صدای ترک خوردن “دیوار هراسانگیز” “استبداد دینی ” را شنیدهاید، یقین بدانید صدای فروریختنش را با “اراده” و “اقتدار” مردم ایران خواهید شنید.
خوشوقتم که صدای یک فعال مدنی را در جمع فعالان مدنی پاریس بلند کردهاید و سپاسگزارم. دغدغه این نشست از نامش پیداست. شناساندن “انسان”هایی که در سراسر جهان پشت “دیوار”های جهل، استبداد، استثمار، فقر، محرومیت و انزوا مانده و سودای فروریختن این “دیوار”ها را دارند.
شما صدای ترکخوردن و شقه شقه شدن “دیوار حکومت دینی استبدادی زنستیز” ایران را شنیدهاید، یقین بدانید صدای مهیب فروریختن این “دیوار” پرهراس را با “قدرت” و “اقتدار” و” اراده” مردم ایران خواهید شنید.
به عنوان یک “زن” چون میلیونها زن ایرانی همواره با “دیوار”های سخت و سیاه فرهنگ مردسالار، حکومت دینی استبدادی، قانون تبعیضآمیز و فرودستی ملالانگیز و فلاکت مفرط محرومیت در اضلاع زندگیام مواجه بودهام. این دیوارها حتی به کودکی ما رحم نکردند. این دیوارها مجال کودکی، جوانی و در یک کلام “زندگی” به ما ندادند. واقعیت تلخ این است که حکومت استبدادی دینی زنستیز جمهوری اسلامی، “زندگی” را از همه ما ربوده است.اما ما “پشت دیواری”های آهنین، از پا نیفتادیم. ما زنان گاه تنها و بیپشتوانه و گاه در میان سیل اتهام و رسوایی، “دیوار”ی را پس از “دیوار”ی شکستیم تا امروز جنبشی “انقلابی” به نام “زن زندگی آزادی” را خلق و قدرتی جهانی را به انظار عموم رساندهایم.
دوره دبیرستان رشته ریاضی فیزیک و در دانشگاه رشته فیزیککاربردی را انتخاب کردم. بازرس مهندس شدم اما به دلیل فعالیت حقوق بشری پس از ۹ سال کار تخصصی در حوزه بازرسی مهندسی صنایع کشور، تخصص و شغلم، پشت “دیوار اخراج” جا ماند. کار روزنامهنگاری میکردم، اما با بسته شدن فلهای مطبوعات به دستور رهبر جمهوری اسلامی، روزنامهها و مجلههایمان پشت “دیوار سانسور و سرکوب آزادی بیان” جا ماند. سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر شدم و چون هزاران فعال مدنی به تشکیل تشکلها و انجمنها و در واقع تحقق جامعه مدنی قدرتمند پرداختیم، اما با یورش نیروهای امنیتی وزارت اطلاعات و سپاه، نهادهایمان پشت “دیوار پلمپ” جا ماندند. در مقابل سیاستهای ویرانگر سرکوبگرانه، اعتراض، مخالفت و مبارزه کردم، چون صدها هزار معترض و مبارز و مخالف سالهاست که پشت “دیوار زندان، سلول انفرادی و شکنجه “جا ماندهام.”مادر” شدم، اما زمانی طولانی است پشت “دیوار مهاجرت و گریز ناگزیر فرزندانم” ، چون صدها هزار مادر رنج کشیده در فراق و هجران ماندهام. نمیدانم با چه واژهای جاماندن مادرانگیام را پشت “دیوار سنگدلی و خشونت” بیانپذیر کنم؟ نمیتوانم.
علیرغم وجود این “دیوار”های هولناک زندگیستیز، ما هرگز متوقف نشدیم، ما زندگی واقعی، شور پرحرارت، عشق جاویدان، مادرانگی فراگیر و قدرت و حیات خلق کردهایم. در تلاش برای تجسم تصویری از وضعیتمان در میان دیوارها، یاد جملهای جاندار از کتاب باقیماندههای آشویتس جورجو آگامبن افتادم: “بی پناه بودن در معرض همه چیز، توانا بودن به همه چیز است.” ما در محاصره تنگاتنگ “دیوار”های زندگیستیز، توانستیم “اقتدار معترض” و امکان و معنای “اعتراض” و در نتیجه به قول هایدگر “انقلابی زندگیبنیاد” را خلق کنیم. واقعیت این است که ما در قامتی بلندتر از ارتفاع دیوارها در قدرتی قویتر از استحکام دیوارها قد کشیدهایم. هر دیواری ایستایی، سکوت و سکون دارد و ما “پشت دیواری” ها حرکت، صدا و پویایی و رویش داریم و همین امر، نوید فائق آمدن و پیروزی را میدهد.
حکومت جمهوری اسلامی از حق حیات تا حق پوشش و از حق آزادی انتخابات و بیان و عقیده تا رقص و موسیقی و عشق را تحت کنترل و دخالت مستقیم و جبارانه و متحجرانه خود دراورده است .
نگاهی به جامعه ایران بیاندازید. تک تک مردم در هر روز و در هر جا در معرض زندان، اعدام، بازداشت، مجازات، تنبیه، جریمه، تحقیر و توهین هستند و بنابراین بدیهی است که تک تک ایرانیان به دلیل در معرض تهدید و ستم و فروپاشی قرار گرفتن وجهی از زندگیشان به یک مخالف و معترض علیه حکومت تبدیل شدهاند. جهان شاهد است که جامعه ایران با چرخههای اعتراضی و خلق جنبشهای اعتراضی، اجتماعی و انقلابی به دنبال گذار از جمهوری اسلامی و تحقق دموکراسی، برابری و آزادی است و رسانهای جهانی، جوامع مدنی، مجامع بینالمللی و نهادهای حقوق بشری در تحقق اهداف ملی ما نقش مهمی بر عهده دارند.
عزیزان همراه
تلاش شما در نشست پشت “دیوار”ها، پژواک پر طنین صدای ماست. شما پیام امید ما هستید که ما پشت دیوارها نمانده و فراتر از اراده استبداد برای ایجاد سکون و سکوت در جامعه، برآمده و به فریادی رسا در جهان تبدیل شدهایم و این شورانگیز و انگیزهبخش است.
ما با شما پیروز خواهیم شد.
به امید آن روز