ای عقل های هفتاد ساله مرا یاری دهید!
سوال های ساده و از نظر برخی ها نشانه کم سوادی نویسنده !که ایرادی بر این امر نمی گیرم .چرا که درکم از بسیاری امور کم و ناقص است.از این رو با قبول این مسئله جواب به این سوال ها ی من هم باید همین قدر ساده و قابل فهم من باشد.
من که مرتب می نویسم و از خود سوال میکنم چرا؟ این همه نیروی تحصیل کرده ،این همه جریان های سیاسی رنگارنگ ،این همه فعالان مدنی ،سیاسی ،ووو در خارج از کشور بعنوان اپوزیسیون جمهوری اسلامی. نمی توانند زیر یک سقف جمع شوند؟
واقعا اگر مهر وطن و مهر مردم و دغدغه آینده این سرزمین و مردم بلا دیده آنرا دارند.بدور از ایراداتی که سال هاست از هم می گیرند !بدور از تنگ نظری ،حب و بغض ناشی از کم ظرفیتی و عدم قبول توانائی های یک دیگر ،باد دادن خرمن های کهنه تحت عنوان گذشته جراغ راه آینده است، و نهایت پیشداوری در مورد آنچه که می تواند اتفاق بیفتد و ما دچار رژیمی بدتر از این گردیم !این هم آوائی وهم گامی را دچار اخلال می سازند ودر عمل مانع از شکل گیری یک وفاق ملی می گردند. ؟ چرا ؟ و چرا؟
جواب ساده و مشخص می خواهم.
بدور از بحث های کشاف و نظریه پردازی انتزاعی که ماحصل آن نیم قرن بحث ،جدل ،زدن بر سر یکدیگر ،جدا شدن ،فاصله گرفتن ،تضعیف نیروی هر تک تک جریان های سیاسی است .بازی گروهی ، دسته بندی ، بازی خام و نپخته که متاسفانه از آن بعنوان روشن تر شدن خط و مرز ها و شفافیت نام برده می شود .که اگر از کمیت کم می کند! بر کیفیت این جریان ها و تضمین شفاف بودن و روشن بودن مبارزه می افزاید.
بی آنکه از خود سوال کنند ! نتیجه مشخص و عملی این همه بحث های کشدار بعد چهل سال (عقب تر نمی روم) این چه روشنگری است؟ که هر کس با خواندن یک تفسیر و یا چند کتاب بحثی که خوراک روشنفکری خارج کشوری است راه می اندازد و آنچه حاصل می شود افتراق است نه اتفاق و جواب ندادن به این که پس دنبه اش کجاست؟
برای من هیچ رژیمی مستبد تر ،خون ریز تر ،بی پرنسیب ، فاسد، بی چشم و رو ،بی ریشه که هیچ احساسی نه نسبت به مردم و نه سرنوشت و آینده آنها دارد نیست !رژیمی ایدولوژیک که برای بقای خود از هیچ جنایتی فرو گذاری نمی کند.بسیار صفت های دیگر که از آن ها می گذرم .هرگز در تاریخ این سرزمین چنین حکومتی نبوده است!حتی در مختصات زمانی خود .کارنامه ای که اگر منصفانه نوشته شود عرق شرم بر جبین می نشاند.
چگونه چشمان بسیاری از جریان های سیاسی و افرادی که برای آزادی و عدالت مبارزه می کردند قادر به تشخیص این جرثومه فساد و تباهی نشد ند از جمله خودم ؟ کور چشمی بینشی، ایدئولوژیکی که نتیجه آن یاری رساندن به رژیمی شد! که ویرانی کشور و قتل عام زیباترین فرزندان این آب خاک را در ذهنیت ارتجاعی و قدرت طلب خود داشت.
اگر با این تعریف مختصر من از این رژیم بدون اما و اگر موافق هستید ؟
سوال دوم پیش می آید !آیا جملگی یا حداقل آنها که سینه برای یک حکومت سکولار و دموکراتیک بر آمده از دل یک انتخابات کاملا آزاد به آهن گداخته می چسبانند.با سرنگونی این حکومت که هر دقیقه تداوم حیاتش هزینه ای جبران ناپذبر و ویرانی بیشتر برای این مملکت و مردم آن می آورد! موافقند؟
سوال سوم آیا قبول دارید که برای کم کردن از دامنه خشونت و کاستن از ابعاد سرکوب و جنایت رژیم تشکیل یک جبهه فراگیر و ملی از تمام نیروهای اپوزیسیون با تولرانس های مختلف اما معتقد به سرنگونی می تواند حمایت و همدلی وسیع اجتماعی بوجود بیاورد و تاثیر گذار در انداختن شکاف در حاکمیت ونیرو های سرکوب آن گردد ؟
چرا که بهر میزان بر تعداد مخالفان رژیم افزوده شود وهم گامی و همصدائی بین آن ها حاکم گردد .مردم شاهد تشکیل جبهه ای از احزاب ،سازمان ها ،کنشگران سیاسی ،چهره های شاخص علمی ،هنری،ورزشی،چهره های مورد وثوق مردم در این ائتلاف که هدفش براندازی رژیم وبر پائی حکومتی بر اساس انتخابات آزاد و دموکراتیک باشد !بطور قطع و یقین بر دودلی خود و ترس از حکومت فائق آمده به حمایت از این( ائتلاف ،جبهه،مثیاق ملی، فرق نمی کند هر اسمی بر آن ،برای گذار از یک دوره می گذارید !بگذارید!) برمیخیزند.
