امکان استمرار ورسوب دیکتاتوری در ایران محال است
البته که ممکن است فکریه ای رقیق از درون حاکمیت در پی ایجاد جامعه ای مهندسی شده از ملت ایران باشد. جامعه ای که بی شباهت به جمهوری دمکراتیک کره(کره شمالی) و ایضا ترکمنستان و افعانستان طالب ها نباشد. ولی خوب یا شوم، هرگز ملت ایران شبیه ملت های کره و ترکمنستان نخواهد شد. بر پایه هفت برهان چنین فکریه ای از همان آغازش رفوزه است.
۱- ملت ترکیبی
نخست آن که ایران از همان هنگام تکوین(چند هزار سال پیش)، از دیدگاه فرهنگی، متکثر و در عین حال واحد بوده است. ملتی ترکیبی با بیش از ۷۰۰ خرده فرهنگ ( زبانی، مذهبی). چنین گونه گونی خارقالعاده فرهنگی در کره شمالی و ترکمنستان تصور ناپذیرند؛
۲- اندازه بزرگ
ایران مانند ترکمنستان، کوبا و کره، کشوری چند یا ده- بیست- سی میلیونی نیست. هم اکنون فارغ از ۱۰ میلیون پناهنده، ۱۷ امین ملت پرجمعیت جهان است؛ و با در نظر گرفتن پناهندگان، رتبه ی 12 جمعیتی جهان را دارد. چگونه می توان ملتی بیش از ۱۰۰ میلیونی با فرهنگی ترکیبی را بسان کره شمالی مهندسی کرد؟
۳- پهن پیکر
ایران پس از ۶ کشور بروب دنگ نگ (غول اسا) روسیه، کانادا و …، جزو ۱۴ کشور بسیار پهناور یا پهن پیکر جهان است.یعنی با ۱ میلیون و ۶۸۷ هزار کیلومتر مربع،۸ پهناورتر از مجموع سرزمین های فرانسه، آلمان، هلند، بلژیک، اسپانیا و پرتغال یا ۱۴۰ برابر کره شمالی است. کدام سازمان، نهاد و نیروی تشکل یافته است که قادر به نظارت و کنترل ملت ۱۰۰ میلیونی با فرهنگ ترکیبی در پهنه ای نزدیک به ۱۷۰۰۰۰۰ کیلومترمربع باشد؟
۴- مرزهای گسترده
کنترل مرزی کره شمالی سخت نیست. زیرا همه مرزهایش از داخل و خارج به شدت تحت کنترل است. مرز کره با روسیه ۱۸، با کره جنوبی ۲۴۸ و با چین ۱۴۲۰ کیلومتر است. مرزهایی که هر سانتی مترش در رصد ۲۴ ساعته بوده و هیچ جنبنده ای قادر به گذر بی خطر از آن ها نیست. بسته ترین مرزهای جهان. این در حالی است که درازای مرزهای زمینی و دریایی ایران ۸۷۰۰ کیلومتر محسوب شده ، ولی در واقع بیش از ۱۲۰۰۰ کیلومتر است. کنترل کره شمالی وار مرزها، جزو نخستین گام ها برای یکپارچه سازی و بسته سازی ملی است. سیاستی نزدیک به ناممکن، حتی با صرف همه هزینه های عمرانی دولت؛
۵- اقتصاد کمپرادور
اقتصادهای کره شمالی و ترکمنستان بالای۹۹/۹٪ دولتی است. در حالی که هنوز رژیم چیره بر سیستم اقتصاد ایران سرمایه داری کمپرادور(دلالی) است. چگونه می توان بدون دخالت و تنطیم کسب و کار و مهندسی ساختن اقتصاد، ملت را مهندسی کرد؟ به ویژه و مهمتر این که بنیاد اقتصاد ایران بر بازرگانی خارجی و صادرات- واردات پی ریزی شده است. هنوز به رغم تلاش ۴۰ ساله، استراتژی خودبسندگی به جایی نرسیده و هم چنان وابستگی فراگیر به تجارت نفتی و …بنیادهای کسب و کار شخصی و خصوصی در بیشتر زمینه ها پابرجا و ریشه دار است. بدون واردات همه جانبه و فراگیر، فشل شدن ملت- دولت حتمی است؛
۶- غربگرایی
به رغم کوشش های ۱۰۰ سال کمونیست ها، توده ای ها، روشنفکران و به ویژه قبیله کثیر آل احمد هاو شریعتی ها، مردم ایران نه تنها غربگریز نشده اند که شوم یا خوب، غربگرایی در متن و بطن جامعه ریشه دوانده است. کوتاه آن که برای مهندسی جامعه و یکپارچه کردن اندیشه و عمل آنان، یا به عبارت دیگر کره ای کردن آنان، مانعی کوچک در راه است. روس ها و چینی ها هم آن را به خوبی درک کرده اند؛ و آن گرایش بارز غربی قاطبه شهروندان است. علت هم روشن است: ایرانیان هیچگاه در درازای تاریخ آسیایی(چینی، هندی، ژاپنی) نبوده و نشده اند. جغرافیا و اختلاط و امتزاج و مناسبات آنان بیشتر با غرب جغرافیایی اشان بوده است!
۷- نبود حزب آهنین
ماده اولیه برای مهندسی کردن جامعه، وجود حزب یا تشکیلاتی منسجم، یکپارچه، فتورناپذیر و آهنین و گوش به فرمان با رهبرانی استالین، مائو، کیم ایل سونگ، پل پوت و کاستروگونه است. دستکم طی ۱۲۰- ۱۳۰ سالی که ایرانیان مدرنیته را تجربه کرده اند تا کنون چنین تشکیلاتی شکل نگرفته است. بافت فرهنگی ایران هم اجازه تکوین چنین پدیده ای را نمی دهد. حتی ارتش ها هم در ایران، نتوانسته اند به طبقه ای مجزای از مردم تبدیل شوند. مانند آن چه در پاکستان، مصر و آمریکای لاتین و کره و ترکمنستان رایج بوده و یا هست. از جمله به همین دلیل است که امکان استمرار و رسوب دیکتاتوری در ایران محال است. زیرا تفاوت دیکتاتوری با استبداد آن است که دیکتاتور تنها به واسطه تکیه، اعتماد و پشتیبانی یک طبقه(معمولا نظامی) اوامرش را دیکته می کند.
کوتاه آن که امکان تبدیل ایران به کره شمالی و ترکمنستان و بلکه کوبا و اریتره، بی شباهت به احتمال تبدیل اورست به گودال ماریان نخواهد بود.
کانال نویسنده