مدرسه به مثابه بنگاه اقتصادی، رضا امیدی

آموزش يك موهبت جمعي است. همۀ طبقات حق دارند از آموزش رايگان و باكيفيت برخوردار باشند. اواخر سال ۱۳۹۹ يك پيمايش ملي دربارۀ ارزش‌ها و نگرش‌هاي اقتصادي ايرانيان انجام شد. حدود ۷۰ درصد پاسخگويان از تعطيلي مدارس غيرانتفاعي و بازگشت همۀ دانش‌آموزان به مدارس دولتي دفاع كرده‌اند. حتي ۶۰ درصد كساني كه خود را از طبقۀ بالا و متوسط بالا مي‌دانند از اين گزاره دفاع كرده‌اند.

در ايران از مقطعي اين تصور غلط شكل گرفت كه دولت نباید براي آموزش و سلامت طبقات بالا هزينه كند و منابع عمومي بايد به سمت طبقات پايين هدف‌گذاري شود. اين سياست غلط را به نام عدالت اجتماعي هم توجيه كردند. اما اين بيشتر به نفع طبقات بالا بود، چون به آن‌ها امكان داد هرچه بيشتر خود را متمايز كنند و شكاف‌ها بيشتر شد و از قضا طبقات پايين هرچه بيشتر ناديده گرفته شدند. امروزه كار به جايي رسيده كه مسئولان وزارت آموزش‌وپرورش صراحتاً مي‌گويند اين طبيعي است كه اگر كسي پول بيشتر بدهد، حق دارد مدرسۀ بهتري داشته باشد و مدرسه را با رستوران و پمپ بنزين مقايسه مي‌كنند. اين يك جهل مركب است.

راويچ در کتاب «فريب جنبش خصوصي‌سازي و خطر آن براي مدارس عمومي» توضيح مي‌دهد كه در دهۀ ۱۹۸۰ براي توجيه گستراندن مدارس خصوصي تا توانستند به مدارس دولتي حمله كردند و آن‌ها را بد جلوه دادند، يك تصوير شيطاني از مدارس دولتي نياز داشتند تا بتوانند خصوصي‌سازي آموزش را موجّه جلوه دهند… در اوايل دهۀ ۲۰۰۰ در انگلستان حدود ۱۲ درصد دانش‌آموزان و در آمريكا بالاي ۱۴ درصد دانش‌آموزان در مدارس خصوصي تحصيل مي‌كردند. اما اين روند معكوس شد تاجايي‌كه الان در انگلستان حدود ۶.۴ درصد دانش‌آموزان و در آمريكا كمتر از ۱۰ درصد دانش‌آموزان در مدارس خصوصي تحصيل مي‌كنند.

در انگلستان وقتي گفته مي‌شود ۶.۴ درصد دانش‌آموزان در مدارس خصوصي هستند اين عدد شامل كودكان ۱۷-۴ ساله است. يعني كودكانی كه در پيش‌دبستاني خصوصي هستند را هم شامل مي‌شود. و در آمريكا منظور از دانش‌آموزان بخش خصوصي، از مهدكودك تا پايان سال ۱۲ را شامل مي‌شود. درحالي‌كه ما وقتي در ايران مي‌گوييم ۱۴ درصد غیرانتفاعی هستند منظور از كلاس اول ابتدايي تا پايان دبيرستان است. در ایران دورۀ پیش‌دبستانی و مهدکودک تقریباً به‌طورکامل خصوصی است… جالب است در ايران عده‌اي مطالبۀ آموزش رايگان و سلامت رايگان را مطالبۀ كمونيستي مي‌دانند!

سال گذشته دولت سندي را تحت عنوان «سند انتظار» به آموزش‌وپرورش ابلاغ كرده كه صراحتاً تشديد خصوصي‌سازي است. براي مثال، اينكه وزارتخانه مكلف شده ۲۵ درصد مدارس را تا ابتداي سال تحصيلي ۰۴-۱۴۰۳ به‌صورت هيئت امنايي اداره كند يا گفته يك درصد مدارس دولتي را تا سال تحصيلي ۰۴-۱۴۰۳ به چهره‌ها و نهادهاي داراي صلاحيت واگذار كنيد. اين يعني يك منبع رانت، و مشخص است چه كساني صلاحيت دارند يا منابعي دارند كه بيايند چيزي حدود ۱۰۰۰ مدرسه را تقبل كنند.

براساس گزارش‌هاي رسمي ۳۰ درصد جامعه زير خط فقر است و ۲۵ تا ۳۰ درصد هم در تقلاي اين هستند كه به زير خط فقر نيفتند. دربارۀ آزمون پرلز كه نتايج آن اخيراً منتشر شد، مي‌توان گفت بخشي از افت شديد دانش‌آموزان ايراني در دو دورۀ اخيرِ آزمون، به فقيرشدن جامعۀ ايران مربوط است و نمي‌توان همۀ اين افت را به تغيير كتب درسي و كرونا نسبت داد. درواقع، خود نظام آموزش هم به‌شدت تحت تأثير فقيرشدن و نابرابري در جامعۀ ايران است. توان خانواده‌ها براي تأمين بسياري از نيازهاي تحصيلي و فراغتي كودكان افت جدي كرده است.

اخيراً در دبيرخانۀ مقابله با فقر و نابرابري آموزشي گزارش ۲۰۱۹ آكسفام ترجمه شده است. در اين گزارش از مفهوم «لاتاري تولد» استفاده شده و اينكه يكي از كاركردهاي آموزش اين است كه شكاف‌هاي ناشي از اين لاتاري را به حداقل برساند. آموزش ابزار مهمي براي تحرك طبقاتي و همبستگي اجتماعي بوده است. در همين گزارش به پژوهش‌هايي استناد شده كه براساس آن‌ها كودكان طبقات بالا كه در مدارس عمومي درس مي‌خوانند، روابط اجتماعي گسترده‌تر و سالم‌تري دارند. خصوصي‌سازي و خاص‌سازي اين كاركردهای نظام آموزشي را تخريب كرده است. گزارش توصيه مي‌كند كه بايد خصوصي‌سازي آموزش را متوقف كرد و تقويت مدارس دولتي را در اولويت قرار داد.

@etehad_bazn