محاصره کامل جلگه خوزستان و ممانعت از سرریز آب از کوهستان و سرچشمه های رود خانه ها این گمانه را بوجود می آورد، که گویا برنامهی عامدانه ای بدنبال ایجاد زمین سوخته در خوزستان هست تا مردمان آن را وادار به فرار نموده و یا از بین بروند. چون که اساسا هیچ حکومتی با بخشی از سرزمین و مردم خود این گونه رفتار نمی کند. این سیاست تخریبی ناشی از چیست؟ آیا اساسا عقلانیتی برای حل این بحران و مدیریت ان متصور می باشد؟ داستان غارت منابع و نرسیدن مواهب و منافع این ثروت خدادادی به مالکان اصلی آن، یعنی مردم منطقه خوزستان از بهر چیست و این اجحاف برای چه مقصودی است؟
آب رود کارون بعد از سیراب چهارمحال که 12% حق آبه آن متعلق به منطقه چهار محال است، مابقی باید به دشت خوزستان سرریز شود. اما سندروم سدسازی دوران سازندگی و اصلاحات، خوزستان را از آب محروم کرد. آب پشت سدها یا بخار شده و به هوا می رود، یا بوسیله تونل های بزرگ ساخته شده توسط عوامل حکومتی اصفهان، کرمان و یزد به این مناطق منتقل می شود.
آب رودخانه دز به قم ، تهران و سمنان انتقال داده و آب رودخانه کرخه هم به کویت و عراق و کویت فروخته می شود. اما وزرای اصفهانی، یزدی، کرمانی ومشهدی دولتهای خاتمی، هاشمی، احمدی نژاد، روحانی و الان نیز دولت رئیسی مردم خوزستان را عملا از آب خودشان محروم کرده اند.
دولت مرکزی و مرکزنشینان از ابتدا تاریخ معاصر ایران نگاه و سیاست مرکز – پیرامون به حواشی ایران بخصوص خوزستان داشته اند و صد سال غارت تمامی منابع و مواهب این منطقه و مردم، نتیجه همین نگاه منطقه ای و محلی است که ناحیه ی از ایران فدای مرکز و نواحی اطراف آن می شود.
از قدیم الایام منطقه خوزستان مرکز بزرگترین منابع و معادن و چاه های نفت و گاز ایران بوده و الان هم قسمت اعظم نفت و گاز ایران از آن استحصال و استخراج می شود و بزرگترین ایستگاه های مارون نفتی در اینجا قرار دارند. هر کدام از این مارون ها و ایستگاه ها نفتی آب لوله کشی تصفیه دارند، اما با مردم این نواحی همانند غریبه ها و غیر ایرانی رفتار شده و امکانات بهداشتی از انها دریغ می گردد.
شبکه آب تصفیه و شرب در خوزستان در طی 55 سال گذشته راه اندازی شده اما برغم وجود رودخانه های دز و کرخه ، مارون، کارون و و وجود جاده های ترانزیت اندیمشک، اهواز، ماهشهر، امیدیه، آبادان و به دلیل سدهای بزرگی که بر روی این رودخانه ها احداث شده ، بسیاری از شهرها و روستاهای استان محروم از آب شرب و سالم هستند.
بزرگترین مشکل این منطقه نگاه غیر ایرانی داشتن و دیدن مردم این منطقه توسط مدیریتهای غیربومی استان و مراکز و ادارات مربوطه و مسئولان دولتی ان می باشد . این نگاه ستم مضاعف در حق مردمان این منطقه روا داشته و در مقابل کوچکترین اعتراض به این وضعيت با انگ تجزیه طلبی به سرکوب سنگین مطالبات مردم منطقه می پردازد. آنچه که در این میان اساسا نادیده گرفته می شود راه حل استراتژیک برای حل مسئله است.
این وضعیت در شرایطی است که کشورهای بیگانه بر این گسل ها و شکاف های قومی و منطقه ای و تبعیضات اقتصادی و اجتماعی و فقر ناشی از آن یعنی تبعیضات قومیتی و زبانی ار یکسو ،دولت و ملت یکسان ساز دوره پهلوی از سوی دیگر و نیز سیاست فقر و نداری که جمهوری اسلامی آن را کلید زده و باعث فرار مردم منطقه شده است ، سرمایه گذاری کرده تا وحدت ملی مردم منطقه که از ازمنه قرون وجود داشته را نشانه بگیرند .
نتیجه اعمال این سیاستها حاصلی نخواهد داشت جز 1-فقرو محرومیت و 2 -قدرت یابی ااندیشه و ذهنیت جدایی طلبی. این مسئله در استانهای قومیتی به دلیل این که مردم آن منطقه احساس می کنند این اقدامات عمدی و برنامه ریزی شده در مورد آنان صورت می گیرد، بیشتر مشاهده می شود. در قضیه آب استان خوزستان این موضوع در حال اتفاق است. آب شرب را از مردم خود منطقه دریغ کرده و برای کشاورزی ، آبیاری و تفریح به استانهای دیگر هدایت می گردد. در بروز این رویداد گسست اجتماعی و ملیتی و ملی اتفاق افتاده و همبستگی ملی را از بین می برد. ایران می ماند و گسل ها و شکافهای قومیتی که فرصت طلبان از آن بهره بسیار می ببرند.
