زندانی سیاسی آزاد باید گردد

پنجمین سال زندانی شدن آن “چهارده تن” فرارسید!

بیستم مرداد سال ۱۴۰۲ یادآور بازداشت و زندانی شدن جمعی از چهارده زن و مردی‌ست که طی بیانیه‌ای از رهبر خواستند استعفا بدهد‌. پنج تن از آن چهارده تن، هم اکنون پای در پنجمین سال زندان زهرآگین خویش دارند.

آن چهارده زن و مرد مگر چه گفتند جز اینکه یک رهبر، چه اندازه می‌تواند به یک کشور لطمه بزند و دست به دار و ندار یک کشور ببرد و نابودش کند تا بشود به او گفت: “برو کنار…!؟ ”

آن چهارده تن، مگر چه گفتند جز اینکه ملایان مصدرنشین؛ فرسوده‌ترین، پلاسیده‌ترین، پخمه‌ترین، مفتخوارترین، دروغگوترین، بی‌وطن‌ترین، پاسخ‌نگوترین و مسئولیت ناپذیرترین جماعت جامعه‌اند که ناجوانمردانه همچنان اصرار بر مصدرنشینی دارند؟

آن چهارده تن بجز این که نوشتند : ۹۵٪ از سرداران بر سر کار سپاه؛ یا جاسوس اسرائیل و روس و انگلیس‌اند، یا دزد و آدمکش و مملکت‌فروش، چه گفتند که باید اکنون پای در پنجمین سال زندان این سالهای وادادگی و ورشکستگی و کشورفروشی سران جمهوری اسلامی داشته باشند؟

آن چهارده زن و مرد، نه مانند مجتبی خامنه‌ای “ابر بدهکار” بانکی‌اند که با میلیاردها میلیارد پول بی زبان مردم، در یک قلم، ابر سازه‌ای مانند “ایران مال” را با ویترین “علی انصاری” علم کند، نه مانند سردار قالیباف، دزد و پرستو پران و وطن‌فروش و آدمکش.اند، نه مانند شیخ حسین تائب که یک پایش در بیت رهبری بود و پای دیگرش در سپاه، مستقیما برای اسرائیل جاسوسی کرده باشند، و نه چون هرزه‌خواران این سال‌های سرطانی جمهوری اسلامی چیزی برای خود خواسته‌اند یا انبار کرده‌اند.

چهارده زن و مردی که خواستار استعفای رهبر شدند، خود می‌دانستند پای در چه راهی گذارده‌اند. تاریخ به زودی بر روسپیدی آن چهارده تن و روسیاهی سران و سرسپردگان جمهوری اسلامی گواهی خواهد داد. بزودی سوراخ‌های اختفا برای سران و سرداران و ملایان جمهوری اسلامی قیمتی خواهد شد.

مردم ایران بزودی دست به سوراخ‌های اختفا می‌برند و دزدان و آدمکشان و وطن‌فروشان این سال‌های پلشت را از مخفیگاه‌هایشان بیرون کشیده و در پیشگاه مردم غارت شده و سیلی خورده و کشته داده به محاکمه می‌کشند.

آن روز دور نیست، در همین نزدیکی.هاست.

مردم ایران نشانی یک‌یک سوراخ‌های اختفا را به خاطر سپرده‌اند و خوب می‌دانند در بزنگاه فردای رهایی چه باید کرد.

این مردم ایران…
این سران و سرداران و ملایان و سرسپردگان جمهوری اسلامی، و این تاریخ و حافظه‌اش.

قلم تاریخ از حافظه‌اش خون می‌گیرد و می‌نویسد، در حافظه تاریخ، سرنوشت نابکاران و نامردمان، چیزی جز گمشدن در هزار توی تاریک روسیاهی نبوده و نیست. باشیم و به چشم خود ببینیم!

جمعی از زندانیان سیاسی ایران و حامیان بیانیه ۱۴
۱۷ مرداد ۱۴۰۲

https://t.me/nafarmani_madani_social