سازمان بی‌سازمان‌ها، فعالان صنفی-دانشجویی دانشگاه علامه‌طباطبایی

بدیل‌های دانشگاهی؛ نهادهای دانشجویی [تحلیل فعالان صنفی از وضعیت کنونی دانشگاه‌ها و حرکت به سوی بدیل‌های انضمامی]

از نظر آلن تورن، جامعه توانایی کنش بر خودش را دارد. بدان معنا که انگاره‌های کلان فرهنگیِ متفاوت، هرکدام برای ساخت و اثرگذاری بر ارزش‌ها و هنجارهای جامعه به رقابت با یکدیگر می‌پردازند. تورن این را تاریخمندی نام نهاده و جنبش اجتماعی را رفتار جمعیِ سازمان‌یافته برای کنترل، ساخت و تفوق هنجارها و ارزش‌های جامعه می‌داند. اما برای پیروزی جنبش اجتماعی، به ابزار یا سرمایه‌ای نیاز است که منجر به تبلور قدرتِ جامعه شود؛ سرمایه اجتماعی.

سرمایه اجتماعی سرمایه‌ای است متعلق به جامعه که از طریق تعاملات واقعی بین افراد شکل می‌گیرد. انسان‌ها از طریق مجموعه‌ای از شبکه‌ها به هم مرتبط می‌شوند و با گسترش این شبکه‌ها نوعی دارایی شکل می‌گیرد که سرمایه اجتماعی خوانده می‌شود. روابط بین افراد و شبکه‌های اجتماعی، هنجارهای تعامل و اعتماد را شکل داده و به اعضای جامعه این قدرت را می‌دهد تا اهداف جمعی را پیگیری کنند و به آن دست یابند.

اکنون ما به میدان‌هایی برای تعامل و ارتباط بین اعضای جامعه نیاز داریم. اشکال مختلف نهادهای مدنی در ایران که می‌توانستند سرمایه اجتماعی خلق کنند، یا به کلی از طریق دستگاه سرکوب مهار شده و از کار افتاده‌اند، یا قلب ماهیت شده‌اند و یا در انحصار گروه‌های خودی و جریان اصلاحات درآمده‌اند.

اما دانشگاه استخوانی در گلوی ج.ا است. انجمن‌های اسلامی که به عنوان نهادی انقلابی برای گزینش و سرکوب دانشجویان ساخته شده بود به مرور به نهادی تبدیل گشت که بر خلاف انتظار نظام سیاسی مستقر عمل می‌کرد و اینک توسط حکومت سرکوب می‌شود. شوراهای صنفی نیز با تمام محدودیت‌هایی که در تشکیل شورا‌ها ایجاد کردند به فعالیت خود ادامه دادند و در مقابل نیروهایی که قصد داشتند فعالیت‌شان را صرفا رفاهی جلوه دهند، ایستادگی کردند. اما ساختار عمودی، سلسله‌مراتبی و متمرکز انجمن‌های اسلامی و محدودیت‌های شوراها، از طرفی کار دستگاه سرکوب را آسان‌تر می‌کند و از سوی دیگر، به تعبیر رابرت پاتنم، این نوع ساختارها کمتر از پیوندها و ساختارهای افقی برای ساخت سرمایه اجتماعی مفید واقع می‌شوند.

به نظر می‌رسد علاوه بر حفظ تشکل‌های موجود تا حد امکان، شکل دیگری از میدان تعامل و ارتباط را باید مورد توجه جدی‌تر قرار داد که هم تعاملات و ارتباط بین افراد را فراهم می‌آورد و هم ساختار غیر سلسله‌مراتبی و غیر خطی آن، کار دستگاه سرکوب را دشوارتر می‌کند و هم پیوندهای افقی آن، در ساخت سرمایه اجتماعی مفیدتر است.

این شکل دیگر، سال‌هاست که در دسترس ماست و همگی به نوعی آن را تجربه کرده و با آن آشنا هستیم. اگرچه شاید به آن از منظر میدان ارتباط و تعاملِ سرمایه‌ساز نگاه نکرده‌ایم و صرفاً آن را به عنوان ابزاری برای هم‌افزایی دانش نگریسته‌ایم. این شکل یا فرمِ آشنا، حلقه‌های مطالعه و کتابخوانی، نقد فیلم، تحلیل مسائل روز یا اقسام دیگری از این نوع هستند.

این حلقه‌ها به عنوان میدانی عمل می‌کنند که تعامل و ارتباط را برقرار ساخته و سرمایه اجتماعی خلق می‌کنند. در خلال این تعامل و ارتباط، گفتگو رخ خواهد داد، مسئله ساخته می‌شود و راه‌حل‌ها بررسی خواهد شد. این سرمایه اجتماعی در بزنگاه عمل خواهد کرد. بزنگاه همان ایجاد یا آشکارشدن شکاف در بدنۀ سازوبرگ قدرتِ برساخته است و سرمایه اجتماعی، هم زاده این شکاف است و هم اشتداد آن.

فعالان صنفی-دانشجویی دانشگاه علامه‌طباطبایی، تابستان ۱۴۰۲