محدودهی جغرافیایی: میدان انقلاب/ تقاطع ۱۶ آذر/ تقاطع قدس/ تقاطع وصال/ چهارراه ولیعصر/ تاتر شهر/ پارک دانشجو/ چهارراه کالج ( تقاطع حافظ )/ میدان فردوسی/ میدان ولیعصر/ بلوار کشاورز/ انتهای بلوار/ خیابان کارگر شمالی/ میدان انقلاب
زمان: شنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۲/از ساعت ۱۱ تا ۱۴
۱- حضور غیرعادی نیروی پلیس از نظر تعداد و تجهیزات همراه
۲- حضور غیرعادی نیروهایی با لباس بسیج و سپاه از نظر تعداد، تجهیزات همراه و رفتارهای هیجانی و پرخاشگرانه
۳- حضور غیرعادی نیروهای لباس شخصی از نظر تعداد و تجهیزات همراه؛ در پشت درختها، داخل کوچهها و خیابانهای فرعی منتهی به میادین خیابانهای اصلی، زیر پلها، داخل ایستگاههای مترو و اتوبوس
۴- نیروهای پلیس نزدیک ظهر، خسته روی زمین با پاهای دراز؛ نشسته بودند.
۵- نیروهای با لباس بسیج و سپاه، با فریاد و ضرب و شتم و رفتارهای هیجانمدار؛ بهدنبال هماورد و اگر نمییافتند درپی شکار بودند.
۶- نیروهای لباس شخصی، بیشتر درحال صحبت با موبایل و هماهنگی دیده میشدند.
۷- بهطور مستمر موتورسواران با لباس بسیج و سپاه از مسیرهای مختلف پیادهروها و خط ویژهی اتوبوسرانی و امداد؛ با سروصدای زیاد موتور سیکلت ها، در آمد و شد بودند و هنگام این گذر به مردم و اطراف نگاه میکردند.
۸- موتور سواران نیروی پلیس با تجهیزات کامل در گوشههای میادین و برخی تقاطعها، ساکت و منتظر و بیحوصله ایستاده بودند.
۹- مردم در گروههای سنی مختلف و با پوشش متنوع، آرام به تعداد اندک و پراکنده و گاهی در گروههای چندنفره در حال تردد و پیادهروی بودند.
۱۰- دختران و زنان با پوشش اختیاری ( با روسری و حجاب کامل و بدون روسری) و پسران و مردان با پوشش اختیاری (لباس رسمی تا شلوارک و لباس راحتی) در پیادهروی پراکنده دیده میشدند.
۱۱- به محض رویت یک گروه چندنفره از مردم، نیروهای با لباس بسیج و سپاه، با موتور سیکلت یا بدون آن؛ در پیادهروها گروه را با خشونت و فحاشی و ضربات باتون به بازگشت فرمان میدادند.
۱۲- تعدادی از مردم برمیگشتند و از مسیر دیگری به پیادهروی خود ادامه میدادند.
۱۳- تعدادی هم باوجود شنیدن دشنام و خوردن باتون، با سکوت از تونل نیروهای مذکور گذر کرده و به راه خود ادامه میدادند.
۱۴- در مسیر اتوبوسرانی سریع، صدای گلوله های ساچمهای شنیده شد و سپس درحلقهی فشردهای از تعداد زیاد نیروهای پلیس، بسیج، سپاه و لباس شخصی؛ مردان جوانی را از اتوبوس پیاده کردند و بردند.
۱۵- هنگام ظهر برای نیروهای مقابله کننده با مردم، غذا آوردند و گروهی مشغول تقسیم آن شدند.
۱۶- نیروهای با لباس بسیج و سپاه و شخصی، همچنان با رفتارهای هیجانمدار و با نگاه به مردم و اطراف، غذا را میگرفتند و به یکدیگر روحیه هم میدادند و میگفتند: با اقتدار
۱۷- نیروهای پلیس، با چهرههایی خسته و بیحوصله درحالی که برخی همچنان روی زمین نشسته بودند، بدون نگاه به اطراف و مردم درحال گذر؛ غذایشان را میگرفتند و ساکت بودند.
بیشتر کافهها و مغازهها، باز بود و مردم نیز درحال پیادهروی با تعجب و سکوت و گاه بیان جملاتی به یکدیگر به این حضور غیرعادی نظامی و انتظامی؛ مینگریستند. برخیاز آنها که در دههی شصت یا هفتاد عمرشان بودند، بلند بلند میگفتند: معلوم است که از ما ترسیدهاند …
✍️ فریبا نظری
۲۶ شهریور ۱۴۰۲
https://t.me/Sociologyofsocialgroups