زبان هنر‌ تسخیرناشدنی است، مجتبی نجفی

هنر مردمی خاری در گلویتان، صاعقه‌ای بر خوابتان

#مهدی_یراحی یکی از زیباترین و رساترین صداهای جنبش زن، زندگی و آزادی است. از چهره های مهم هنر مردمی؛ همان هنری که از دیوارهای آکادمی به قول “جان دیویی” عبور می‌کند و به بطن جامعه می آید؛ ارزشها را امتداد می‌دهد و به اشتراک می‌گذارد. بازداشت او بی فایده است چرا که او تنها یک چهره از هزاران چهره ای است که با زبان شمول گرا و فراگیر هنر، تجربه های انسانی را اعتلا می‌دهند.

مای معترض ایرانی با زبان هنر بر همبستگی، استقامت برای آزادی، وطن به مثابه خانه همه ایرانیان، پذیرش تکثر و رواداری تاکید کرد. با زبان هنر، شکنجه و قتل محکوم شد‌، آزادی تکریم و میثاقی برای راهی برگشت ناپذیر بسته شد:
” ما دیگر ز راه رفته بر نمی گردیم؛
که این شفق یادگار از عاشقان در خون می ماند”.
با زبان هنر جهانی شدیم و دنیا فهمید در سرود اعتراضی”برای”، ما حتی به جان درخت و سگ و گیاه و هوا هم حساسیم؛ما دلنگران کودکان افغانستانی بازمانده از تحصیل هم هستیم؛ ما از رنجهایمان افق آزادی را ساخته ایم.
برای همین زبانِ فراگیر و اعتلابخش است که حاکمیت از هنرمندان کینه دارد؛ از هنر‌ به مثابه زبان تحقیرشدگان، زبان اراده های آزاد برای تداوم مسیری طولانی؛ زبان افشاگر ستم که نظام ارزشی زور و اجبار را هدف قرار می‌دهد و صبح آزادی به رغم زخمهای سنگین را مژده می دهد.
\
با زبان هنر، قربانیانمان را روایت کردیم و هنر، زبان روایت قربانیان هم شد. اینجا هنر به مثابه امتداد زندگی است؛ زنده نگاهداشتن ارزشهایی چون آزادی به رغم برافراشتن دیوارهای زندان است.
اصلا ملیّت ایرانی ما نه بر خون و نژاد که بر شعر و موسیقی و فرهنگ است. اگر در برابر سخت ترین هجومهای تاریخ با اتکا به هنرمان ایستاده ایم،در برابر استبداد سیاه دینی هم نقطه اتکای ما زبان هنر است. چرا که ازدیاد هنر مردمی، نشانه تمدن است. یراحی باشد یا دیگری؟ فرقی ندارد. مهم امتداد ارزشهایی اند که با زبان هنر، ستونهای استبداد دینی را لرزه می اندازند. از کوچه تا خیابان، از شبکه های اجتماعی تا کافه و مترو و میدان؛ هر جا که نشانی از مردم باشد، هنر مردمی در ستایش آزادی و نفی استبداد می خواند و میرقصد و می‌نویسد.
هنرمند را می‌توانید حبس کنید اما هنرش را نه. هنر مردمی چون خاری است در گلویتان و چون صاعقه ای است بر خوابتان. ناآرامتان می‌کند. آشفته تان می‌کند و چه خوش است همبستگی شهروندی و آشفتگی حکومت با زبان هنر. زبان هنر، تسخیرناشدنی است؛ بیهوده خود را زحمت ندهید.