زنان را در نبرد با حکومت تنها نگذاریم!
این که جمهوری اسلامی با زیربنای ایدئولوژیک و مردسالار به زنان چطور نگاه می نگرد و زن را نه بعنوان انسان برابر با مرد بلکه در خدمت مرد و نیازهای بخصوص جنسی او میداند، بر همگان آشکار است. این دیدگاه در طول ۴۴ سال گذشته ابعاد وسیعی به خودش گرفته و حکومت اسلامی تبعیض جنسیتی را بطور مستمر و روزانه نسبت به نیمی از جامعه اعمال کرده است. جنگ جمهوری اسلامی با زنان از همان ابتدای روی کار آمدن این رژیم تا امروز بطور سیستماتیک ادامه داشته است، جنگی که در یک طرف رژیم مسلح به ابزارهای قانونی و دینی است و طرف دیگر نیمی از جامعه یعنی زنان. در این جنگ نابرابر حکومت بغیر از گشتهای باصطلاح ارشاد و دستگیری های خشونت آمیز،با زندانی کردن زنان به جرم بدحجابی، با حملات اسیدپاشی و شیمیایی در مدارس، با کور کردن در خیابانها و تجاوز در زندانها و با انواع تبعیضات و اجحافات در زمینه های مختلف چهره زن ستیز و ضد بشری خود را نشان داده است.
تبعیض جنسیتی در همه عرصه های اجتماعی، قانونی و حقوقی نسبت به زنان اعمال شده و قربانیان زیادی هم از خود بجا گذاشته اما عرصه حجاب اجباری تنها سنگر و شاید مهمترین سنگری است که حکومت حاضر به از دست دادن آن نیست. در چند ماه اخیر و بدنبال جنبش زن، زندگی، آزادی، زنان شجاع ایرانی حکومت را ناچار به عقب نشینی های جدی کرده اند. مقاومت زنان و دختران شجاع ایرانی در مقابل حجاب اجباری در ماههای اخیر فضای عمومی جامعه را تحت تاثیر قرار داده و حکومت دچار ترس و نگرانی شدیدی شده است. و حالا با نزدیک شدن به سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی حکومت تمام تلاش خودش را بکار می برد تا با چنگ و دندان نشان دادن به زنان به خیال خود مانع از دست رفتن سنگر حجابی بشود که بدرستی پاشنه آشیل حکومت است.
مدتهاست که ما شکافهای عمیق را در دیدگاههای حتی مقامات دولتی و دینی هوادار حکومت شاهدیم. الان ممکن است که اعتراضات خیابانی کاهش پیدا کرده باشد، اما این مبارزه به همت پشتکار و شجاعت دختران ایرانی هنوز در صحنه های عمومی شهرهای ایران جریان دارد .
حکومت با سوء استفاده از فضای مذهبی این روزها تبلیغات علیه «دشمن» خود را که زنان معترض به حجاب اجباری اند، شدت بخشیده و از تمام تریبون های دولتی و مذهبی استفاده می کند تا مسئله حجاب را مطرح کند. نسبت دادن اعتراض زنان و حق انتخاب حجاب به اتاق فکر دشمن در واقع انکار جنبش زن، زندگی، آزادی و بدلیل ترس از سرنگونی است.
از جمله اقدامات حکومت در مقابله با این ترس تصویب عجولانه لایحه حجاب و عفاف در روزهای اخیر است. با این اقدام گرچه در ظاهر برای نبردش با حجاب زنان ایرانی پشتوانه و راهکار قانونی ایجاد کرده اما این اقدام هم مثل اقدامات دیگر رژیم نتیجه ای نخواهد داشت و مثل همیشه باز هم ناچار به عقب نشینی خواهد شد. چون این بار عزم جزم نسل ژینا، نیکا و سارینا چنان لرزه ای را به جان رژیم انداخته که حکومت دیگر دشمنان سنتی اش مثل امریکا و اسراییل را فراموش کرده و زنان و بی حجابی را دشمن معرفی می کند. اما اینها آوازهای در تاریکی و از سر وحشت است که فقط برای دلگرمی دادن به هواداران خود در مقابل ترس از سرنگونی است. در این نبرد که وارد فازهای نهایی خودش شده، دختران دلیر ایران به یاری و همراهی و یاری مردان آگاه ایرانی و خانواده هایشان نیاز دارند. بر ماست که آنها را در این نبرد تنها نگذاریم!