“باور کنید خواست های ما بسیار مشخص است.”
جنبش مهسا اعتراض نسلی بود و هست به بر آورده نشدن و سرکوب ساده ترین نیازهائی که یک جوان می تواند داشته باشد. نه خواسته های بسیار پیچیده که امروز جریان های سیاسی سخت گرم مجادله در باره آن ها ،ماهیت جنبش مهسا و جهان بینی جوانان شرکت کننده در آن هستند وبر اساس همین برداشت ها به تفسیر آن می نشینند. چگونگی صف بندی های سیاسی و ادامه مبارزه را تئوریزه می کنند.
بقول یکی از فعالان جوان جنبش مهسا “باور کنید یکی از این خواست ها و بحث ها را که شما بما نسبت می دهید ما نداشتیم.خواست های ما بسیار ساده و مشخص است.”
بقول یکی از فعالان جوان جنبش مهسا “باور کنید یکی از این خواست ها و بحث ها را که شما بما نسبت می دهید ما نداشتیم.خواست های ما بسیار ساده و مشخص است.”
نسل جوان ،عمدتا دهه هشتادی ها و بخشی از دهه نودی تازه پا در حریم جوانی نهاده هستند که حسی قوی تری از فردیت خود دارند و می توانند ارزش های خود را شناسایی کنند. آنها بشدت نسبت به گذشته و دوران نو جوانی خود که تماما زیر فشار خرد کننده تفکر ارتجاعی جمهوری اسلامی قرار داشته و عملا حداقل شادی ها را از آن ها سلب کرده و با سو استفاده از عدم استقلال فردی و محصور بودنشان در چهار چوب مدرسه و خانواده آن ها را مجبور به تن دادن به امر و نهی های خود نموده است ! سخت معترض و حساسند.
حال نیروی جوانی با حسی از قدرتمندی جسم و سیال بودن ذهن بخصوص در عصر انترنت و دنیای مجازی ترکبیی ساخته که میخواهند بند ها را بگسلند و در سیمای مدرنی که در رویاهای هر روزه شان که چشم بر آینده و زندگی آزاد جوانان در کشور اروپائی بخصوص امریکائی دوخته و می خواهند در سیمای جوان مدرن ایرانی ظاهر شوند!
میخواهند آن گونه زندگی کنند که بختکی بنام جمهوری اسلامی با عقب ماندگانی بنام لشگر صاحب الزمان هر روز بر زندگی و رویا های آن ها نتازند و مورد تحقیر و آزارش قرار ندهند.باید بیاریشان شتافت !
آنها فاصله ای عمیق بین خود و لشگر قرون وسطائی تحت فرمان حکومت می بیند، که وظیفه شان تخریب سیمای مستقل آنها و از بین بردن امید ها و آرزوهای آنهاست. دره عمیقی بین این بخش از نسل شکل گرفته در فضای دنیای مجازی با تکیه بر ارزش های غربی و استیل زندگی غربی با تفکر حاکم در جمهوری اسلامی که “رهبر”آن را “جنگ نرم دشمن ” می داند و بازگشت به موهوماتی متحجری بنام پرورش نیروهای ارزشی.
آن هائی که امروز با دقت تحولات جامعه ایران را در دو سطح حکومتی و مردمی دنبال می کنند. در لحظه لحظه زندگی جوانان شاهد دور شدن و فاصله گیری عمیقی هستند که بین جوانان و نوجوانان و حاکمیت بوجود آمده است.
اکثریت جوانان امروز ایران از انتصاب خود به جمهوری اسلامی شرم دارند ،از انتصاب به حکومتی که مشتی آدم های بی هویت کف خیابانی بی هیچگونه پرنسیپ و پایبندی به نرم های اجتماعی برای آن ها تعین تکلیف می کنند. شرم دارند از آن هیکل های آخوندی با آن شکل وشمایل و تفکر قرون وسطائی که خود را نماینده آنها می دانند.برای آن ها نوع زندگی معین می کنند. کسانی چون حدادیان ها وزاکانی ها بر مراکز علمی می گمارند وعملا به نسل جوان و آگاه توهین می نمایند.نسلی که آگاه به دست آوردهای علمی،فرهنگی .اجتماعی جهان معاصر ،بچشم اندازهائی که رشد دانش بشری ترسیم می کند می باشد.
غرور جوانی ،عشق به آینده ای زیبا در تمامی رویاهای این نسل حضور دارد . حضور سلبرتی ها که هر کدام گونه ای از زندگی و موفقیت را بنمایش می گذارند . همه دست بدست هم داده ،درون ام القرای اسلامی دنیای جدیدی ساخته بنام جوان و نوجوانان ایرانی،(بخصوص دختران وزنان ایرانی که با شناسائی ارزش ها و توانائی های خود در تمامی عرصه ها از هنر ،دانش ،ورزش وشهامت جنگیدن و سر از قوانین ارتجاعی حکومت باز زدن … خود را نشان داده ومی دهد. دیگرجائی برای تن دادن به چهار چوب های محدود کننده شخصیتی وایدالی خود توسط این حکومت نمی گذارد.)
مهم تر ازهمه خود عنصر جوانیست !عنصری آمیخته با شور و نشاط ،آمیخته به عشق ،به نیاز های جنسی ،به سرکشی که درون خود نوعی از ماجرا جوئی ، جنون جوانی ،عدم عافیت طلبی وحسابگری محصول سنین بالا و نهایت عدم هراس از مرگ را همراه دارد.
مهم تر ازهمه خود عنصر جوانیست !عنصری آمیخته با شور و نشاط ،آمیخته به عشق ،به نیاز های جنسی ،به سرکشی که درون خود نوعی از ماجرا جوئی ، جنون جوانی ،عدم عافیت طلبی وحسابگری محصول سنین بالا و نهایت عدم هراس از مرگ را همراه دارد.
چرا که شور جوانی ،شور تغیر و ساختن ،شورپیروزی و ایستادن بر قله های سرکش ،ناشناخته اما قابل تسخیر،قدرتمند تر از هر نیروئی عمل می کند .
این است آن لشگر عظیم مهسائی که هراس در دل حکومت می افکند و عامل اصلی در فروپاشی ارزش های ساختگی او می گردد .تجسم حکومت بی ارزش شده با لشکری که هر روز جریان واقعی زندگی و خواست نسل جدید که بخشی از فرزندان همان لشگر و جوان تر های درون آن را نیز شامل می گردد زیباست و سترگ بودن وظیفه هر ایرانی را در برابر این جوانان و حمایت از آن ها در برابر سرکوب حکومت سنگین تر می سازد.
این است آن لشگر عظیم مهسائی که هراس در دل حکومت می افکند و عامل اصلی در فروپاشی ارزش های ساختگی او می گردد .تجسم حکومت بی ارزش شده با لشکری که هر روز جریان واقعی زندگی و خواست نسل جدید که بخشی از فرزندان همان لشگر و جوان تر های درون آن را نیز شامل می گردد زیباست و سترگ بودن وظیفه هر ایرانی را در برابر این جوانان و حمایت از آن ها در برابر سرکوب حکومت سنگین تر می سازد.
بیائید دست در دست هم جنبش مهسا را به جنبش همگانی ویک پارچه در حمایت از جوانان و نوجوان این سرزمین بدل کنیم .این مهم ترین وظیفه ما در برابر تاریخ و نسل جوان است .
ابوالفضل محققی