نیازمند تشکیل و تقویت شبکههای اجتماعیِ کوچک هستیم
اینک در ادبیات رایج در فضای سیاسی ایران اصلاحطلبی به دنبال حفظ و «اصلاح» نظام، براندازی یا سرنگونیطلبی بدنبال «شکست» و تحولطلبی به دنبال «تسلیم» آن است. (گذار از این نظام میتواند با دویکرد براندازانه و یا تحولطلبانه صورت گیرد)
الآن بخش زیادی از مردم(و نیروهای سیاسی و مدنی)، میدانند چه میخواهند و چه نمیخواهند، همه بحث اما در باره روشها و ابزارهای رسیدن به این خواستههاست.
اگر نه با دید نزدیکبینانه بلکه با دید روندی و ماراتنی به مسیر مبارزه در این چند دهه نگاه کنیم، ما به جای احساس شکست، اینک احساس غرور و شعف میکنیم که چه راه زیادی را جلو آمدهایم، چقدر بر تواناییهای ما افزوده و درون حکومت چقدر دچار ضعف و ریزش شده است…
شاید نهایتا ج.ا همزمان دچار هم سرنوشت شوروی(فروپاشی درونی)، لهستان(مواجهه با یک جنبش قدرتمند اجتماعی) و رومانی(عدم انعطاف نهایی و زدن راس هرم توسط مردم)، بشود. البته آرزو میکنم گذار در ایران شبیه آفریقای جنوبی و لهستان و شیلی باشد؛ گذاری تحولطلبانه و با خشونت و بیسامانی کمتر.
کلمه «براندازی» واژهای فارسی است (که اولین بار هم دادگاههای انقلاب علیه مخالفان ج.ا بکار بردهاند)، و در ادبیات سیاسی آکادمیک چندان رایج نیست.
برای معرفی هر رویکرد سیاسی باید آن را با دو مولفه معرفی کنیم: «هدف» و «خط مشی». بدون توضیح و تبیین هر دوی اینها، معرفی یک رویکرد سیاسی ناقص و گنگ خواهد بود.
آنچه درگذشته در ادبیات سیاسی آکادمیک رایج بوده، دو اصطلاح اصلاح و انقلاب بوده است. اما به تدریج تعبیر سومی هم بوجود آمد، مثل اصلاح انقلابی، انقلاب مخملی و نظایر آن. به مرور زمان با تکثیر نمونههای عینی طریقه سوم، این رویکرد خود مستقلا نام گذاری و تعریف شد؛ با تعابیری همچون گذار و… . دو گانه اصلاح یا انقلاب دیگر کهنه شده است.
تحولطلبی ضمن این که فعل و انفعالات درون نظام و مسائل بین المللی را رصد میکند و از هر دوی آنها هم به عنوان تسهیلگر، کاتالیزور و مکمل استفاده میکند، ولی اتکای اصلیاش بر نیروی مردم، جامعه مدنی و جنبش اجتماعی است .
در بحث نظری و فرضی در باره سه رویکرد سیاسی یاد شده، هر کنشگر سیاسی البته میتواند گزینه و نسخه «ترجیحی» داشته باشد. گزینه ترجیحی من به عنوان یک جمهوریخواه، گذار تحولطلبانه است. اما تحقق این گزینه مستلزم تسلیم حکومت به مطالبات مردم است. در غیر این صورت گزینه دوم (پلن بی) من هم گذار انقلابی خواهد بود.
اصلاحطلبان یک جریان مشخص بودند و هستند(با برخی طیفبندیهای درونیشان)، اما همه کسانی که در روند صندوق رای مشارکت داشتند «اصلاح طلب» نبودند. آنها خواهان شکاف در بالا و فضای تنفسی در پایین بودند و در این استراتژی هم موفق شدند…
ما در ایران با یک هیولا مواجهیم. استبداد دینی بدترین نوع استبداد است. ما در مواجهه با این مانع بزرگ، به جای مرگ بر این و مرگ بر آن، نیازمند استفاده از همه ظرفیتهایمان هستیم.
در این مقطع ما در«امیدوارانهترین» نقطه تاریخ چهل ساله اخیر ایران هستیم چون هیچگاه…
شبکههای اجتماعی کوچک، در حوزههای مختلف، مثل مویرگ دارند کل ایران را فرا میگیرند.
ایدئولوژی اصلی ج.ا «قدرتمحوری» است که در آموزه رهبر اول ج.ا هم آمد که حفظ نظام اوجب واجبات است و در این راه میشود کل دین را هم تعطیل کرد. بعدا نیز برخی حتی از مقامات سابق حکومت گفتند این حکومت دیگر نه جمهوری است و نه اسلامی.
اینک رهبران جریان اصلاحات معتقدند ج.ا دچار «خود براندازی» شده است. این یعنی فروپاشی؛ همان اتفاقی که برای شوروی افتاد.
گفتگوی میانهروهای همه طیفهای سیاسی در ایران، با کنار گذاشتن جریانات افراطیشان، هم میتواند به گذار موفقتری در ایران کمک کند و هم به پس از گذار تا انرژیها صرف ساختن ایران بشود و نه جنگ همه با هم.
برای جبران نقیصهی فقدان سازماندهی در جنبش؛ در لحظه کنونی ما نیازمند تشکیل و تقویت شبکههای اجتماعیِ کوچک، کوچک، اما بسیار گسترده و متنوع و انبوه هستیم.
گفتگوی رضا علیجانی با ایران اینترنشنال
https://t.me/rezaalijani41