مخالفان این نوع نگاه ساده لوحانه من عصبانی نشوید .این هم نظریست. از نظر من حساب معلوم است تشکیل چنین جبهه ای مسلما امید در دل ها می افکند ،توان مجموعی آن امکان مانور وتاثیر گذاری بیشتر در حمایت از نیروهای مبارز داخل فراهم می آورد.مهم تر از همه چنین حرکتی قبل ازهر چیز مشت نیرو های تند رو و اخلال گر را که وظیفه اصلی آن ها فصل کردن هست نه وصل کردن باز می کند . از میدان خارجشان می سازد .
کسانی که سخن از تلاش برای ایجاد همبستگی و تجمع نیرو ها می گویند اما در عمل مشخص صرفا تکیه بر نیروی سلطنت طلبان ، یا جمهوری خواهان، یا چپ ها،مجاهدین ، یا ملی مذهبی های مخالف رژیم می زنند وروندی را پیش می گیرند که نه تنها کمکی به نزدیکی نیروها نمی کند بلکه عملا بخش زیادی از نیروی این جریان ها و افراد صرف چالش و نقد نیروی های دیگر و نهایت تضعیف مجموعی این نیرو ها!دل سردی مردمی که با هزاران امید به نیروی میلیونی و تحصیل کرده و با امکان خارج از کشور می نگرند می گردد .
براستی برنده این جدال نظری که که متاسفانه سردمداران آن هر کدام خود از مدعی و از مبارزین نستوه با حکومت اسلامی می دانند چه کسانی می باشند؟
کسانی که فرم زندگی فلان فرد بیشتر از فرم لباس و عقب ماندگی و جنابات حکومت در حق مردم عذابشان می دهد. تمام نوشته و تبلیغات خود را متوجه بستن اتهام و افشا گری از نیرو های سلطنت طلبان می کند !بی آن که به پشت سر خود بنگرد که هیچکداممان بری از اشتباهات فاحش نیستم .
دیگری بجای پیش کشیدن این سوال بطور مشخص از آقای رضا پهلوی که آن همه ادعای برابر حقوقی و تاکید بر انتخابات آزاد داشت !و حتی تا اعلام جمهوری خواه بودن خوبش پیش رفت و امضا بر پای منشور مهسا نهاد! چگونه بیک باره مقهور در باغ سبزی شد که افراطی ترین عناصر سلطنت طلب که هنوز نه اشتباهات خود می پذیرند! و نه حاضرند اندکی دماغ خود پائین آورده و دست همکاری وهم گامی با دیگر نیروهای مخالف جمهوری اسلامی دهند .گردید!سوالی که جوابش می تواند اگر با دیده نیک خواهی نگریسته شود در تصحیح راه ایشان کمک کند . “زود قضاوت نکنیم ” بجای بیکباره قیام کردن وهم صدا با منتقدان تغذیه شده توسط حکومت اسلامی زبان به انتقاد گشودن ، سفره دیگری پهن کردن !هیچ کمکی به شکل گیری یک ائتلاف گسترده نمی کند. .حال آن که مانند مادری دلسوز برای وطن بودن با سعه صدر و نگاه دور نگر به منافع مردم نگاه کردن و تلاش برای جمع کردن فرزندان این آب و خاک بر سر یک سفره !کمک و حراست از نهالی که با خروش و جانبازی میلیون ها جوان ایرانی و مهاجرین ایرانی در فضای مناسبی قرار گرفته !باید از این نهال نو حراست کنیم و مشتاقانه آبیاری می نمائیم تا ببار بنشیند..اما چنین نشد!هرکس آنچنان که رسم متاسفانه ما ایرانیان است علم دیگری بر داشت و حتی حاضر به بر داشتن نیم قدم نیز نگردید.قطره آبی بپای نهال وحدت نریخت .
نتیجه این ،خط و مرز کشیدن ،انگ زدن ،ایراد گرفتن خلط مبحث کردن و گل آلود کردن آبی شد که می توانست و هنوز می تواند ! حیات بخش و فرو نشان عطش آزادی خواهان و نزدیکی آن ها به یکدیگر باشد.
دنبال چه می گردند ؟ کسانی که بدون دادن یک راه حل عملی و راه گشائی ، در مرده ریگ گذشته می گردند . بجای نگاه به حال و آینده و جستجو برای یافتن وجوه مشترک و تقویت کننده توان یک دیگر ! دانسته و ندانسته آب بر آسیاب چه کسانی می ریزند؟ فردا یا حتی امروز جواب این همه فداکاری واز جان گذشتگی نوجوانان ،جوانان را در جنبش مهسا چگونه خواهند داد؟ ادامه دارد
ابوالفضل محققی