“آخوندزاده شایستهی والاترین ستایش است؛ او فرزند هوشیار و پیشرو زمان خود بود. من در برابر عظمت نبوغ او، سر تعظیم فرود میآورم”
میرزا فتحعلی آخوندزاده، پدر نمایشنامهنویسی مدرن فارسی و آذری، ادیب، نخستین منتقد ادبی فارسیزبان، مروج الفبای جدید در زبانهای بهکاربرندهی رسمالخط عربی، و یکی از عمیقترین و صریحترین آزاداندیشان جهان اسلام است… او بزرگترین مروج نمایشنامهنویسی اصیل در کشورهای شرق نزدیک است و آثار نمایشی او، اولین نمایشنامهها به زبان فارسی است.
در تاریخ اندیشهی سیاسی در ایران، میرزا فتحعلی آخوندزاده بهاحتمال قریببهیقین نخستین کسی بوده است که صراحتا اعلام داشت که تجدد و دین، بهطوراعم، و مشروطیت و شریعت، بهطوراخص، با یکدیگر ضدیت ذاتی دارند و هیچ طریقی، خواه از طریق مقارنهی صوری بین اصول بنیادی حقوق مدرن با احادیث و آیات، بدان شکل که در دوران پیش از مشروطه عموما از سوی برخی روشنفکران سکولار شایع بود، و خواه به شکل اصولیتر از طریق اجتهاد فقهی در مبانی شرع، بدان شکل که در ایام فعالیت مجلس اول عموما از سوی روحانیون مشروطهخواه رواج داشت، نمیتواند بین آنها سازش ایجاد کند…
آخوندزاده در کتاب “مکتوبات” و با اتکا بر فلسفهی مادی، توجه بیشازاندازه به متافیزیک را مورد انتقاد شدید قرار میدهد؛ او جایگاه تفکر فلسفی و اجتماعی خود را “لیبرال و از سالکان مسلک پروقره و طالب سیویلیزه” میخواند. او صرفا به دنبال دلیل عقلی برای فهم جهان است. از نگاه او و با تکیه بر این اصل که ترقیات بشر از علم سرچشمه میگیرد، هرآنچه بر این پایه استوار نباشد را متزلزل میداند… از نظر او، باورها و عقاید خرافی مردم یکی از دلایل اصلی عدم پیشرفت است و این باورها طی قرون متمادی و بهدلیل جهل و ترس در عمق جان مردم ریشه دوانده است…
آخوندزاده مایوس و خسته از همهی تلاشهایش برای چاپ کتاب “مکتوبات کمالالدوله”، برای انتشار آن به نسلها و قرن آینده چشم میدوزد؛ به “آیندگان” امید میبندد تا این “فکر را از قوه به فعل” در آورند؛ هرچند که به آیندگان نیز چندان “اعتماد” ندارد؛ چراکه به زعم او، “ایشان نیز از صُلب همین… خواهند آمد”.
طبق پیشبینی خود او و کماکان، بعد از گذشت ۱۶۰ سال از زمان نگارش آن کتاب و بعد از وقوع انقلاب مشروطه، تغییر نظام سلطنتی، برافتادن اصل سلطنت، و تحقق انقلاب اسلامی، متن فارسی “مکتوبات کمالالدوله” همچنان اجازه نشر پیدا نکرده است…
یکی از نکات ارزندهی نگاه نقادانهی آخوندزاده نظر او درخصوص جایگاه زنان در جامعه است. او در نمایشنامههایش مسالهی زن، ستم جنسیتی، محرومبودن زنان از تصمیمگیری در مورد سرنوشت خود، و بیحقوقی زنان در جامعهی سنتی ایران را بهشدت نقد کرده است. از نظر او زنان نیز میبایست از حق تحصیل و آموزش و آزادی انتخاب همسر برخوردار باشند. آخوندزاده زنان را به اعتراض علیه ستمها و محرومیتهای که بر آنها تحمیل میشود، فرا میخواند…
آخوندزاده حدود ۱۵۰ سال پیش، با حکم به “محال و ممتنع بودن” سازگاری شرع با اصول حقوق بشر، آن هم در انتقاد از نخستین متن حقوقیای که بهقصد القای چنین سازگاری نوشته شده بود( تلاش مستشارالدوله در رسالهی “یک کلمه”)، در مخالفت ریشهای با هرگونه الهیات سیاسی، موضعی قاطع اتخاذ کرد. نکتهی بهغایت مهم دربارهی این موضع قاطع او، اما، این است که حقانیت آن نه صرفا در نظر، بلکه مشخصا در منازعهای که قریب به چهار دهه بعد، در زمان تدوین متمم قانون اساسی در مجلس اول در مخالفت با اصل “مساوات حقوقیه” در گرفت، در عمل بهاثبات رسید.
(میرزا فتحعلی آخوندزاده- طلایهدار مدرنیسم سیاسی در ایران)