اینکه چه باید کرد قاعدتا نیاز به برنامه ریزی اساسی و تجدید نظر در تمامی سیاستهای نادرستی است که موجبات بوجود آمدن این وضعیت را پدید آورده است . می توان از اینجا شروع شود که از گماردن افراد ضد ملی در راس امور کشور اجتناب شود ، طرحهای ضد همبستگی ملی منسوخ گردد تا ایران برقرار باشد .
دلیل بروز اعتراضات مردم خوزستان به وضعیت بی آبی و بی برقی در همین نکته است که آگاهان زیست محیطی اذعان دارند که بخش بزرگی از اب خوزستان صرف حل مشکل بی آبی استان اصفهان می شود که سومین استان خشک و بی آب کشور با برآورد نزولات آسمانی سالانه حدود نودمیلیمتر می باشد مردم خوزستان با تامین اب مردم اصفهان یا نواحی دیگر هیچ مشکلی ندارند بحث بر سر چپاول و مافیای آب توسط مسئولین کشوری و استانی و نه آب شرب مردم است . بحث بر سر کارخانه ها و صنایع فولاد سازی بزرگ استان اصفهان و یا کارخانه اتومبیل سازی کاشان و نیز صنایع وکارخانجات نظامی خاورمیانه شاهین شهراصفهان و … است که باید از ابتدا کنار منابع ابی احداث و یا در بررسی های بعدی به دلیل بروز مشکلات استراتژیک به محل های مناسب منتقل می شد.
در حال حاضر استان اصفهان ازطریق طرحهای انتقال آب کوهرنگ۱،کوهرنگ۲،کوهرنگ۳و….از استان چهارمحال وبختیاری بیش از هشتصدمیلیون مترمکعب آب برداشت می کند که دوسوم سرریز آن حقآبه خوزستان باشد.علاوه بر آن جمعی از مسئولین استان اصفهان باکمک دولتی ها در تلاشند ازطریق طرحهای انتقال آب چشمه لنگان،خدنگستان،بهشت آباد، تونل گلاب،خرسان،و….از استان چهارمحال و بختیاری آب بسیار بیشتری برداشت کنند که فاجعه محیط زیست بزرگی را برای استان خوزستان رفم خواهد زد .قابل ذکر آن که غالب این طرح ها مورد تایید سازمان حفاظت محیط زیست نمی باشد.
طبق قانون، آب مجاز برای تولید یک کیلو برنج چهار هزار لیتر است. تمامی کارشناسان بین المللی تاکید می کنند، کشت برنج فقط باید در مناطق مرطوب که بیش ازششصد میلیمتر بارش سالانه دارند انجام گیرد. استان اصفهان با بارش سالانه نود میلیمتری و به دلیل کمی غنای خاک و کویری بودن، سالانه بیش از سه هزار میلیمتر تبخیر آب دارد. طبق برآورد صورت گرفته برای تولید هر کیلو برنج در این استان حدودا بیش از بیست ودو هزار لیتر آب مصرف می شود، واقعا این تولید ناهمتراز غیر اقتصادی در دل کویر به چه قیمتی صورت می پذیرد
طبق قانون آب مجازی در دنیا برای تولید هر هزار کیلو فولاد بیش از دویست وسی لیتر آب مصرف می شود، واقعا چنین تولیداتی در یک استان خشک آن هم با 9 کارخانه بسیار بزرگ فولادسازی به چه قیمتی باید محاسبه شود.
از طرفی باید دید سهم استان اصفهان از تراز تولید ناخالص ملی(GDP)کشورچقدراست که این استان به تنهایی این همه حجم آب مصرف می کند، طبق قوانین بین المللی از هر یک متر مکعب آب بیش از دو ونیم سنت آمریکا درآمد و بیش از چهار ونیم کیلوگرم محصول برداشت می کنند، ولی در کشور ما از هر یک متر مکعب آب در حدود بیست وپنج سنت آمریکا درآمد و در حدود هفتصد و پنجاه و هفت گرم محصول برداشت می شود، با همه این اوصاف به این نوع غارتگری و چپاول نامی چز مافیای اب چه نام دیگری می توان گذاشت.
اگر این رویه بخواهد ادامه یابد قاعدتا باید دغدغه زندگی امن در این استان ها را نادیده گرفت و این استان ها دچار یک بحران شدید امنیتی خواهند شد.
بدون شک کشور ایران در کمتر از پنج سال آینده آبستن درگیریهای شدیدی برسر آب در مناطق مرکزی شده و استان خوزستان هم وارد بحران تشنجات زیست محیطی وحتی قومیتی خواهد شد. در این وضعیت آب به پاشنه آشیل حکومت تبدیل خواهد شد. بی آبی مهاجرت وسیع شهروندان شهرهای کویری ایران رت در مرحله تاول به مرکز استان و سپس شهرهای دیگر فراهم آورده و بر معضل بحران امنیت ملی خواهد افزود.
ایران فردا