میخی بر تابوت اصلاح‌طلبان، رحیم قمیشی

سخنگوی جبهه اصلاحات گفته‌اند هنوز تصمیمی برای انتخابات آینده نتوانسته‌ایم بگیریم و هیچ توصیه‌ای برای ثبت نام افراد در انتخابات نداریم! خجالت کشیده‌اند بگویند دوستان اصلاح‌طلب، فرصت را از دست ندهید و ثبت نام کنید.

با همه ارادتی که برای تک‌تک دوستان سابقم در جبهه اصلاحات قائلم، دوست دارم صادقانه و صریح به آنها بگویم، مجموعه‌ای که نمی‌داند در متن جامعه و افکار عمومی چه می‌گذرد، مجموعه‌ای که فکر می‌کند انتخابات مجلس با رویه فعلی برای مردم اهمیتی دارد، مجموعه‌ای که می‌ترسد بگوید ما با نظارت استصوابی شرکت‌مان در انتخابات بی‌خود است، کاش اسمش را جبهه‌ای سیاسی نمی‌گذاشت.

علت آنکه مردم، هم از اصولگرایان و هم از اصلاح‌طلبان عبور کرده‌اند، همانطور که از حاکمیت عبور کرده‌اند، یک دلیل مشترک و مهم بیشتر ندارد؛ آنها بدشان می‌آید کسی تصور کند بیشتر از مردم می‌فهمد! دوست ندارند کسی برایشان ادای رهبری را درآورده و تعیین تکلیف کند. آنها دل‌شان می‌خواهد درک شوند، منافع ملی اولویت داشته باشد، و بدانند ملت چه می‌خواهد.

جبهه اصلاحات فکر می‌کنند هنوز بیست سال پیش است، و مردم منتظرند کسی آنان را راهنمایی کند، برایشان تصمیم بگیرد، خوب و بد را برایشان تشریح کند. و چقدر آنها در اشتباهند! در جلسات دربسته می‌خواهند تصمیماتی بگیرند که مبتنی است بر تحلیل‌های معدود افراد همفکرشان. نه توده مردم. با این تصور که آنها آگاه‌ترند، با تجربه‌ترند، خیرخواه‌ترند، صلاح مردم را بهتر از خودشان می‌دانند.

نه اصلاح‌طلبان خودشان را خسته کنند، نه اصولگرایان، نه حاکمیت. داغ کردن تنور انتخاباتی که هیچیک از شرایط انتخابات آزاد را ندارد، تنها داغ کردن تنوری است که همان یک ذره آبروی باقیمانده‌شان (اگر چیزی مانده باشد) را برای طرفداران‌شان هم، دود می‌کند.

وقتی این ترکیب تکراری شورای نگهبان بناست ایمان و اعتقاد همه داوطلبان را مورد تایید قرار دهد.
وقتی مجلسی همه مصوباتش در اختیار چنین شورای نگهبانی منصوب حاکمیت و خطی است.
وقتی مردم تهدید می‌شوند نداشتن مُهر انتخابات در شناسنامه‌شان فردا به قطع یارانه‌هایشان منجر می‌شود یا مورد بازخواست حراست‌ها در استخدام قرار می‌گیرند.
اسم انتخابات برایش یک جعل است، در دنیای جدید به آن بدون مسامحه می‌گویند انتصابات. نمایش. نه هیچ چیز دیگری.

مهم نیست شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات تاثیری بر نتیجه خواهد داشت یا نه، اما مهم آن‌است که معانی، در جامعه ما چه آسان به بازی گرفته شده و جعل می‌شوند.
اگر شیوه انتخابات اصلاح نشود.
اگر نتوانیم به حاکمیت بفهمانیم این که انتخابات نیست.
اگر نتوانیم واقعا نظر مردم را نمایندگی کنیم.
چرا نام “اصلاح” و “انتخابات” را خراب می‌کنیم.
چرا می‌گذاریم مراسم انتخابات تشریفاتی و دولتی، رسمیت یابد.

خجالت نکشید!
بگویید ما احزابی هستیم وابسته به حاکمیت.
قرار است خلاف‌هایش را رنگ قانون بزنیم.
قرار است سهمی دریافت کنیم، ولو ناچیز!

احساس می‌کنم جبهه اصلاحات تصمیم دارد میخ آخر را بر تابوتش بکوبد.
مردم که واضح است تصمیمشان را گرفته‌اند.
بعید می‌دانم هیچ فرد آینده‌نگر و آبروداری بخواهد برای صدمین بار فریب بخورد.
شما بروید و ثبت نام کنید.
تا نام اصلاح‌طلبی از فرهنگ لغات سیاسی کشور
برای همیشه برچیده شود.
تا متوجه شوید چرا مردم نسبت به اصلاح‌طلبان، نفرتی بیش از حاکمیت پیدا کرده‌اند!