روسیه در مورد جزایر ایرانی و چند نکته، حبیب رمضانخانی

بعد از همراهی چین با ادعاهای امارات نسبت به جزایر ایرانی، حالا نوبت دیگر عضو مهم جبهه مقدس! شرق بود که پای بیانیه ای را امضا کند که در آن شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس و روسیه از تلاش‌های امارات برای ایجاد راه‌حل مسالمت‌آمیز در رابطه با جزایر سه‌گانه ایرانی، از طریق گفت‌وگوهای دوجانبه و ارجاع به دادگاههای بین‌المللی تاکید و حمایت می کند.

در ارتباط با این موضع ضد ایرانی روس ها و مشی سیاست خارجی ایران و موضع گیری خار و زبونانه وزارت خارجه که بدون جرات نام بردن از روسیه، آن را  محکوم کرد، به چند نکته اشاره می شود:

۱. روس ها در حالی از ارجاع پرونده این ادعا به دادگاه های بین المللی و گفتگو برای حل و فصل آن حمایت می کنند که خود در قرن بیست و یک، بدون کوچکترین احترامی به قوانین بین المللی و منشور سازمان ملل، صرفا به دلیل ادعاهای واهی تاریخی و وجود روس تبارها در کشورهای دیگر، تاکنون قسمت های مهمی از خاک گرجستان و اکراین را ضمیمه کرده و همزمان با حمایت حاکمان ایران، در اکراین در حال اشغالگری و تجاوز هستند.

۲. واکنش های خشمگینانه مردم ایران نسبت به این سیاست روس ها و به کاربردن اصطلاحاتی چون «خنجر زدن از پشت» در حالی است که این سیاست همیشگی روس ها نسبت به ایران بوده است. از جدا کردن بخش های مهمی از ایران طی دو عهدنامه تحمیلی تا دخالت، استعمار و اشغال ایران طی دو جنگ جهانی و نهایت این اواخر رای مثبت به قطعنامه های تحریمی شورای امنیت علیه ایران، همگی گویای سیاست ضد ایرانی روس ها می باشد. پس کشوری که اقدام و سیاست ضد ایرانی آن برجسته و همیشگی بوده، دیگر اصطلاح «خنجر از پشت» معنا نداشته و باید بگوییم «همیشه شمشیر از مقابل روی ما کشیده اند». قابل تامل از جانب ایران، در تمام این سال ها، شاید تنها اقدام ضد روسی، کشتن گریبایدوفی که جرمش مشهود و البته حذفش خدمتی به تزارها بود، باشد.

۳. سال ها اصرار و کوبیدن بر ایدئولوژی واهی و تخیلی شرق گرایی که از پس دشمنی با غرب حاصل شده، ما را چنان شیفته، وابسته و توسری خور شرق کرده، که قابل تامل خود این کشورها اعتقادی به این استراتژی و جبهه شرق ندارند‌. نمونه آن روابط اقتصادی و موضع گیری چینی ها نسبت به همراهی با غرب که همواره تعامل را بر تقابل ترجیح داده است. آنوقت ما شیفتگان شرق و از غرب رانده، به دلیل اطلاع چین و روس از نیاز ما به آن ها، اینگونه با منافع ما بازی و از ایران به عنوان کارتی که همواره می توانند منافع خود پیش ببرند، بهره می گیرند.

۴. همواره در سخنان مشعشع آقایان دلیل دشمنی و تقابل با غرب را حفظ «عزت» ایران تاکید کرده اند. ولی رفتارها و مواضع کشورهای به اصطلاح دوست و متحد، نسب به ایران نشان می دهد جز خاری و ذلت از این مشی عاید ما نشده است. نمونه آن، همین رفتار که اگر یک کشور غربی به جای این دو کشور پای چنین بیانیه ای را امضا می کرد، از کیهان تا دلواپسان و جماعت تندرو زبانشان دراز و از عالم و آدم طلبکار به همه منتقدان تاخته و دهان همه را می بستند. ولی الان همگی به دلیل منافعشان، زبان در کام کشیده و احتمالا همچنان مسحور در عیش پیوستن ایران به پیمان شانگهایی هستند، وقتی دو کشور محوری آن سازمان تمامیت ارضی ایران را خدشه دار کرده اند!

۵. دن شیائوپنگ، معمار چین امروز، جمله معروفی دارد که می گفت: «مهم نیست گربه سیاه و سفید باشد، مهم این است خوب موش بگیرد» و اعتقاد داشت چین نیازمند خط مشی هایی هست که مشوق تولید و توسعه باشد تا بتواند مردمانش را تامین کند، حال این خط مشی ها کمونیستی باشد یا نباشد، مهم نیست! در نتیجه با این رویکرد به سیاست «درک حقایق از واقعیت ها» روی آورد و با دل کندن از آن ایدئولوژی، منافع کشور و مردم خود را اصل و محور قرار داد و کار به اینجا رسید. در مقابل، اما ما همچنان گرفتار در چرخه ایدئولوژی و لجبازی تقابل با غرب گیر کرده و به جای محور بودن منافع ایران، برعکس منافع ایرانیان را قربانی این ایدئولوژی می کنیم، که خروجی آن، سواستفاده از منافع ایران است زبونی و خاری ما ایرانیان! پس بایستی از سیاست وابستگی و یکجانبه گرایی به سمت غرب یا شرق، که باعث تحقیر و سواستفاده قدرت ها از فهم نیاز ما به آن ها می شود دوری جوییم و با تعادل در سیاستهایمان، مثل ترکیه از این تقابل قدرت ها، به جای هزینه، نفع خود جوییم.